به گزارش اطلاع با ما ، فوتبال ایران در آستانه فصل جدید لیگ برتر با فضایی متفاوت از سالهای گذشته روبهرو شده است. کاهش شور هواداری، مشکلات اقتصادی باشگاهها، وضعیت نامناسب برخی ورزشگاهها، دشواری میزبانی و کاهش قدرت خرید مردم باعث شده فوتبال برای بخشی از جامعه دیگر در اولویت نباشد. در چنین شرایطی، فصل پیشرو میتواند یکی از دشوارترین دورههای فوتبال ایران از نظر اقتصادی و اجتماعی باشد.
فصل تازه فوتبال ایران در حالی نزدیک میشود که نشانههای زیادی از کاهش شور و هیجان گذشته دیده میشود. مشکلات اقتصادی، دغدغههای معیشتی، زیرساختهای فرسوده و ناکامیهای اخیر فوتبال ملی و باشگاهی، این سؤال را جدیتر کرده که فوتبال در شرایط فعلی چه جایگاهی در زندگی مردم دارد.
فوتبال در ایران همیشه فراتر از یک ورزش بوده است. مسابقهها بخشی از گفتوگوهای روزمره مردم را شکل میدادند، هواداران برای تیم محبوبشان کری میخواندند و نتیجه یک بازی میتوانست ساعتها موضوع بحث خانوادهها، دوستان و فضای مجازی باشد.
وقتی بخش قابل توجهی از جامعه با افزایش هزینههای زندگی، نگرانی درباره درآمد و آینده اقتصادی و دغدغههای روزمره مواجه است، طبیعی است که سرگرمی و ورزش بخشی از جایگاه سابق خود را از دست بدهد.
برای بسیاری از مردم، در شرایط فعلی مسئله اصلی نه نتیجه یک مسابقه فوتبال، بلکه تأمین هزینههای زندگی و رسیدن به ثبات است.
کاهش هیجان را فقط نمیتوان در تعداد احتمالی تماشاگران خلاصه کرد.
فضای هواداری در شبکههای اجتماعی نیز یکی از نشانههای مهم این تغییر است. کلکلهای همیشگی، بحثهای طولانی درباره نقلوانتقالات و حساسیت شدید نسبت به نتایج تیمها، در مقایسه با گذشته برای بسیاری از هواداران کمرنگتر شده است.
حتی اخبار مهم فوتبالی نیز همیشه نمیتوانند همان موج اجتماعی گذشته را ایجاد کنند.
این اتفاق میتواند نشانهای باشد از اینکه فوتبال بخشی از قدرت سرگرمکنندگی و اثرگذاری اجتماعی سابق خود را از دست داده است.
باشگاههای ایرانی در شرایطی وارد فصل جدید میشوند که اقتصاد فوتبال با محدودیتهای جدی مواجه است. هزینه جذب بازیکن، دستمزد مربیان، سفر، نگهداری ورزشگاه و سایر هزینههای حرفهای افزایش یافته، اما منابع مالی بسیاری از باشگاهها متناسب با این هزینهها رشد نکرده است.
نتیجه، احتیاط بیشتر در بازار نقلوانتقالات و کاهش توان برخی تیمها برای جذب بازیکنان شاخص است.
در چنین بازاری، حتی تیمهایی که هواداران زیادی دارند نیز برای بستن یک تیم قدرتمند باید با محدودیتهای مالی دستوپنجه نرم کنند.
فوتبال فقط بازیکن و مربی نیست؛ بخش مهمی از جذابیت آن به تجربه حضور در ورزشگاه مربوط میشود.
اما محدودیت تعداد ورزشگاههای استاندارد، مشکلات زمینهای مسابقه و مسائل مربوط به زیرساختهای برگزاری بازیها، تجربه هواداری را دشوار کرده است.
وقتی هوادار نتواند بهراحتی وارد ورزشگاه شود، شرایط مناسبی برای تماشای بازی نداشته باشد یا تیم محبوبش نتواند در شهر خودش میزبانی کند، بخشی از پیوند میان فوتبال و جامعه تضعیف میشود.
فوتبال ملی نیز نتوانسته در ماههای اخیر این فضای سرد را تغییر دهد.
تیم ملی فرصت مهمی برای ایجاد یک موج اجتماعی تازه داشت، اما نتیجهای که هواداران انتظار داشتند رقم نخورد.
شکست یا ناکامی در یک تورنمنت بهتنهایی نمیتواند دلیل بیاعتمادی هواداران باشد، اما وقتی ناکامیهای ورزشی در کنار مشکلات مدیریتی، اقتصادی و زیرساختی قرار میگیرند، اثر آن بسیار بیشتر میشود.
هوادار تنها نتیجه بازی را نمیبیند؛ او مجموعهای از اتفاقات را در طول زمان ارزیابی میکند.
افزایش تعداد تیمهای حاضر در لیگ برتر نیز میتواند چالشهای تازهای ایجاد کند.
لیگ بزرگتر به معنای تعداد بیشتر مسابقات، سفرهای بیشتر و افزایش نیاز به امکانات حرفهای است. اگر زیرساختها و منابع مالی متناسب با این تغییر توسعه پیدا نکنند، ممکن است کیفیت مسابقات تحت تأثیر قرار بگیرد.
از سوی دیگر، تیمهای حاضر در سطوح پایینتر فوتبال ایران با مشکلات جدیتری مواجهاند و معمولاً کمتر از منابع مالی و امکانات حرفهای برخوردارند.
باشگاههای ایرانی در رقابتهای بینالمللی نیز با مسئله مهم میزبانی مواجه هستند.
میزبانی برای هر باشگاه بخشی از مزیت ورزشی و اقتصادی محسوب میشود. از دست دادن آن علاوه بر تأثیر احتمالی بر نتیجه مسابقه، میتواند درآمدهای مرتبط با فروش بلیت، تبلیغات و حضور هواداران را نیز کاهش دهد.
این مسئله زمانی مهمتر میشود که باشگاهها همزمان با مشکلات مالی داخلی دستوپنجه نرم میکنند.
صدای سکوها، کریخوانی هواداران و حساسیت اجتماعی مسابقات، همان عناصری هستند که فوتبال را از یک بازی ساده به یک پدیده اجتماعی تبدیل میکنند.
اگر فاصله میان مردم و فوتبال بیشتر شود، ضرر آن فقط متوجه باشگاهها نیست. رسانهها، اسپانسرها، بازیکنان و حتی اقتصاد پیرامون فوتبال نیز تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
تا زمانی که فشار اقتصادی و دغدغههای روزمره سهم بزرگی از ذهن مردم را به خود اختصاص داده باشد، طبیعی است که فوتبال نتواند همان جایگاه گذشته را داشته باشد.
با این حال، فوتبال همچنان ظرفیت بالایی برای بازگشت به متن جامعه دارد؛ به شرط آنکه مشکلات زیرساختی، مدیریتی و اقتصادی آن جدی گرفته شود و هوادار دوباره احساس کند حضورش در این چرخه اهمیت دارد.
فوتبال برای زنده ماندن فقط به بازیکن خوب نیاز ندارد؛ به ورزشگاه مناسب، مدیریت حرفهای، رقابت سالم، رسانه فعال و مهمتر از همه، هواداری نیاز دارد که هنوز برایش فوتبال مهم باشد.
فصل جدید لیگ برتر میتواند آزمونی جدی برای فوتبال ایران باشد؛ ورزشی که زمانی یکی از مهمترین سرگرمیهای جمعی جامعه بود، اما حالا با مجموعهای از مشکلات روبهروست که فاصله آن با مردم را بیشتر کرده است.
اگر این فاصله ادامه پیدا کند، کاهش تماشاگر، کمشدن هیجان رسانهای و ضعیفشدن اقتصاد باشگاهها میتواند به یک چرخه معیوب تبدیل شود.
فوتبال ایران شاید هنوز زنده و پرطرفدار باشد، اما برای بازگشت به روزهای پرشور گذشته باید دوباره دلیلی به مردم بدهد که برای ۹۰ دقیقه، مشکلات زندگی را کنار بگذارند و پای فوتبال بنشینند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ