به گزارش اطلاع با ما ، سالمندی: ایران به سرعت در حال ورود به عصر سالمندی است و دادههای رفاهی نشان میدهد بخش بزرگی از سالمندان در پایینترین دهکهای درآمدی متمرکز شدهاند. این روند در دو دهه آینده با جهش جمعیت بالای ۶۰ سال تشدید خواهد شد و میتواند رفاه خانوارها و تابآوری اقتصادی کشور را تحت فشار قرار دهد. ضعف نظام بازنشستگی، کاهش قدرت خرید و نبود سیاستهای حمایتی بلندمدت، سه عامل اصلی شکلگیری بحران معیشت سالمندان در ایران است.
ایران در آستانه گذار بزرگ جمعیتی قرار دارد؛ گذاری که پیامدهای آن بیش از هر چیز در وضعیت معیشتی سالمندان خود را نشان میدهد. دادههای رفاهی کشور حکایت از آن دارد که بخش بزرگی از جمعیت بالای ۶۰ سال، در دهکهای پایین درآمدی تجمع یافتهاند؛ موضوعی که نشانهای روشن از کاهش رفاه این گروه و فشار روزافزون بر خانوادههاست.
شاخصهای توزیع درآمد نشان میدهد که سالمندان بیش از هر گروه دیگری در دهک اول — پایینترین دهک درآمدی — حضور دارند. بررسی توزیع صدکی نیز تصویر هشداردهندهتری ارائه میدهد: بخشی از سالمندان نهتنها جزو فقیرترین دهکها هستند، بلکه در کمدرآمدترین صدکهای جامعه جای گرفتهاند. این وضعیت، آینده رفاه اجتماعی کشور را با چالشی جدی مواجه میکند.
طبق آمار رسمی، سهم سالمندان از جمعیت ایران از ۶ درصد در سال ۱۳۳۵ به ۱۰ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است. اما پیشبینیها نگرانکنندهتر است: تا سال ۱۴۳۰، بیش از یکچهارم جمعیت ایران سالمند خواهد بود. این یعنی نزدیک به ۲۴ میلیون نفر. اگر الگوی فعلی دهکبندی حفظ شود، حدود ۵ میلیون نفر از سالمندان در کمتوانترین وضعیت معیشتی قرار خواهند گرفت.
گسترش فقر سالمندان صرفاً نتیجه سالمندی نیست، بلکه به ترکیبی از عوامل ساختاری و اقتصادی بازمیگردد:
نظام بازنشستگی ناکارآمد: بخش زیادی از سالمندان امروز در زمانی فعالیت میکردند که نظام جامع بازنشستگی در کشور وجود نداشت.
تحلیل رفتن پساندازها: تورم شدید سالهای اخیر قدرت خرید سالمندان را به شدت کاهش داده و ارزش پساندازهای آنها را تقریباً بیاثر کرده است.
کاهش مستمری واقعی: برآوردها نشان میدهد قدرت خرید مستمریبگیران طی پنج سال گذشته حدود ۴۰ درصد کاهش یافته است.
کشورهایی مانند ژاپن و سوئد که زودتر وارد عصر سالمندی شدند، تجربهای ارزشمند دارند: عدم برنامهریزی زودهنگام باعث هزینههای سنگین اجتماعی و اقتصادی میشود. ژاپن که اکنون ۲۸ درصد جمعیتش سالمند است، مجبور به افزایش سن بازنشستگی و توسعه بیمههای مراقبت بلندمدت شد؛ سیاستهایی که در صورت اجرا در ایران، میتواند فشار بیشتری بر سالمندان وارد کند.
برای پیشگیری از تشدید بحران، سه محور اساسی سیاستگذاری پیشنهاد میشود:
ایجاد صندوقهای مستقل و تقویت سرمایهگذاری داراییها برای پایدارسازی منابع و حفظ رفاه آینده سالمندان.
طراحی محصولات بیمهای قابلاعتماد برای حمایت از سالمندان در برابر ناتوانیها و هزینههای مراقبتی.
ایجاد فرصتهای شغلی نیمهوقت، مشاغل خانگی و دورکاری برای سالمندانی که توان فعالیت اقتصادی محدود دارند.
بر اساس برآوردهای بینالمللی، هر یک دلار سرمایهگذاری در سلامت و رفاه سالمندان، دستکم سه دلار بازده اجتماعی و اقتصادی ایجاد میکند. این سرمایهگذاری تنها حمایت از نسل فعلی سالمندان نیست؛ بلکه تضمین امنیت اقتصادی نسلهای آینده است.
پیشبینیها نشان میدهد که تا سال ۱۴۲۰، سهم جمعیت جوان کشور به کمتر از ۲۰ درصد میرسد. این یعنی فشار مضاعف بر بودجه دولت، افزایش بار تکفل و کوچک شدن نیروی کار فعال. بنابراین زمان برای اجرای اصلاحات ساختاری محدود است.
اگر سیاستگذاری هوشمندانه، مشارکت بخش خصوصی و تجربه جهانی در کنار هم قرار گیرند، ایران میتواند گذار سالمندی را از تهدیدی جدی به فرصتی برای ساخت یک نظام رفاه اجتماعی پایدار تبدیل کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ