به گزارش اطلاع با ما ، فیلترشکن : نسترن ماهور: صداوسیما سالهاست خود را «رسانه ملی» معرفی میکند، اما درست در لحظههایی که جامعه زیر فشار گرانی و ناامنی روانی نفسنفس میزند، بیشتر کنار گود ایستاده و نگاه میکند تا اینکه وسط میدان بحران بایستد و روایتش کند.
نتیجه این فاصله، همان تصویر آشنای یک خانواده ایرانی است که برای فهمیدن «واقعاً چه شده»، هر شب میان ماهواره، اینستاگرام و روشن و خاموش کردن فیلترشکن رفتوآمد میکند؛ تلویزیون در گوشه هال روشن است، اما دیگر منبع دانستن نیست، فقط یک پسزمینه ثابت در زندگی روزمره است.
پدر، هنوز به عادت قدیمی، سر ساعت شبکه خبر را روشن میکند؛ چند گزارش رسمی، چند گفتوگوی کنترلشده، چند تیتر تکراری. بعد از چند دقیقه، کنترل را برمیدارد و سراغ ماهواره میرود تا دستکم روایت متفاوتی بشنود، حتی اگر به آن هم کامل اعتماد نداشته باشد.
مادر، بیشتر از قاب تلویزیون، به استوریها، پست پیجهای مختلف و لایوهای اینستاگرامی تکیه میکند؛ آنجا که شلوغی صف داروخانه، فشار مترو و عکس قبضهای نجومی، بیواسطه جلوی چشمش رژه میرود.
نوجوان خانه، با چند فیلترشکن روشن، همزمان توییتها، ویدیوها و کانالهای خبری را بالا و پایین میکند؛ خوب میداند هر کدام اغراق و سوگیری خودشان را دارند، اما ناچار است از میان همین تناقضها، تصویری تقریبی از واقعیت سرهم کند.
نظرسنجیها از سقوط اعتماد و کاهش تماشای صداوسیما و رشد سهم شبکههای اجتماعی و رسانههای برونمرزی در پیگیری اخبار حکایت دارند.
این یعنی خانواده ایرانی امروز در سه جهان موازی زندگی میکند. صداوسیما که اطلاعاتش دیر و ناقص میرسد، ماهواره که با زاویه خودش روایت میکند و شبکههای اجتماعی که هرجومرجشان، خودِ بحران را بازتاب میدهد.
در غیاب یک رسانه شجاع و پاسخگو، مردم ناچارند خودشان تدوینگر حقیقت باشند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ