به گزارش اطلاع با ما ، تجمعات : حضور میلیونی مردم در خیابانها، رسانهای زنده علیه تهدیدات خارجی ساخته؛ اما آیا این شور انقلابی بدون آسیبشناسی میتواند به «شعور پایدار ملی» تبدیل شود؟ این گزارش با نگاهی فراجناحی، ۵ مزیت راهبردی و چالش بزرگ تجمعات میدانی (از فرسایش معنا تا نفوذ رسانهای) را بررسی میکند.
خیابان در ترازوی نقد ایستاده است. آنچه روزگاری تنها محل تردد بود، اکنون به رسانهای زنده برای اعلام «وفاق ملی» و «اقتدار بازدارنده» تبدیل شده. در شرایطی که ایران با جنگهای شناختی و تهدیدات هیبریدی دست و پنجه نرم میکند، حضور میدانی مردم برای دفاع از کیان کشور، نه یک رویداد عادی که پدیدهای راهبردی و پیچیده است. اما آیا این شور خیابانی خودبهخود به شعور پایدار ملی منجر میشود یا نیازمند کالبدشکافی است؟
در تئوریهای نوین امنیت، «اراده عمومی» مهمترین لایه دفاعی است. تجمعات مردمی با محوریت ایران، به بازیگران بینالمللی میفهماند که هرگونه تعدی به مرزها با پیکرهای واحد روبهروست. این حضور میدانی، به دیپلماتها اجازه میدهد با پشتوانه جمعیت پای میز مذاکره بنشینند؛ چراکه در معادلات قدرت جهانی، هیچ سلاحی به اندازه «مشروعیت برآمده از جمعیت» برنده نیست.
تجمعات ملی در بهترین حالت، فرصتی برای بازتعریف «هویت مشترک»اند. وقتی افراد با سلایق سیاسی متفاوت زیر یک پرچم جمع میشوند، نوعی همدلی ناخودآگاه شکل میگیرد که از غلظت کینههای جناحی میکاهد. اما در صورت هدایت نادرست، همین میدان میتواند به فضایی برای کلیشهسازی و طرد گروههای دیگر تبدیل شود. ترمیم شکاف اجتماعی نیازمند آن است که «صدای زندگی روزمره» در کنار «فریاد دفاع از میهن» شنیده شود.
یکی از چالشهای جدی، گرفتار شدن در دام «کلیشه» است. اگر بسامد تجمعات بدون خلاقیت بالا برود و پیام جدیدی نداشته باشد، نسل جوان (بهویژه نسل زد) آن را کنشی نمایشی و فاصلهگرفته از واقعیت تعبیر میکند. این «فرسایش معنا» منجر به عادیسازی پدیدهای میشود که باید استثنایی و هشداردهنده باشد. برای جلوگیری از این آسیب، باید فرم و محتوای تجمعات بهروز، هوشمندانه و مسئلهمحور شود.
در عصر جنگ شناختی، هر تجمعی هم فرصت است و هم تهدید. رسانههای معاند در کمیناند تا با برجستهسازی حواشی، شعارهای تند یا تقطیع تصاویر، یک حرکت ملی را «سازماندهیشده» یا «فاقد عمق» جلوه دهند. عدم مدیریت روایت، میتواند زحمت میلیونی مردم را خنثی کند. تجمعات میدانی برای اثرگذاری جهانی، نیازمند «پیوست رسانهای هوشمند» و زبانی حقوقی و عقلانی هستند.
آسیب بنیادین کنشگری میدانی در ایران، «مناسبتی شدن» آن است. اگر خیابان فقط در روزهای بحران (جنگ، انتخابات، تهدیدات امنیتی) در اختیار دفاع از مرزها باشد، نوعی لکنت زبان اجتماعی ایجاد میشود. هنر حکمرانی ملی آن است که میدان را به فضایی امن برای بیان مطالبات جاری همه اقشار (از معلمان و کارگران تا فعالان محیطزیست) تبدیل کند. تبدیل خیابان به «زبان گویای جامعه»، صیانت از ایران را با صیانت از حقوق شهروندان گره میزند و رابطه مقطعی را به قراردادی اجتماعی و مستحکم بدل میسازد.
خیابان در ترازوی نقد، هم ظرفیت تولید قدرت نرم دارد و هم در معرض فرسایش و روایتسازی وارونه است. راه عبور از این دوگانگی، پیوند «شور خیابانی» با «شعور پایدار ملی» از طریق خلاقیت، هوشمندی رسانهای، گشودگی به مطالبات صنفی و تبدیل میدان به نهادی مدنی و فراگیر است. تنها در این صورت است که حضور مردم نه از روی تکلیف لحظهای، که برخاسته از عهدی پایدار خواهد بود
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ