به گزارش اطلاع با ما ، تهران : در شرایطی که پایتخت با بحران آب، فرونشست و ناترازیهای شهری روبهروست، برگزاری کارناوالها و کنسرتهای پرهزینه از سوی شهرداری تهران این پرسش را زنده کرده که اولویت مدیریت شهری چیست؟ آیا شادی شهروندان تنها در زمان تصمیم شهرداری معنا پیدا میکند؟
تهران، شهری که روزگاری نماد توسعه و مدیریت مدرن بود، امروز درگیر چالشهایی است که تا چند سال پیش تصورشان هم دشوار بود. هشدارهای رسمی دربارهی کمآبی، آلودگی و احتمال تخلیه برخی مناطق در صورت تداوم خشکسالی، تصویری نگرانکننده از آیندهی پایتخت ترسیم میکند.
در چنین فضایی، تصمیم شهرداری برای برگزاری کارناوالها و کنسرتهای خیابانی با هزینههای سنگین، با واکنشهای مختلفی روبهرو شده است. بهویژه وقتی برخی از همین نهادها در گذشته مانع اجرای برنامههای مشابه توسط هنرمندان مستقل یا نهادهای غیردولتی شده بودند. به نظر میرسد معیار برگزاری رویداد فرهنگی در تهران نه نیاز مردم، بلکه مجری آن است؛ اگر برگزارکننده خود شهرداری باشد، مسیر هموار است، اما اگر مردم یا بخش خصوصی بخواهند، موانع یکی پس از دیگری ظاهر میشوند.
یکی از جلوههای اخیر این سیاستگذاری فرهنگی، نمایش کتیبهی معروف «پیروزی شاپور بر امپراتوران روم» در میدان انقلاب است؛ در حالیکه اصل این اثر تاریخی در نقشرستم سالهاست از فرونشست زمین آسیب دیده و نیازمند مرمت فوری است. این تضاد نمادین نشان میدهد که گاهی توجه به «کپیها» بر «اصل» غلبه دارد؛ شاید چون نمایش آن در شهر آسانتر و پرصداتر است.
مسئلهی اصلی در نهایت، مردماند. وقتی تصمیمها بدون مشارکت واقعی شهروندان گرفته میشود و تنها به عنوان تماشاگر برنامههای آماده دعوت میشوند، نتیجه چیزی جز نارضایتی پنهان نیست. شادی شهری تنها با موسیقی و نور محقق نمیشود؛ بلکه با اعتماد، شفافیت و احساس تعلق به شهر معنا پیدا میکند.
تهران نیازمند جشن است، اما نه جشنی که بر ویرانهی ناترازیها برگزار شود. شاید وقت آن رسیده که شادی و بحران، هر دو با حضور واقعی مردم و نه فقط تماشاچیان، مدیریت شوند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ
چطور تا چند روز پیش برای اجرای کنسرت همایون شجریان . دم از ضرورت نشاط و وفاق مردم میزدین حالا معترض شدین . لعنت به یک بام و دو هوایی در سیاست