به گزارش اطلاع با ما ، مناظره روحانی و جلیلی: صداوسیما بار دیگر در کانون انتقادها قرار گرفته است؛ اینبار بهدلیل مخالفت با مناظره میان حسن روحانی و سعید جلیلی. بررسیها نشان میدهد که ساختار درونی سازمان، ارتباطات نزدیک با حلقه جلیلی و هراس از بازتاب رسانهای احتمالی، سه عامل کلیدی این تصمیم بودهاند. این گزارش نگاهی تحلیلی دارد به چرایی موضع رسانه ملی در برابر این مناظره جنجالی.
بار دیگر نام صداوسیما و جلیلی در صدر اخبار سیاسی کشور قرار گرفته است. مناظرهای که پیشنهاد آن از سوی حسن روحانی مطرح و با پاسخ مثبت سعید جلیلی همراه شد، اکنون بهدلیل مخالفت صریح رسانه ملی، به موضوعی داغ در افکار عمومی تبدیل شده است. پاسخ کوتاه و چندبارهی «خیر» از سوی پیمان جبلی، رئیس صداوسیما، اگرچه ظاهراً ساده بود، اما در واقع لایههای عمیقتری از تصمیمگیری سیاسی، رسانهای و امنیتی را در خود پنهان دارد.
یکی از محورهای تحلیل درباره مخالفت صداوسیما، ارتباط نزدیک حلقه مدیریتی سازمان با چهرههای نزدیک به سعید جلیلی است. پس از انتخابات گذشته، برخی تغییرات مدیریتی در رسانه ملی بهگونهای رقم خورد که مسیر سیاستگذاری رسانهای به دیدگاههای نزدیک به جریان جلیلی تمایل پیدا کرد. حضور برادر سعید جلیلی در یکی از پستهای مهم سازمان نیز بر این گمانه افزود که «زمین رسانه ملی» بیش از پیش در اختیار یک طیف خاص قرار دارد. چنین ساختاری موجب شده است صداوسیما بهطور طبیعی تمایلی به ایجاد بستری برای نقد جلیلی نداشته باشد. در واقع، رسانه ملی اکنون در چنبرهای از روابط سیاسی گرفتار است که امکان گفتوگوی واقعی و نقد متقابل را کاهش داده است.
در انتخابات ریاستجمهوری اخیر، صداوسیما با همه ظرفیت خود از جلیلی حمایت کرد، اما نتیجه نهایی نشان داد که افکار عمومی مسیر دیگری را انتخاب کرده است. همین تجربه موجب شد مدیران رسانه ملی نسبت به تکرار مناظرهای مشابه، احتیاط به خرج دهند. مناظره زنده، فضایی غیرقابل پیشبینی دارد؛ حتی اگر به لحاظ فنی به نفع یک چهره تنظیم شود، واکنش لحظهای طرف مقابل میتواند معادلات را بر هم بزند. شکست رسانهای مجدد جلیلی، نهتنها به چهره سیاسی او، بلکه به اعتبار سازمان صداوسیما نیز آسیب وارد میکند. از همین رو، تصمیم فعلی را باید نوعی عقبنشینی محافظهکارانه دانست.
نکته دیگر، شرایط ویژه اقتصادی و سیاسی امروز ایران است. با بازگشت برخی قطعنامهها، فشارهای خارجی و تنشهای داخلی، سیاستگذاران رسانهای تمایل ندارند بسترهایی فراهم شود که میتواند به شکاف جدید سیاسی دامن بزند. در چنین وضعیتی، مناظره روحانی و جلیلی نهتنها رویدادی رسانهای بلکه رویدادی امنیتی تلقی میشود. چرا که هر دو چهره در دو سوی طیف سیاسی قرار دارند و رویارویی آنها میتواند موجی از قطببندی تازه را در جامعه ایجاد کند. بنابراین مخالفت صداوسیما را میتوان در چارچوب حفظ آرامش و انسجام ملی نیز تحلیل کرد.
حسن روحانی تنها یک سیاستمدار سابق نیست؛ او از نخستین سالهای پس از انقلاب در سطوح بالای تصمیمگیری کشور حضور داشته است. همین پیشینه باعث شده برخی او را «صندوق اسرار» بنامند. در صورت برگزاری یک مناظره زنده، احتمال طرح موضوعات پیشبینیناپذیر و حساس وجود دارد. حتی اگر این برنامه بهصورت ضبطشده پخش شود، سانسور یا حذف بخشهایی از گفتگو میتواند اعتبار رسانه را زیر سؤال ببرد. در نتیجه، از نگاه مدیران صداوسیما، مناظره با روحانی بیش از آنکه فرصت باشد، تهدیدی رسانهای و سیاسی بهشمار میآید.
تحلیلگران معتقدند که تصمیم به عدمپخش مناظره، اگرچه از نگاه سازمان اقدامی محافظتی است، اما میتواند پیامد معکوس داشته باشد. در عصر رسانههای دیجیتال و شبکههای اجتماعی، پنهان کردن گفتگو نهتنها مانع از انتشار آن نمیشود بلکه بر بیاعتمادی عمومی نسبت به رسانه ملی میافزاید. صداوسیما در سالهای اخیر با چالش کاهش مخاطب و افزایش بیاعتمادی روبهرو بوده است و این تصمیم میتواند فاصله مردم با این نهاد را بیش از پیش افزایش دهد.
ماجرای اخیر نشان میدهد که رابطه صداوسیما و جلیلی فراتر از یک همکاری رسانهای است و به ساختاری درهمتنیده از سیاست، ایدئولوژی و مصلحت امنیتی تبدیل شده است. تصمیم پیمان جبلی برای مخالفت با مناظره، صرفاً یک پاسخ رسانهای نیست؛ بلکه نمادی از وضعیت کنونی رسانه ملی است که میان وفاداری سیاسی و مسئولیت اجتماعی گرفتار شده است. این تصمیم شاید برای امروز از بروز بحران جلوگیری کند، اما در بلندمدت میتواند به تضعیف جایگاه رسانه ملی در افکار عمومی بینجامد — جایگاهی که روزگاری نماد گفتوگو، شفافیت و اعتماد عمومی بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ