به گزارش اطلاع با ما ، افزایش هزینههای زندگی و کاهش قدرت خرید خانوار باعث شده سیاستهای حمایتی دولت بیش از گذشته مورد توجه قرار گیرد. در این میان، کالابرگ به یکی از ابزارهای اصلی برای حمایت از خانوارها تبدیل شده است؛ ابزاری که قرار است بخشی از هزینه خرید کالاهای ضروری را جبران کند.
با این حال، افزایش مبلغ کالابرگ بهتنهایی نمیتواند معیار مناسبی برای ارزیابی موفقیت این سیاست باشد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، میزان قدرت خرید واقعی خانوار پس از دریافت اعتبار و سهمی است که این حمایت در تأمین هزینههای ضروری زندگی ایفا میکند.
رشد قیمت مواد غذایی باعث شده ارزش واقعی اعتبارهای حمایتی در طول زمان کاهش پیدا کند. مبلغی که در زمان تعیین آن میتوانست بخش قابلتوجهی از هزینه سبد غذایی خانوار را پوشش دهد، در صورت افزایش قیمتها دیگر همان اثر را نخواهد داشت.
به همین دلیل، بحث افزایش اعتبار کالابرگ بار دیگر مطرح شده است. دولت از یک طرف با فشار معیشتی خانوارهای کمدرآمد مواجه است و از طرف دیگر باید منابع لازم برای تداوم این سیاست را تأمین کند.
این مسئله یک دوگانه مهم ایجاد کرده است؛ ثابت ماندن اعتبار میتواند اثر حمایتی آن را کاهش دهد و افزایش آن نیز هزینه بیشتری به دولت تحمیل میکند.
یکی از استدلالهای مطرح درباره کالابرگ، تغییر مسیر حمایت از ابتدای زنجیره تأمین به سمت مصرفکننده نهایی است.
در مدلهای قبلی، بخشی از حمایت دولت از طریق سیاستهای ارزی و تخصیص منابع در مراحل ابتدایی زنجیره انجام میشد. اما در مدل کالابرگ تلاش شده حمایت به شکل مستقیمتری در اختیار خانوار قرار گیرد تا اثر آن در خرید کالاهای ضروری قابل مشاهدهتر باشد.
البته موفقیت این روش به نحوه اجرا، شناسایی مشمولان، میزان اعتبار و همچنین شرایط بازار بستگی دارد. صرف تغییر شیوه پرداخت یارانه نمیتواند بهتنهایی مشکلات مربوط به قدرت خرید را برطرف کند.
هرچه دامنه و مبلغ حمایت افزایش پیدا کند، نیاز دولت به منابع مالی نیز بیشتر خواهد شد. این موضوع یکی از مهمترین چالشهای پیش روی سیاست کالابرگ است.
یک پرداخت حمایتی کوتاهمدت ممکن است با استفاده از منابع موقت قابل تأمین باشد، اما زمانی که پرداخت به یک تعهد مستمر تبدیل شود، دولت به منابعی پایدار و قابل پیشبینی نیاز خواهد داشت.
در چنین شرایطی، نحوه تأمین منابع اهمیت زیادی دارد؛ زیرا روش تأمین مالی میتواند بر سایر بخشهای اقتصاد نیز اثر بگذارد. بنابراین، بحث کالابرگ فقط درباره میزان پرداخت به خانوار نیست و مسئله تأمین هزینه آن نیز باید همزمان مورد توجه قرار گیرد.
یکی از مشکلات مهم خانوارهای کمدرآمد، کاهش ارزش واقعی حمایت در زمان افزایش قیمت کالاهای اساسی است.
اگر اعتبار کالابرگ ثابت بماند اما قیمت اقلامی مانند برنج، روغن، گوشت، مرغ و لبنیات افزایش پیدا کند، خانوار با همان مبلغ قبلی کالاهای کمتری خریداری خواهد کرد.
در نتیجه، ممکن است رقم پرداختی روی کاغذ تغییر نکرده باشد، اما قدرت خرید واقعی آن کاهش یافته باشد. همین موضوع باعث شده بحث تناسب اعتبار کالابرگ با شرایط قیمتها اهمیت بیشتری پیدا کند.
مسئله دیگری که در سیاست کالابرگ مطرح میشود، تعیین گروههای مشمول است. حمایت گستردهتر میتواند خانوارهای بیشتری را پوشش دهد، اما همزمان هزینه بیشتری برای دولت ایجاد میکند.
در مقابل، محدود کردن جامعه هدف این امکان را فراهم میکند که منابع بیشتری به گروههای کمدرآمد اختصاص پیدا کند؛ اما در این حالت، دقت نظام شناسایی خانوارها اهمیت بسیار زیادی خواهد داشت.
در واقع، موفقیت سیاست حمایتی فقط به میزان اعتبار وابسته نیست؛ بلکه باید مشخص شود این منابع به چه گروههایی میرسد و آیا خانوارهایی که بیشترین نیاز را دارند، سهم مناسبی از حمایت دریافت میکنند یا خیر.
کالابرگ میتواند در کوتاهمدت بخشی از فشار ناشی از افزایش قیمت کالاهای ضروری را کاهش دهد، اما نباید از آن انتظار داشت که بهتنهایی مشکلات اقتصادی کشور را برطرف کند.
کنترل تورم، افزایش درآمد واقعی خانوار، ایجاد اشتغال، کاهش هزینههای مسکن و افزایش تولید، مسائلی هستند که نیازمند سیاستهای اقتصادی جداگانهاند.
به بیان دیگر، کالابرگ میتواند نقش یک ابزار حمایتی را ایفا کند، اما جایگزین رشد اقتصادی و افزایش قدرت خرید پایدار مردم نخواهد شد.
برای ارزیابی عملکرد کالابرگ، صرفاً نباید به تعداد دفعات شارژ یا رقم اسمی اعتبار توجه کرد. معیار مهمتر این است که این حمایت تا چه اندازه توانسته قدرت خرید واقعی خانوار را حفظ کند.
همچنین باید مشخص شود چه سهمی از هزینه سبد ضروری خانوار توسط این حمایت پوشش داده میشود، چه میزان از منابع به گروههای کمدرآمد میرسد و هزینه اجرای طرح از چه منابعی تأمین میشود.
در نهایت، کالابرگ زمانی میتواند یک سیاست حمایتی مؤثر باشد که هم قدرت خرید گروههای هدف را حفظ کند و هم منابع مالی آن به شکلی پایدار و قابل اتکا تأمین شود. در غیر این صورت، افزایش مداوم مبلغ حمایت بدون توجه به ریشههای تورم، تنها میتواند به یک راهکار کوتاهمدت برای یک مشکل بلندمدت تبدیل شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ