به گزارش اطلاع با ما در حالی که دولت ترامپ پس از بحران اقتصادی ناشی از جنگ تعرفهای تمایل به دیپلماسی با تهران داشت، فشارهای لابی اسرائیل مسیر مذاکرات را تغییر داد و برچیدن زیرساختهای هستهای را پیششرط اصلی قرار داد. پیشنهادات اخیر آمریکا فاقد تضمین رفع تحریمهاست و کنسرسیوم هستهای با کشورهای عربی بهدلیل اختلافات منطقهای و مسائل حاکمیتی، برای ایران غیرقابل قبول است. با وجود فشارهای سیاسی داخلی و خارجی، هنوز فرصت رسیدن به توافق معقول وجود دارد، اما راهبرد نادرست میتواند به هزینههای سنگین و امتیازات کم منجر شود.
دولت ترامپ در پی بحران اقتصادی جنگ تعرفهای و سقوط بازار در آوریل، تمایل داشت مسیر دیپلماسی با تهران را دنبال کند. اما با کاهش فشارهای اقتصادی، لابی اسرائیل توانست مسیر مذاکرات را تغییر دهد و برچیدن زیرساختهای غنیسازی ایران را به پیششرط اصلی تبدیل کند.
پیشنهاد اخیر آمریکا تحت رهبری ویتکاف، خواستار محدود کردن غنیسازی و ایجاد دوره گذار بدون تضمین رفع تحریمها یا ارائه امتیاز اقتصادی به ایران است. در حالی که غنیسازی از مسائل حاکمیتی و ملی ایران است، همکاری با کشورهای عربی در قالب کنسرسیوم به دلیل اختلافات ارضی و روابط برخی از این کشورها با اسرائیل، نهتنها عملی نیست بلکه تهدیدی برای حاکمیت ایران بهشمار میرود.
تهران نسبت به آینده این کنسرسیوم هستهای و راهبرد آمریکا بدبین است. جریانهای خاصی در داخل کشور با سادهسازی شرایط و عدم درک کامل وضعیت منطقهای، فرصتهای استراتژیک را از دست دادهاند و مذاکرات را در آستانه فروپاشی قرار دادهاند.
اگر کنسرسیوم بدون آسیب به حاکمیت ملی و با تضمین رفع تحریمها در خاک ایران شکل بگیرد، میتواند ابزاری برای تنظیم رفتار همسایگان باشد؛ اما در غیر این صورت، تبدیل به ابزاری برای فشار و عقبنشینی از مواضع ملی خواهد شد.
ایران باید در مذاکرات، تنها در برابر امتیاز ملموس تنشها را کاهش دهد و با دیپلماسی عمومی تهاجمی، لابی اسرائیل را تضعیف و جریانهای ضدجنگ در آمریکا را تقویت کند تا معادله رفع تحریم در برابر محدودیت غنیسازی حفظ شود.
هنوز امکان توافق معقول وجود دارد، اما اصرار بر «توافق به هر قیمت» میتواند زمینهساز فشار بیشتر و امتیازات ناچیز شود که هزینههای آن برای ایران سنگین خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ