به گزارش اطلاع با ما ، کمآبی : پروژههای انتقال آب سالهاست بهعنوان راهحل کمبود آب معرفی میشوند، اما کارشناسان میگویند این روش تنها فشار را برای مدتی کوتاه کاهش میدهد و در بلندمدت، بحران را از یک منطقه به منطقه دیگر منتقل میکند. بدون مدیریت مصرف، سازگاری با اقلیم و آمایش سرزمین، این پروژهها نهتنها توسعه پایدار ایجاد نمیکنند، بلکه فشار بر اکوسیستم و منابع آب را افزایش میدهند.
بحران آب در ایران به مرحلهای رسیده که بسیاری از مناطق کشور با تنش جدی مواجه هستند. در چنین شرایطی، پروژههای انتقال آب معمولاً بهعنوان راهحل فوری معرفی میشود، اما کارشناسان تأکید دارند که این طرحها تنها اختلاف میان عرضه و تقاضا را برای مدت کوتاهی کاهش میدهد و اگر بدون بررسیهای اکولوژیک اجرا شود، نهتنها مسئله را حل نمیکند بلکه زمینهساز بحرانهای بزرگتر خواهد شد.
کارشناسان اقلیمشناسی معتقدند هرگونه دستکاری در چرخه طبیعی آب باید با ظرفیت سرزمین هماهنگ باشد. تجربههای گذشته نشان داده انتقال آب نهتنها منطقه مبدأ را با کاهش منابع روبهرو میکند، بلکه مقصد را نیز وابستهتر و آسیبپذیرتر میسازد. نتیجه این چرخه، بازگشت دوباره بحران در ابعادی شدیدتر است.
این پروژهها معمولاً زمانی مطرح میشوند که کمبود آب به مرز هشدار رسیده؛ اما وقتی الگوی مصرف، برنامهریزی توسعه و استقرار جمعیت اصلاح نشده باشد، هر چقدر آب منتقل شود پس از مدت کوتاهی دوباره تنش بازمیگردد. در واقع، انتقال آب بدون مدیریت مصرف شبیه پر کردن ظرف سوراخ است؛ آب میرسد اما بحران پابرجاست.
پایتخت بهعنوان یکی از بزرگترین مصرفکنندگان آب کشور، سالهاست به منابع خارج از محدوده طبیعی خود وابسته است. جمعیتی انبوه چشمانتظار بارش در مناطق بالادست است اما در همان حوزههای بالادست، ساختوساز غیرمجاز، ویلاسازی و تصرف حریم رودخانهها بخش زیادی از آب ورودی را پیش از رسیدن به سدها از دسترس خارج میکند. نتیجه این چرخه، کاهش ورودی سدها و تشدید تنش آبی است؛ حتی در سالهایی که وضعیت بارش مطلوبتر است.
اصفهان از دهه ۳۰ شمسی تاکنون یکی از مهمترین مناطق دریافتکننده آب انتقالی بوده است؛ از کوهرنگ ۱ و ۲ و ۳ تا طرحهای جدید. اما سؤال مهم این است: آیا پس از دهها سال انتقال آب، بحران اصفهان کوچکتر شده؟ پاسخ روشن است: خیر. به دلیل بارگذاری بیش از ظرفیت اکولوژیک—از توسعه کشاورزی تا صنعت و جمعیت—هر انتقال جدید فقط مشکل را چند سال عقب انداخته و اکنون بحران از هر زمان دیگری شدیدتر است.
زیرا این پروژهها ریشه بحران را هدف نمیگیرند. ریشه مشکل در الگوی مصرف، توسعه ناهماهنگ، کشاورزی پرمصرف و بیتوجهی به ظرفیت اقلیمی است. وقتی سیاستها بر مبنای اقلیم نباشد، حتی اگر آب از چند استان هم منتقل شود، باز بحران بازتولید میشود.
بهجای اتکا به پروژههای پرهزینه و کوتاهاثر، کارشناسان راهکارهای زیر را پیشنهاد میکنند:
راهحل بحران آب در ایران نه در جابهجایی آب بلکه در تطبیق توسعه با ظرفیت واقعی سرزمین است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ