به گزارش اطلاع با ما ، ایران اعلام کرده تنها در صورت نابودی زرادخانه هستهای اسرائیل، سطح غنیسازی اورانیوم را کاهش خواهد داد. این پیشنهاد با وجود منطق راهبردی، بهدلیل نقش حیاتی اسرائیل در سیاستهای آمریکا و اروپا، بعید است پذیرفته شود. تحلیلگران معتقدند تنشها ممکن است به خروج ایران از NPT و واکنشهای میدانی منجر شود.
ایران بار دیگر موضع راهبردی خود را در قبال برنامه هستهای اعلام کرده است: کاهش سطح غنیسازی اورانیوم به ۳.۶۷٪ تنها در صورت نابودی کامل زرادخانههای هستهای اسرائیل و تعهد به ایجاد منطقهای عاری از سلاح هستهای در خاورمیانه.
این خواسته که در چارچوب اصول «امنیت متقابل» و «اقدام متوازن» تعریف میشود، از نظر منطق سیاسی قابل دفاع است؛ با این حال، پذیرفته شدن آن از سوی غرب بسیار بعید به نظر میرسد. اسرائیل از دههها پیش به سلاح هستهای بهعنوان یکی از پایههای بقا و بازدارندگی خود در منطقه نگاه کرده و قدرتهای غربی نیز این موضوع را به عنوان واقعیتی تثبیتشده پذیرفتهاند.
با فرض بازگشت دوباره ترامپ به قدرت یا تداوم سیاستهای فعلی کاخ سفید، بعید است مسیر مذاکره برای حل اختلافات هستهای باز شود. در عوض، سیاست فشار ترکیبی شامل تحریمهای نفتی، اختلال در تبادلات مالی، و حتی اقدامات هدفمند علیه شخصیتها و دانشمندان ایرانی محتملتر است. اروپا نیز احتمالاً از طریق مکانیسم ماشه نقش مکمل را ایفا خواهد کرد.
در مقابل، تهران نیز بیتفاوت نخواهد ماند. سناریوهای محتمل شامل:
پاسخهای امنیتی در خلیج فارس، دریای سرخ یا مرزهای جبهه مقاومت
ایران میخواهد نشان دهد اگر غرب حاضر به گفتوگو نباشد، گزینههای عملیاتی روی میز خواهد بود.
در این شرایط، تلآویو باید بین دو مسیر تصمیم بگیرد: ۱. تشدید اقدامات نظامی و خطرپذیری برای مواجهه با ایران ۲. پذیرش ناخواسته شرایطی که تهران به عنوان واقعیت جدید منطقه مطرح میکند
به نظر میرسد این نقطه، مرز باریکی میان بازدارندگی و آغاز یک درگیری جدید است؛ و همچنان ارادهای جدی برای صلح در معادلات دیده نمیشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ