به گزارش اطلاع با ما ، فرزندآوری : کاهش تولد در ایران تنها نتیجه مشکلات اقتصادی نیست؛ ترکیبی از بحران آب، نبود امنیت شغلی، مسکن غیرقابل دسترس و آیندهای مبهم، زوجهای جوان را از فرزندآوری دور کرده است. این روند اگر ادامه یابد، ایران را به جامعهای پیر، با نیروی کار محدود و اقتصادی کوچکتر تبدیل میکند. کاهش زادوولد برای نسل جدید یک انتخاب دلخواه نیست، بلکه واکنشی محافظهکارانه در برابر بیثباتیهای چندلایه کشور است.
سیاهچاله جمعیتی؛ ایران آرامآرام وارد دوره «کمتولدها» میشود
چند سالی است که آمار تولد در ایران با شیبی آرام اما مداوم رو به سقوط است؛ سقوطی که شاید در نگاه اول محسوس نباشد، اما آینده کشور را بهطور بنیادی دگرگون میکند. حالا کارشناسان هشدار میدهند ادامه این روند میتواند جمعیت ایران را ظرف چند دهه به حدود ۴۰ میلیون نفر برساند؛ عددی که برای کشوری با این وسعت و ساختار اقتصادی، زنگ خطری جدی است.
در گفتوگوی نسل جدید با نسل قبل، یک تفاوت آشکار وجود دارد. امروز کمتر زوج جوانی میگوید «نمیخواهم بچه داشته باشم»؛ اغلب میگویند «نمیشود». این «نمیشود» از جنس بیحوصلگی نیست؛ از جنس نگرانی است. از سالهایی که میان قبضها، گرانی خوراک، تورم بیوقفه و قراردادهای کاری ناپایدار گذشت و ذهن بسیاری را نسبت به آینده مبهم کرد.
واقعیت این است که فرزندآوری در ایران تبدیل به یک پروژه سنگین مالی شده است؛ پروژهای که از همان ماههای نخست با هزینه پوشک، شیر خشک، درمان و در ادامه آموزش و مسکن درگیر میشود. در شرایطی که درآمد یک زوج معمولی جوابگوی هزینههای اولیه زندگی نیست، طبیعی است که فرزندآوری اولین چیزی باشد که از سبد تصمیمگیری حذف شود.
مسکن، بزرگترین سد پیش روی خانوادههاست. وقتی اجاره یک خانه ۷۰ متری در شهرهای بزرگ به ارقامی رسیده که یکسوم یا حتی نیمی از درآمد ماهانه را میبلعد، زوجها تا سالها در حالت انتظار میمانند. خانه نداشتن یعنی امنیت نداشتن و امنیت نداشتن یعنی ناتوانی در تصمیمگیری برای فرزند.
از اوایل دهه ۹۰ به اینسو، فرصتهای شغلی پایدار به ندرت پیدا میشود. بیشتر جوانها هر سال نگران تمدید قرارداد، تعدیل نیرو یا تغییر ناگهانی شرایط هستند. فرزندآوری در چنین شرایطی شبیه قدمگذاشتن در تاریکی است؛ کسی آینده شغلی خود را نمیبیند، چه برسد به برنامهریزی برای آینده یک کودک.
هرچند کمتر به زبان میآید، اما کمبود آب یکی از اصلیترین دلایل نگرانی جوانان است. وقتی بیش از ۶۰ درصد مردم در مناطق پرتنش آبی زندگی میکنند و جیرهبندی و افت کیفیت آب به مسئلهای عادی تبدیل شده، سؤال بسیاری از زوجها این است:
«آیا میخواهم کودکم را در شهری بزرگ کنم که ممکن است ۱۰ سال دیگر آب کافی نداشته باشد؟»
این حس نبودِ امنیت زیستی، یکی از همان عوامل نامرئی اما مهمی است که تصمیم زوجها را تحتتأثیر قرار میدهد.
ایرانِ کمظرفیت؛ وقتی محیطزیست جوابگوی جمعیت ۹۰ میلیونی نیست
سرانه آب تجدیدپذیر ایران طی ۷۰ سال گذشته از حدود ۷۰۰۰ مترمکعب به کمتر از ۱۰۰۰ مترمکعب رسیده و عملاً ما را وارد محدوده «کمآبی مطلق» کرده است. این کاهش ظرفیت زیستی، همراه با خاک فرسوده، جنگلهای کمشده و شهرهای بیشازحد شلوغ، باعث شده بسیاری از خانوادهها احساس کنند آوردن نسل جدید به این شرایط، مسئولانه نیست.
اگر روند کنونی ادامه پیدا کند، پیامدهای آن تنها در آمارهای جمعیتی باقی نمیماند. کاهش تعداد جوانان یعنی نیروی کار کمتر، مالیاتدهنده کمتر و در مقابل، جمعیت سالمند بیشتر. چنین ترکیبی میتواند اقتصاد ایران را به سمت رکود طولانیمدت و کاهش نوآوری سوق دهد.
اکثر زوجها دلشان میخواهد والد شوند، اما شرایط اجازه نمیدهد. این عقبنشینی از فرزندآوری نوعی مقاومت در برابر بحرانهای اقتصادی، کمبود منابع و آینده نامطمئن است. تا زمانی که مسکن قابل دسترس، شغل پایدار، آب مطمئن و چشمانداز روشن اقتصادی وجود نداشته باشد، تصمیم به فرزندآوری از نگاه بسیاری «خطر» است نه «امید».
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ
این فکت هایی کاملا درستی است که از سمت زوجها باعث خوداری از فرزند آوری می شود. اما چرا دولتمردان که درگیر مستقیم با فکت هایی حیاتی مانند کمبود آب و برق برای جمعیت فعلی، تورم و گرانی افسار گسیخته، آلودگی شدید شهرها و…. می باشند اصرار به افزایش جمعیت دارند ؟ !!!