به گزارش اطلاع با ما ، با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، موضوع نحوه برگزاری کلاسها به یکی از دغدغههای جدی خانوادههای دانشآموزان تبدیل شده است. مسئولان آموزش و پرورش تاکنون بر آغاز حضوری سال تحصیلی تأکید کردهاند، اما پرسش اصلی این است که اگر شرایط کشور در طول سال تغییر کند، چه برنامهای برای ادامه آموزش وجود خواهد داشت؟
بر اساس اظهارات وزیر آموزش و پرورش، برنامه این وزارتخانه آغاز سال تحصیلی از اول مهر به شکل حضوری است و سخنگوی این وزارتخانه نیز از بازگشایی حضوری حدود ۱۲۵ هزار مدرسه خبر داده است.
با این حال، برخی اظهارنظرهای منتشرشده درباره احتمال آغاز فعالیت بعضی مراکز آموزشی از آبانماه، ابهامهایی را در میان خانوادهها ایجاد کرد؛ موضوعی که مسئولان آموزش و پرورش توضیح دادند مربوط به زمان شروع فعالیت دانشگاهها و دانشجویان جدیدالورود بوده و ارتباطی با بازگشایی مدارس ندارد.
در شرایط فعلی، سیاست اعلامشده آموزش و پرورش بر برگزاری حضوری کلاسها استوار است. از نگاه کارشناسان نیز مدرسه تنها محلی برای انتقال محتوای درسی نیست و حضور دانشآموز در محیط مدرسه، نقش مهمی در ارتباطات اجتماعی، رشد شخصیتی، تعامل با همسالان و شکلگیری مهارتهای فردی دارد.
بنابراین اصل آموزش حضوری، بهویژه در شرایط عادی، اهمیت زیادی دارد. با این حال، مسئلهای که نیازمند پاسخ روشنتری است، نحوه مدیریت شرایط غیرعادی است.
اگر وضعیت کشور در طول سال تحصیلی تغییر کند یا در برخی مناطق امکان حضور دانشآموزان در مدارس وجود نداشته باشد، آیا سازوکار مشخصی برای تغییر شیوه آموزش وجود دارد؟
یک سیاست آموزشی قابل اتکا فقط برای شرایط عادی طراحی نمیشود. آموزش و پرورش باید در کنار برنامه اصلی، سناریوهای جایگزین را نیز مشخص کند.
به عنوان نمونه، اگر فعالیت حضوری در یک منطقه برای مدتی متوقف شود، باید از قبل مشخص باشد آموزش چگونه ادامه پیدا میکند، چه سامانهای مورد استفاده قرار میگیرد، معلمان چگونه کلاسها را مدیریت میکنند و دانشآموزانی که امکان دسترسی مناسب به اینترنت یا تجهیزات ندارند، چگونه تحت پوشش قرار خواهند گرفت.
از این منظر، مسئله اصلی انتخاب همیشگی میان «مدرسه حضوری» و «آموزش آنلاین» نیست؛ بلکه برخورداری از یک برنامه انعطافپذیر برای شرایط مختلف است.
یکی دیگر از موضوعات مطرحشده در این بحث، نحوه مواجهه با پرسشهای خانوادههاست.
وقتی خانوادهای درباره وضعیت مدرسه، امنیت رفتوآمد، نحوه برگزاری کلاسها یا آینده تحصیلی فرزندش سؤال میکند، الزاماً به معنای مخالفت با نظام آموزشی نیست. والدین طبیعی است که پیش از آغاز سال تحصیلی بدانند فرزندشان قرار است در چه شرایطی تحصیل کند.
شفافیت در این زمینه میتواند به کاهش نگرانیها کمک کند. خانوادهها بیش از هر چیز به یک برنامه مشخص نیاز دارند؛ برنامهای که هم وضعیت آغاز سال تحصیلی را توضیح دهد و هم برای تغییر احتمالی شرایط، مسیر روشنی ارائه کند.
در بحث سیاستگذاری آموزشی، نظر افکار عمومی اهمیت دارد اما نمیتواند تنها مبنای تصمیمگیری باشد.
برای تعیین بهترین شیوه آموزش، علاوه بر دیدگاه خانوادهها باید نظر معلمان، مدیران مدارس، کارشناسان تعلیم و تربیت، روانشناسان و متخصصان فناوری آموزشی نیز مورد توجه قرار گیرد.
همچنین شرایط واقعی مدارس و امکانات مناطق مختلف کشور باید در تصمیم نهایی لحاظ شود. ممکن است راهکاری که در یک شهر قابل اجراست، در منطقهای دیگر به دلیل تفاوت زیرساختها یا دسترسی به اینترنت با مشکل مواجه شود.
آغاز سال تحصیلی برای خانوادهها با مجموعهای از هزینهها نیز همراه است؛ از خرید کتاب و لوازمالتحریر گرفته تا لباس و کفش مدرسه، سرویس رفتوآمد و هزینههای مربوط به تغذیه دانشآموز.
برای همین، آمادگی آموزش و پرورش برای شروع سال تحصیلی را نمیتوان تنها در آماده بودن ساختمان مدارس و کلاسها خلاصه کرد. توان اقتصادی خانوادهها نیز بخشی از واقعیت بازگشت دانشآموزان به مدرسه است.
در شرایطی که هزینههای زندگی افزایش پیدا کرده، مجموع همین هزینههای به ظاهر کوچک میتواند فشار قابل توجهی بر بودجه خانوار وارد کند.
تجربه سالهای گذشته نشان داده است که آموزش مجازی نیازمند امکانات و زیرساختهای مشخصی است. دسترسی به اینترنت مناسب، گوشی یا رایانه، امکان استفاده از ابزار آموزشی برای چند فرزند و آمادگی معلمان برای تدریس آنلاین، از جمله الزامات این شیوه آموزش محسوب میشود.
به همین دلیل، اگر قرار باشد در شرایط خاص بخشی از آموزش به شکل غیرحضوری انجام شود، باید برای دانشآموزانی که امکانات لازم را ندارند نیز راهکار مشخصی وجود داشته باشد.
خانوادهای که چند فرزند مدرسهای دارد، ممکن است نتواند برای همه آنها به صورت همزمان تجهیزات جداگانه فراهم کند. چنین مسائلی میتواند در صورت اجرای ناگهانی آموزش آنلاین، به افزایش شکاف آموزشی منجر شود.
در شرایط عادی، مدرسه حضوری همچنان یکی از مهمترین بسترهای آموزش و رشد دانشآموزان است؛ اما مدیریت آموزشی در شرایط غیرعادی نیازمند انعطافپذیری بیشتری است.
به جای آنکه سیاست آموزشی تنها بر یک شیوه ثابت تکیه کند، میتوان برای وضعیتهای مختلف از مدلهای متفاوت استفاده کرد؛ آموزش حضوری در شرایط عادی، تصمیمهای منطقهای در مناطق خاص و فعال شدن آموزش جایگزین در زمانهایی که حضور دانشآموزان امکانپذیر نیست.
اکنون پرسش مهم خانوادهها فقط این نیست که در اول مهر مدرسه باز میشود یا نه؛ آنها میخواهند بدانند اگر شرایط طبق برنامه پیش نرفت، آموزش و پرورش چه برنامهای برای ادامه تحصیل فرزندانشان دارد.
داشتن چنین نقشه راهی میتواند هم به خانوادهها اطمینان بیشتری بدهد و هم به مدارس و معلمان کمک کند در برابر تغییرات احتمالی، بدون سردرگمی مسیر آموزش را ادامه دهند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ