به گزارش اطلاع با ما ، بازنشستگان : افزایش قیمت نان و کالاهای اساسی، فاصله حقوق ۱۶ میلیونی بازنشستگان با خط فقر را عمیقتر کرده است. روایت یک بحران معیشتی که دیگر با وعده جبران نمیشود.
سالهایی نهچندان دور، دوران بازنشستگی بهعنوان فصل آرامش پس از دههها کار و تلاش تعریف میشد. اما امروز برای بسیاری از مستمریبگیران، این دوره بیشتر به میدان مدیریت هزینهها و حذف مداوم نیازهای اولیه شباهت دارد.
افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی، از نان گرفته تا اقلام مصرفی روزمره، در حالی رخ داده که رشد مستمریها با سرعت تورم همخوان نبوده است. نتیجه این نابرابری، کوچکشدن تدریجی سفرههایی است که زمانی با امید به آینده گسترده میشد.
وقتی مجموع دریافتی ماهانه حدود ۱۶ میلیون تومان است و برآوردها از هزینههای حداقلی زندگی در سطوحی چند برابر این رقم حکایت دارد، شکاف معیشتی بهوضوح خود را نشان میدهد.
حتی اگر افزایشهایی روی حقوق اعمال شود، باز هم فاصله با هزینههای واقعی زندگی پر نمیشود. افزایش درصدی حقوق، در برابر رشد چندبرابری قیمت کالاهای پایه، اثر خود را از دست میدهد. این همان نقطهای است که محاسبات کاغذی با واقعیت بازار همخوانی ندارد.
برای درک فشار معیشتی، گاهی لازم نیست سراغ کالاهای لوکس رفت. مقایسه قیمت نان، بهعنوان سادهترین کالای مصرفی، تصویر روشنی ارائه میدهد. رشد چندبرابری قیمت این کالای پایه در سالهای اخیر، در حالی رخ داده که مستمریها چنین جهشی را تجربه نکردهاند.
این اختلاف، فقط یک تغییر قیمتی نیست؛ نشانهای از کاهش قدرت خرید و محدودتر شدن انتخابها در سبد مصرفی خانوارهای بازنشسته است.
مسئله تنها به محاسبات اقتصادی ختم نمیشود. وقتی تأمین نیازهای اولیه خانواده دشوار میشود، فشار روانی و احساس ناتوانی نیز افزایش مییابد. بسیاری از بازنشستگان از کاهش توان خرید پوشاک، خدمات درمانی یا حتی تفریحات ساده سخن میگویند.
در چنین شرایطی، مطالبه اصلی نه امتیاز ویژه، بلکه حفظ حداقلهای زندگی است؛ حداقلی که بتواند کرامت انسانی را حفظ کند.
کارشناسان حوزه رفاه اجتماعی معتقدند همزمان با افزایش هزینههای زندگی، سازوکار تعیین مستمریها نیز باید بهگونهای طراحی شود که قدرت خرید واقعی حفظ شود، نه اینکه تنها ارقام اسمی افزایش یابد.
بدون اصلاح پایدار در سیاستهای حمایتی و کنترل تورم، هر افزایش حقوقی در فاصلهای کوتاه، اثر خود را از دست میدهد و دوباره شکاف معیشتی بازتولید میشود.
بحران معیشتی بازنشستگان، مسئلهای صرفاً آماری نیست؛ موضوعی است که در سفرههای کوچکتر، حذف اقلام ضروری و نگرانیهای روزمره نمود پیدا میکند. وقتی حقوق ۱۶ میلیونی در برابر هزینههای چند ده میلیونی قرار میگیرد، پرسش اصلی این است که چگونه میتوان این فاصله را به شکلی پایدار و واقعی کاهش داد؟
پاسخ به این پرسش، آینده کیفیت زندگی میلیونها بازنشسته را رقم خواهد زد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ
مرسی از اینکه حرف ما بازنشتگان تامین اجتماعی را کسی پیدا شد که بگه بابا بخدا ظلم است در حق بازنشتگان تامین اجتماعی بداد ما برسید با این حقوقهای کم وتورم سر سام آور کشور