به گزارش اطلاع با ما انباشت بدهی بیمهها به داروخانهها، بحران نقدینگی در زنجیره تأمین دارو را تشدید کرده است. تأخیر در تسویه مطالبات، خطر کمبود دارو و افزایش سهم پرداختی بیماران را بالا برده و فشار هزینه درمان را مستقیماً به خانوارها منتقل میکند.
داروخانهها تعطیل نشدهاند و نسخهها همچنان پیچیده میشود، اما آنچه کند شده **گردش پول** است. مطالبات داروخانهها از بیمهها با تأخیرهای طولانی تسویه میشود و همین وقفه، بازسازی موجودی دارو را به یک چالش جدی تبدیل کرده است.
بیمهها از محدودیت منابع میگویند؛ از اینکه سقف توان پرداخت پر شده است. نتیجه این وضعیت، در عمل به یک معناست: اگر قیمت دارو بالا برود و پشتوانه مالی نباشد، **مابهالتفاوت مستقیماً به بیمار منتقل میشود**؛ همان عددی که روی کاغذ «سهم بیمار» است، اما در زندگی واقعی فشار معیشتی محسوب میشود.
گزارشها حاکی از **بحران نقدینگی در زنجیره تأمین دارو**ست. داروخانهها دارو را نقد از شرکتهای پخش میخرند، اما فروششان عمدتاً نسخهای و بیمهای است؛ پولی که با تأخیر چندماهه برمیگردد. این فاصله زمانی یعنی:
* سفارشهای بعدی کوچکتر میشود * جایگزینی دارو سختتر
برآوردها نشان میدهد مطالبات داروخانهها از بیمهها به **نزدیک ۵۰ هزار میلیارد تومان** رسیده است؛ پول دارویی که مصرف شده، اما هنوز به چرخه داروخانه بازنگشته. دولت از پرداخت ۷.۸ همت خبر میدهد، اما در برابر این حجم بدهی، این رقم بیشتر شبیه **کاهش شعله بحران** است تا حل آن.
دارو مثل بسیاری از کالاها نیست که بتوان خریدش را عقب انداخت. وقتی بیمهها با تأخیر پرداخت میکنند، بیمار ناچار میشود کمبود را **از جیب خودش جبران کند**؛ حتی وقتی همین ابتدا هم جیب خالی است. این یعنی فشار درمانی، آرام و بیسروصدا، از سیستم به مردم منتقل میشود.
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، نهتنها دسترسی به دارو سختتر میشود، بلکه **نابرابری در درمان** تشدید خواهد شد؛ جایی که داشتن یا نداشتن پول نقد، تعیینکننده ادامه یا توقف درمان است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ