به گزارش اطلاع با ما مذاکرات ایران و آمریکا در عمان-تعویق در برگزاری دور چهارم مذاکرات میان ایران و آمریکا در عمان، فراتر از یک توقف دیپلماتیک ساده، نشانهای است از تغییر استراتژیک در شیوه برخورد تهران با واشنگتن. محدودسازی حوزه مذاکرات به موضوع هستهای و عبور از تاکتیکهای انحرافی طرف مقابل، در کنار شکافهای داخلی در دولت ترامپ، زمینه را برای ایجاد یک توازن به سود ایران فراهم کرده است؛ جایی که مدیریت زمان و روایت، ابزار اصلی تعیینکننده معادله است.
علی مختارزاده نوشت: تعویق دور چهارم مذاکرات ایران و آمریکا در عمان، صرفاً یک تأخیر ساده نیست؛ نشانهایست از تغییری عمیق در مختصات بازی. ایران این بار، با وضوح و صراحت، محدوده گفتوگو را به مسئله هستهای محدود کرده و عملاً هرگونه زیادهخواهی یا چرخش بحث به مسائل فرعی را مسدود کرده است. این یعنی طرف مقابل دیگر نمیتواند با بازیهای تاکتیکی، روایت را به نفع خود تغییر دهد.
در طرف مقابل، تحلیل مختارزاده بر اختلافات درونی دولت ترامپ انگشت میگذارد؛ جایی که فاقد راهبرد واحد در قبال ایران است. این شکافها در سطح نهادهای تصمیمگیر و تیم سیاست خارجی، انسجام دیپلماتیک آمریکا را کاهش داده و باعث شده این کشور در مواجهه با دیپلماسی صبورانه ایران، به عقبنشینیهای تدریجی تن دهد.
نکته کلیدی در تحلیل مختارزاده، تأکید بر «نشان ندادن واکنشهای نمایشی» از سوی ایران است؛ راهبردی که با تمرکز بر مدیریت فضا و زمان، ایالات متحده را در موقعیتی تدافعی قرار داده و بازی را از زمین تهدیدهای رسانهای به زمین استراتژی و عمل منتقل کرده است.
از آن سو، در واشنگتن، دولت ترامپ نهتنها با پیچیدگی پرونده ایران مواجه است، بلکه با شکافهایی جدی در داخل ساختار قدرتش هم روبهرو شده؛ جایی که هیچ اجماعی بر سر راهبرد نهایی در برابر تهران وجود ندارد. همین تناقضها، باعث آشفتگی و عقبنشینیهای مکرر شده است.در این فضا، ایران بیآنکه به تهدیدات پرهیاهو واکنش نمایشی نشان دهد، صرفاً با مدیریت فضا و کنترل زمان، طرف مقابل را در موقعیتی تدافعی قرار داده. چون درک درستی از این واقعیت دارد: نه جنگ، نه مذاکره بیقید، هیچکدام ابزار تضعیف نیستند. وقتی معادلات روشن باشد، زمان همیشه به نفع کسیست که عجله ندارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ