به گزارش اطلاع با ما، یادداشت تازه سعید جلیلی درباره مذاکرات مسقط بار دیگر بحث مخالفت او با مذاکره را به صدر اخبار آورد. این موضعگیری، بهزعم منتقدان، نهتنها نفی دیپلماسی است بلکه خطر ایجاد بنبست سیاسی و دیپلماتیک برای کشور را در پی دارد.
سعید جلیلی با استفاده از یک قیاس تاریخی میان بنیاسرائیل و مذاکرهکنندگان امروز، تلاش کرد مذاکره پس از حمله دشمن را نقد کند. این نگاه، بار دیگر دیدگاههای او در مخالفت با گفتوگوهای دیپلماتیک را برجسته کرده است.
منتقدان تأکید میکنند اگر ایران وارد مذاکرات مسقط نمیشد، همدلی پس از حمله اسرائیل و آمریکا شکل نمیگرفت و حتی بخشی از افکار عمومی آغاز جنگ را ناشی از لجاجت در رد مذاکره میدانستند. این نکته نشان میدهد مذاکره نهتنها ابزار ضعف نیست بلکه میتواند انسجام داخلی ایجاد کند.
دیپلماسی بهمعنای مذاکره با رقبا و دشمنان است و اساساً رد کامل مذاکره، تعطیل کردن این ابزار قدرت محسوب میشود. در بدترین حالت، مذاکره بینتیجه میماند اما بههیچوجه خسارت جنگ یا بنبست را ندارد.
تحلیلها دو فرض را مطرح میکنند: یا فرد مخالف، کشور را بهحدی قدرتمند میبیند که بدون هزینه میتواند دشمن را حذف کند، یا بهدلیل ضعف استدلال و اقناع، اعتمادبهنفس ورود به مذاکره را ندارد. سعید جلیلی باید روشن کند کدام برداشت، مبنای مخالفت اوست.
اگر مخالفت جلیلی با سیاست رسمی دولت جدی است، پرسش اینجاست که ادامه حضور او در شورای عالی امنیت ملی با چه منطقی سازگار است. مخالفت مستمر با خطمشی رسمی از داخل ساختار، میتواند انسجام سیاست خارجی را تضعیف کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ