به گزارش اطلاع با ما ، سینمای ایران: درخواست حذف پروانه ساخت فیلم از سوی صنوف سینمایی، موجی از بحثها را در سینمای ایران به راه انداخته است. این تغییر، راهی به سوی آزادی خلاقیت یا زمینهساز بینظمی در تولید خواهد بود؟ تجربه کشورهای دیگر چه میگوید؟
در روزهایی که نگاه رسانهها به حاشیههای چهرههای سینمایی دوخته شده، موضوعی مهمتر در حال شکلگیری است: درخواست حذف پروانه ساخت فیلم از سوی کارگردانان و فیلمنامهنویسان ایرانی. این مطالبه که حالا با حمایت ۱۳ صنف دیگر هم روبهرو شده، زمینهساز یک بحث گسترده درباره مرز میان نظارت دولتی و آزادی خلاقیت هنری شده است.
بسیاری از فیلمسازان معتقدند پروانه ساخت بهجای حمایت از تولید، به یک مانع بوروکراتیک تبدیل شده است. روند زمانبر و گاه سلیقهای صدور این مجوز، نهتنها تولید را کند میکند، بلکه هزینهها را هم افزایش میدهد. از این منظر، حذف آن میتواند فرصتی برای کاهش هزینهها و افزایش خلاقیت باشد.
در نگاه بخشی از سینماگران، تصمیمگیری درباره ساخت یک فیلم باید در اختیار خالق اثر باشد، نه دولت. آنها معتقدند که دولت میتواند نقش نظارتی خود را در مرحله نمایش اعمال کند، اما در فرایند خلق نباید دخالت کند.
از سوی دیگر، برخی تهیهکنندهها این حذف را تهدیدی برای سینما میدانند. آنها بر این باورند که مجوز ساخت یک ابزار چانهزنی است؛ یعنی اگر فیلمی پروانه ساخت داشته باشد، دولت در مرحله صدور مجوز نمایش مسئولیت بیشتری خواهد داشت. حذف این مرحله ممکن است ابزارهای پیگیری قانونی و صنفی را کاهش دهد.
فرانسه: فیلمها باید در مرکز ملی سینما ثبت شوند تا از حمایت یا امکان اکران برخوردار شوند.
آمریکا: ساخت آزاد است اما پخش به نظام رتبهبندی و بازار وابسته است.
کره جنوبی: پروژهها ثبت میشوند، اما نیاز به مجوز محتوایی ندارند.
در همه این کشورها، نبود پروانه ساخت به معنای فقدان نظم نیست؛ بلکه جایگزینهای شفاف و حقوقی تعریف شده است.
در شرایط فعلی ایران، این تصمیم میتواند مزایا و معایبی داشته باشد:
در نهایت، پرسش اساسی این نیست که پروانه ساخت باشد یا نه؛ بلکه اینکه رابطه دولت با سینما چگونه تعریف شود. اگر دولت بهجای ناظر سختگیر، به شریکی در خلق آثار تبدیل شود، میتوان به آیندهای پویاتر برای سینمای ایران امید داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ