کد خبر : 247835
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ۱۹:۱۹

۱۲ روز بی‌خواب؛ روایت داوطلب آمریکایی از وحشت موشک‌های ایرانی در اسرائیل

۱۲ روز بی‌خواب؛ روایت داوطلب آمریکایی از وحشت موشک‌های ایرانی در اسرائیل
داوطلب آمریکایی برنامه «سار-اِل» تجربه‌ای شخصی و پرتنش از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل ارائه می‌دهد؛ از شب‌هایی که موشک‌های بالستیک خواب را از چشمان مردم می‌ربود تا پناهگاه‌های شلوغی که در آن خانواده‌ها در میان انفجارها روز و شب را سپری می‌کردند. این روایت تصویری از یک جامعه تعطیل‌شده و گرفتار در هشدارهای مداوم موشکی ترسیم می‌کند.

۱۲ روز بی‌خواب؛ روایت داوطلب آمریکایی از وحشت موشک‌های ایرانی در اسرائیل

به گزارش اطلاع با ما ، اسرائیل: داوطلب آمریکایی برنامه «سار-اِل» تجربه‌ای شخصی و پرتنش از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل ارائه می‌دهد؛ از شب‌هایی که موشک‌های بالستیک خواب را از چشمان مردم می‌ربود تا پناهگاه‌های شلوغی که در آن خانواده‌ها در میان انفجارها روز و شب را سپری می‌کردند. این روایت تصویری از یک جامعه تعطیل‌شده و گرفتار در هشدارهای مداوم موشکی ترسیم می‌کند.

روایتی از دل پناهگاه‌های اسرائیل

یک داوطلب آمریکایی که در برنامه «سار-اِل» با ارتش اسرائیل همکاری می‌کند، تجربه شخصی خود از جنگ ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل را بازگو کرده است؛ تجربه‌ای که به گفته او بیشتر شبیه «روزهای بی‌پایان بی‌خوابی» بود تا یک مأموریت نظامی.

آغاز جنگ؛ تعطیلی یک کشور

به روایت او، در نخستین ساعات آغاز درگیری، سراسر اسرائیل به‌دلیل خطر موشک‌های بالستیک ایران عملاً تعطیل شد. مدارس، مراکز تجاری، اماکن مذهبی و حتی جاده‌ها خلوت شدند و بسیاری از مردم به اتاق‌های امن، پارکینگ‌های زیرزمینی و ایستگاه‌های مترو پناه بردند. تصاویر شهرها نشانی از زندگی روزمره نداشت؛ بیشتر به پناهگاه‌های دوران جنگ جهانی شباهت داشت.

داوطلبانی که گرفتار شدند

نویسنده و گروه همراهش که یک روز قبل از شروع جنگ در پایگاهی نزدیک غزه کار داوطلبانه انجام داده بودند، با آغاز حملات در اسرائیل گیر افتادند. بسته شدن فرودگاه بن‌گوریون باعث شد هیچ‌کس نتواند از کشور خارج شود و داوطلبان ناچار بودند محل امنی برای خود پیدا کنند. برخی در هتل‌ها و برخی دیگر در خانه اقوام یا دوستان مستقر شدند؛ هر جایی که اتاق امن وجود داشت.

شب‌هایی که صبح نمی‌شد

به گفته او، بیشترین فشار روانی جنگ از جایی آغاز شد که موشک‌ها بیشتر شبانه شلیک می‌شدند؛ حملاتی که خواب را از چشمان مردم می‌ربود. پناهگاه‌های کوچک پر از خانواده‌هایی بود که ساعت‌ها کنار هم می‌نشستند و انفجارهای پیاپی را تحمل می‌کردند. او شرایط یک پناهگاه تنگ، تاریک و بدون تهویه را توصیف می‌کند؛ جایی که هشت نفر در فضای طراحی‌شده برای چهار نفر به اخبار پناه می‌بردند و با هر هشدار اضطراری دوباره به آن بازمی‌گشتند.

زندگی با هشدار ۹۰ ثانیه‌ای

سیستم هشدار موشکی اسرائیل که به همه تلفن‌ها متصل است، با دو مرحله هشدار عمل می‌کرد: هشدار اولیه ۱۰ دقیقه‌ای و سپس «کد قرمز» که تنها ۹۰ ثانیه فرصت پناه‌گیری می‌داد. نویسنده می‌گوید در این ۱۲ روز، حتی صدای گاز یک کامیون هم به‌اندازه یک آژیر واقعی، مردم را وحشت‌زده می‌کرد.

پایان ۱۲ روز فرساینده

او روایت خود را با این جمله تمام می‌کند که امیدوار است مردم آمریکا هرگز چنین روزهایی را تجربه نکنند؛ روزهایی که به گفته او، نه خواب داشت و نه آرامش، و تنها چیزی که باقی می‌ماند، انتظار هشدار بعدی بود.

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.