به گزارش اطلاع با ما، افزایش شکاف میان تولید و مصرف بنزین، دولت را به بررسی راهکارهایی مانند ایجاد بازار خرید و فروش سهمیه سوخت سوق داده است. با این حال کارشناسان معتقدند ریشه اصلی مصرف بالای بنزین تنها به قیمت یا سهمیه محدود نمیشود و عواملی مانند کمبود ناوگان حملونقل عمومی، فرسودگی خودروها، مصرف بالای سوخت و سهم ناچیز خودروهای برقی نیز در این بحران نقش دارند. از همین رو، موفقیت هر سیاست جدید در حوزه سوخت به مجموعهای از اصلاحات ساختاری وابسته خواهد بود.
افزایش مصرف روزانه بنزین و فاصله گرفتن آن از ظرفیت تولید داخلی، بار دیگر موضوع اصلاح الگوی مصرف سوخت را به یکی از مهمترین چالشهای سیاستگذاری کشور تبدیل کرده است. در همین راستا، ایده ایجاد بازار خرید و فروش سهمیه بنزین دوباره مطرح شده؛ طرحی که هدف آن استفاده بهینه از سهمیههای تخصیصیافته و ایجاد انگیزه برای کاهش مصرف عنوان میشود.
با وجود این، برخی تحلیلگران معتقدند مسئله ناترازی بنزین تنها با ابزارهای مبتنی بر بازار حل نخواهد شد و برای دستیابی به نتایج پایدار باید عوامل ریشهای مصرف بالا نیز مورد توجه قرار گیرد.
در الگوی پیشنهادی، افرادی که مصرف کمتری دارند میتوانند بخشی از سهمیه استفادهنشده خود را در اختیار متقاضیان دیگر قرار دهند. طرفداران این طرح معتقدند چنین سازوکاری میتواند به توزیع بهینهتر یارانه سوخت و ایجاد انگیزه برای مدیریت مصرف کمک کند.
با این حال، منتقدان میگویند میزان سهمیه مازاد در عمل ممکن است کمتر از آن باشد که بتواند بازار گسترده و مؤثری ایجاد کند. به باور آنان، در بسیاری از موارد بخش عمده سهمیه اختصاصیافته توسط مالکان خودرو مصرف میشود و حجم قابل توجهی برای مبادله باقی نمیماند.
یکی از مهمترین موضوعات مطرحشده درباره بازار سهمیه بنزین، تغییر نگاه شهروندان به سهمیه سوخت است. در صورت ایجاد امکان کسب درآمد از سهمیه، این امتیاز میتواند از نگاه بخشی از جامعه به یک دارایی اقتصادی تبدیل شود. چنین تغییری ممکن است در آینده، اصلاحات احتمالی در نظام سهمیهبندی را با حساسیت بیشتری همراه کند.
از سوی دیگر، اجرای موفق این طرح نیازمند زیرساختهای فنی، نظارتی و اجرایی گستردهای است تا امکان ثبت، انتقال و تسویه معاملات به شکلی شفاف و قابل اعتماد فراهم شود.
کارشناسان حوزه انرژی معتقدند مصرف بالای بنزین تنها به قیمت سوخت یا نظام سهمیهبندی ارتباط ندارد. کمبود ناوگان حملونقل عمومی، فرسودگی بخشی از خودروهای در حال تردد، مصرف سوخت بالاتر از استاندارد جهانی در برخی خودروها و محدود بودن سهم خودروهای برقی از جمله عوامل تأثیرگذار در این زمینه به شمار میروند.
همچنین در بسیاری از شهرهای بزرگ، دسترسی محدود به حملونقل عمومی کارآمد سبب شده بخش قابل توجهی از سفرهای روزانه با خودروهای شخصی انجام شود؛ موضوعی که به افزایش مصرف سوخت دامن میزند.
به نظر میرسد مدیریت مصرف سوخت نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ در حوزههای مختلف باشد؛ از توسعه ناوگان حملونقل عمومی و نوسازی خودروها گرفته تا بهبود بهرهوری انرژی و استفاده از فناوریهای نوین.
در چنین شرایطی، طرح فروش سهمیه بنزین میتواند بخشی از پازل مدیریت مصرف باشد، اما موفقیت آن در گرو توجه همزمان به سایر عوامل اثرگذار بر مصرف انرژی خواهد بود. از همین رو، بسیاری از کارشناسان تأکید دارند که حل مسئله ناترازی بنزین نیازمند نگاهی جامع و بلندمدت است؛ نگاهی که فراتر از راهکارهای کوتاهمدت، به اصلاح ساختارهای مصرف انرژی در کشور توجه کند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ