به گزارش اطلاع با ما ، افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان دوباره بحث ناترازی سوخت را داغ کرده است؛ اما آیا گرانی بنزین چاره مصرف بالای خودروهای داخلی و فرسودگی ناوگان است؟
افزایش قیمت بنزین در سالهای اخیر همواره یکی از نخستین گزینهها برای مدیریت مصرف سوخت بوده است؛ اما ادامه رشد مصرف نشان میدهد مسئله بنزین تنها به قیمت آن محدود نمیشود. افزایش تعداد خودروها، فرسودگی بخش قابلتوجهی از ناوگان، مصرف بالای خودروهای داخلی و کاهش استفاده از سوختهای جایگزین، مجموعهای از عواملی هستند که فشار بیشتری بر منابع سوخت کشور وارد کردهاند.
در تازهترین تصمیم، نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان رسیده است؛ در حالی که سهمیههای یارانهای همچنان با نرخهای قبلی در اختیار مصرفکنندگان قرار میگیرد. هدف اصلی این سیاست، کنترل مصرف و کاهش فشار ناشی از افزایش تقاضا عنوان شده، اما این پرسش همچنان مطرح است که آیا تغییر قیمت بهتنهایی میتواند شکاف میان تولید و مصرف را کاهش دهد؟
آمارهای مطرحشده از سوی مسئولان صنعت نفت نشان میدهد مصرف بنزین طی سالهای اخیر روند افزایشی داشته است. در مقابل، رشد ظرفیت تولید با سرعت مشابهی پیش نرفته و همین مسئله باعث ایجاد فاصله میان میزان تولید و نیاز داخلی شده است.
بر اساس ارقام اعلامشده، میانگین مصرف بنزین در پنج ماه نخست سال جاری حدود ۱۳۲ میلیون لیتر در روز بوده، در حالی که تولید روزانه حدود ۱۲۲ میلیون لیتر گزارش شده است.
این اختلاف به معنای آن است که بخشی از نیاز کشور باید از طریق واردات تأمین شود؛ موضوعی که با افزایش مصرف، میتواند فشار بیشتری بر منابع ارزی وارد کند.
یکی از بخشهای مهم ماجرا به وضعیت ناوگان حملونقل کشور بازمیگردد. خودروهایی که عمر بالایی دارند یا از فناوریهای کمبازده استفاده میکنند، سوخت بیشتری مصرف میکنند و در مقیاس میلیونها دستگاه، همین تفاوت مصرف میتواند به حجم قابلتوجهی از تقاضای اضافی برای بنزین تبدیل شود.
از طرف دیگر، افزایش تعداد خودروهای موجود در کشور نیز تقاضای سوخت را بالا برده است. اگر تعداد خودروها بیشتر شود اما همزمان خودروهای پرمصرف از چرخه خارج نشوند، حتی افزایش قیمت سوخت نیز لزوماً نمیتواند به تنهایی روند مصرف را معکوس کند.
فرسودگی ناوگان یکی از موضوعاتی است که در بحث ناترازی بنزین اهمیت زیادی دارد. خودروهای فرسوده معمولاً مصرف سوخت بالاتری دارند و علاوه بر افزایش هزینه سوخت، پیامدهای دیگری مانند افزایش آلایندگی و هزینههای اجتماعی ناشی از آلودگی هوا ایجاد میکنند.
برآوردهای مطرحشده درباره ناوگان کشور نشان میدهد تعداد وسایل نقلیه فرسوده و در آستانه فرسودگی قابل توجه است. در این میان، وضعیت موتورسیکلتها، اتوبوسها، مینیبوسها و برخی خودروهای عمومی اهمیت بیشتری دارد.
بنابراین، نوسازی ناوگان میتواند همزمان چند هدف را دنبال کند؛ کاهش مصرف سوخت، کاهش آلایندگی و افزایش بهرهوری حملونقل.
البته خروج خودروهای فرسوده از چرخه و جایگزینی آنها با خودروهای جدید، برای بسیاری از خانوارها ساده نیست. افزایش قیمت خودرو و کاهش قدرت خرید باعث شده فاصله میان توان مالی مردم و هزینه خرید خودروی جدید بیشتر شود.
در چنین شرایطی، صرفاً تعیین سن فرسودگی یا الزام به اسقاط خودرو نمیتواند مشکل را حل کند. نوسازی ناوگان به سیاستهای حمایتی، تسهیلات مناسب و ایجاد انگیزه اقتصادی نیاز دارد.
یک راهکار دیگر برای کاهش مصرف بنزین، کاهش وابستگی شهروندان به خودروهای شخصی است. اگر استفاده از مترو، اتوبوس و سایر وسایل حملونقل عمومی برای شهروندان آسانتر و اقتصادیتر شود، بخشی از سفرهای روزانه میتواند از خودروهای شخصی به ناوگان عمومی منتقل شود.
این موضوع بهخصوص در کلانشهرها اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا حتی کاهش بخشی از سفرهای خودرویی میتواند بر میزان مصرف سوخت، ترافیک و آلودگی هوا اثر بگذارد.
به همین دلیل، برخی کارشناسان معتقدند سیاست افزایش هزینه استفاده از خودرو شخصی باید همزمان با تقویت مشوقهای حملونقل عمومی اجرا شود. در غیر این صورت، افزایش قیمت سوخت ممکن است بیشتر از آنکه یک راهکار ساختاری باشد، صرفاً هزینه بیشتری به خانوارها تحمیل کند.
مسئله اصلی ناترازی بنزین را نمیتوان فقط در جایگاه سوخت جستوجو کرد. تولید خودروهای کممصرف، توسعه حملونقل عمومی، اسقاط خودروهای فرسوده، احیای سوختهای جایگزین و افزایش بهرهوری پالایشگاهها همگی بخشی از این معادله هستند.
اگر مصرف خودروها بالا باشد، تعداد خودروهای فرسوده افزایش پیدا کند و استفاده از حملونقل عمومی جذابیت کافی نداشته باشد، افزایش قیمت بنزین به تنهایی نمیتواند مشکل را ریشهای حل کند.
افزایش نرخ سوم بنزین میتواند یکی از ابزارهای مدیریت مصرف باشد، اما حل ناترازی نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ است. کاهش مصرف خودروهای داخلی، سرعت گرفتن اسقاط خودروهای فرسوده، توسعه ناوگان عمومی و ایجاد شرایط مناسب برای استفاده از سوختهای جایگزین میتواند در کنار سیاست قیمتی، اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
در نهایت، چالش بنزین زمانی کاهش پیدا میکند که سیاستگذاری از تمرکز صرف بر قیمت سوخت فاصله بگیرد و همزمان روی خودرو، حملونقل عمومی، فرسودگی ناوگان و بهرهوری انرژی متمرکز شود. در غیر این صورت، ممکن است افزایش قیمت بنزین تنها بخشی از صورتمسئله را تغییر دهد، بدون آنکه ریشه ناترازی برطرف شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ