به گزارش اطلاع با ما ، حقوقبگیران : در یک دهه گذشته، اگرچه تعداد شاغلان افزایش یافته و نرخ بیکاری کاهش پیدا کرده، اما قدرت خرید مزدبگیران بهطور مستمر تضعیف شده است. رشد مزدی کمتر از تورم، گسترش مشاغل کمدرآمد و افت کیفیت اشتغال باعث شده «کار» دیگر تضمینی برای معیشت نباشد. همزمان کاهش ضریب جینی، بیش از آنکه نشانه بهبود توزیع درآمد باشد، از همگانیشدن فقر حکایت دارد.
در ارزیابی وضعیت بازار کار، معمولاً نرخ بیکاری و تعداد شاغلان در کانون توجه قرار میگیرد. اما تجربه زیسته خانوارهای مزدبگیر نشان میدهد شاخص مهمتری وجود دارد: قدرت خرید دستمزد. افزایشی که تنها روی فیش حقوقی دیده میشود، اگر همپای تورم حرکت نکند، در عمل به بهبود زندگی منجر نخواهد شد.
دادههای رسمی نشان میدهد در فاصله سالهای ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳، میانگین تورم سالانه بهطور قابل توجهی بالاتر از رشد حقوق بوده است. نتیجه این شکاف مزمن آن است که هرچند عدد حقوق چند برابر شده، اما توان تأمین سبد معیشت بهصورت تجمعی کاهش یافته است. به زبان ساده، مزد بزرگتر شده اما زندگی کوچکتر.
کاهش نرخ بیکاری الزاماً به معنای بهبود شرایط اقتصادی نیست. در شرایطی که سرمایهگذاری کاهش یافته و تولید درجا میزند، افزایش اشتغال عمدتاً از مسیر گسترش مشاغل کمدرآمد، ناپایدار و غیرمولد رخ میدهد. این وضعیت به شکلگیری پدیدهای منجر شده که در ادبیات اقتصادی با عنوان «بیکاری پنهان» شناخته میشود.
یکی از نشانههای تغییر ماهیت بازار کار، افزایش سهم خانوارهای شاغل در میان جمعیت زیر خط فقر است. این وضعیت نشان میدهد مسئله اصلی، کمبود کار نیست؛ بلکه بیاثر شدن کار در تأمین حداقلهای زندگی است. در چنین شرایطی، اضافهکاری، چندشغلی و بدهی جایگزین امنیت معیشتی میشود.
در سالهای اخیر، کاهش ضریب جینی مورد توجه قرار گرفته است. اما بررسی دقیقتر نشان میدهد این کاهش بیشتر حاصل افت درآمد واقعی طبقه متوسط و نزدیکشدن دهکها در سطوح پایینتر معیشت است. در چنین شرایطی، کاهش فاصله آماری لزوماً نشانه بهبود نیست، بلکه میتواند بیانگر فشردهشدن جامعه در سطح پایینتری از رفاه باشد.
بازار کار ایران با یک وارونگی معنادار مواجه است: هرچه سطح تحصیلات بالاتر میرود، احتمال بیکاری افزایش مییابد. این مسئله نشان میدهد مشکل صرفاً به مهارت یا آموزش مربوط نیست، بلکه به ساختار اقتصادی و محدود بودن تقاضای شغلی مولد بازمیگردد؛ بهویژه برای زنان تحصیلکرده که نرخ بیکاری بالاتری را تجربه میکنند.
اقتصاد ایران امروز بیش از آنکه با بحران بیکاری روبهرو باشد، با بحران تضعیف معنای کار مواجه است. تا زمانی که سیاستهای مزدی، سرمایهگذاری و کیفیت اشتغال بهصورت همزمان مورد بازنگری قرار نگیرد، بهبودهای آماری نمیتواند بازتابدهنده واقعیت معیشت خانوارها باشد. کار بدون قدرت خرید، تنها آمار را بهتر میکند؛ نه زندگی را.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ