به گزارش اطلاع با ما دلیل اصلی پرهیز آمریکا از جنگ مستقیم با ایران، نگرانی از جنگی پرهزینه و طولانی است؛ جنگی که میتواند سامانههای دفاعی را فرسوده، اقتصاد منطقه را بیثبات و هزینه سیاسی داخلی ایجاد کند. بنابراین، حملات محدود و فشار سیاسی–اقتصادی گزینه محتملتری نسبت به جنگ گسترده محسوب میشود.
خودداری دولت ترامپ از ورود به جنگ مستقیم با ایران بیشتر به محاسبه هزینه و زمان برمیگردد تا کمبود توان نظامی. تجربههای اخیر نشان داده که درگیری با تهران احتمالاً جنگی سریع و قابلکنترل نخواهد بود؛ در حالی که ترامپ همواره به دنبال دستاوردهای سریع و نمایش پیروزی فوری در سیاست داخلی است.
یکی از عوامل بازدارنده، عدم توازن اقتصادی در جنگ موشکی است. استفاده گسترده از موشکها و پهپادهای نسبتاً ارزان میتواند سامانههای دفاعی گرانقیمت را فرسوده کند. گزارشها درباره جنگ کوتاه ایران و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ نشان میدهد مصرف قابلتوجهی از موشکهای رهگیر پیشرفته رخ داده و جایگزینی کامل آنها ممکن است سالها زمان ببرد. ([Stars and Stripes][1]) این وضعیت برای واشنگتن به معنی ورود به جنگی است که هزینه دفاع از متحدان میتواند بسیار بالاتر از حملات طرف مقابل باشد.
تحلیلگران معتقدند راهبرد نظامی ایران بر کشدادن درگیری و تحمیل هزینه سیاسی–اقتصادی استوار است. سامانههای پرتاب متحرک، پراکندگی جغرافیایی و استفاده از تاکتیکهای فریب، هدف قرار دادن کامل زیرساختها را دشوار میکند؛ بنابراین اتکا صرف به قدرت هوایی برای حل مسئله، گزینهای تضمینشده نیست.
در دریای سرخ و تنگه بابالمندب، حملات و تهدیدها باعث افزایش قابل توجه هزینه بیمه و حملونقل شده است. بالا رفتن حق بیمه کشتیها و تغییر مسیر خطوط کشتیرانی نمونهای از جنگ اقتصادی غیرمستقیم است که میتواند بازارهای جهانی را تحت فشار قرار دهد. برای آمریکا، گسترش چنین فشارهایی یعنی افزایش قیمت جهانی انرژی و کالا؛ موضوعی که مستقیماً بر اقتصاد داخلی و افکار عمومی اثر میگذارد.
تحولات پس از جنگ غزه و درگیریهای منطقهای باعث شده الگوی کلاسیک بازدارندگی شکنندهتر شود. حضور نیروهای آمریکایی در پایگاههای منطقه، از جمله پایگاههای مهم در کشورهای همسایه، بهعنوان نقاط آسیبپذیر بالقوه دیده میشود. همین مسئله ریسک گسترش سریع جنگ را بالا میبرد و تصمیمگیران آمریکایی را محتاطتر میکند.
شخصیت سیاسی ترامپ بر نمایش قدرت و فشار حداکثری استوار است، اما همزمان تلاش میکند از ورود به جنگی طولانی که ممکن است به زیان سیاسی داخلی تبدیل شود، پرهیز کند. اظهارات اخیر او نیز نشان میدهد که همزمان با تهدید نظامی، مسیر مذاکره را باز نگه داشته و بر ادامه گفتوگوها تأکید دارد.
برآیند این عوامل نشان میدهد گزینه مطلوب واشنگتن بیشتر «نمایش قدرت کنترلشده» است؛ یعنی حملات نمادین یا محدود که پیام بازدارندگی منتقل کند، اما آمریکا را وارد جنگ فرسایشی نکند. چنین رویکردی به دولت اجازه میدهد هم فشار سیاسی و اقتصادی را حفظ کند و هم از باتلاق یک درگیری بلندمدت دور بماند.
در نهایت، خودداری از جنگ مستقیم بیشتر نتیجه ترکیب سه عامل است:
* هزینه بالای جنگ طولانی و فرسایشی * آسیبپذیری اقتصاد منطقه و بازارهای جهانی
به همین دلیل، سیاست محتمل آمریکا ادامه فشار، نمایش قدرت و حرکت همزمان روی ریل مذاکره است، نه آغاز جنگی تمامعیار.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ