به گزارش اطلاع با ما در سالهای گذشته، سیاست خارجی ایران با برداشت خاصی از “رئالیسم” به سمت ایجاد ابزار قدرت و بازدارندگی رفت؛ اما نتیجه این رویکرد، گرفتار شدن در چاه قطعنامهها و فعالسازی مکانیسم ماشه بود. این مسیر، به جای تقویت جایگاه ایران، فشار تحریمها را افزایش داد و برجام تنها توانست بهطور موقت ایران را از تله قطعنامهها بیرون آورد. امروز دوباره پرسش اصلی این است که آیا باز هم گرفتار چاه اسنپبک خواهیم شد یا راهی برای خروج پایدار وجود دارد؟
سیاست خارجی ایران در دهههای اخیر همواره تحت تأثیر برداشت خاصی از رئالیسم بوده است. اما این برداشت بیشتر به “رئالیسم جادویی” شباهت داشت؛ جایی که ابزارهای قدرت تنها در ذهن تصمیمگیران وجود داشت و در عرصه واقعیت، ایران درگیر فشار تحریمها و انزوای سیاسی شد.
مدافعان این رویکرد تصور میکردند با تکیه بر بازدارندگی هستهای و موشکی میتوانند توازن قدرت را تغییر دهند. اما واقعیت این بود که طرف مقابل با صبر و استراتژی طولانیمدت، تحریمها را اعمال و آثار آن را بر اقتصاد ایران آشکار کرد.
اصرار بر برخی سیاستها، ایران را به کشوری خارج از چارچوبهای پذیرفتهشده بینالمللی بدل کرد. همین مسئله باعث شد فشارها روی نقاط حساس هستهای و موشکی متمرکز شود و زمینه صدور قطعنامههای متعدد علیه ایران فراهم گردد.
توافق برجام توانست غنیسازی ایران را به رسمیت بشناسد و کشور را به مدت ده سال از چاه قطعنامهها بیرون آورد. هرچند مرگ برجام نتیجه اقدامات داخلی و خارجی بود، اما در مقطعی از شدت بحران کاست.
اگر ایران از ابتدا وارد تله امنیتیسازی نمیشد، مکانیسم ماشه امروز تهدیدی جدی علیه کشور محسوب نمیگردید. اکنون پرسش اصلی این است که آیا ایران باز هم به سمت چاه اسنپبک میرود یا میتواند با نگاهی واقعگرایانهتر از این چرخه تکراری عبور کند؟
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ