به گزارش اطلاع با ما ، خرید: نگار صالحی– سبد خرید: آخر ماه، خرید بیشتر از اینکه یک برنامه باشد، یک جور حسابوکتاب لحظهای است. آدم جلوی قفسهها راه میرود، اما ذهنش جلوتر از دستش قیمتها را سبکوسنگین میکند: اول نان و برنج که از سفره حذف نشود، بعد لبنیات در حد حداقل، و در آخر یک مکث کوتاه جلوی قفسهای که قبلا گوشت بود و حالا بیشتر شبیه ویترین است.
فشار از دو طرف همزمان وارد میشود. یک طرف، هزینههای اجباریست: اجاره و قبضها که قبل از هر خریدی سهمشان را برمیدارند. طرف دیگر، خوراکیهاست؛ و در همین سبد خوراک، گوشت از آن قلمهایی است که هم گرانتر تمام میشود و هم زودتر از بقیه از لیست میافتد. آخر ماه، سبد خرید نه جای چانهزدن دارد نه جای جبران؛ فقط جای کمکردن است.
تورم خوراکیها هم دقیقا همینجا خودش را نشان میدهد: روی همان خریدهای تکراری و روزمره. وقتی قیمتها در بخش غذا بالا میرود، خانواده مجبور است با همان پول، «کمتر» بخرد؛ یا همان چیزها را با کیفیت پایینتر و مقدار کمتر جمع کند.
سبد معیشت هم در حرف یعنی حداقلهای یک زندگی معمولی، اما در عمل برای خیلیها میشود مرز بین زندگی و دوامآوردن. نتیجهاش را لازم نیست توضیح بدهی؛ در جملههای آخر ماه پیداست: «این یکی را نگیریم، برسیم تا حقوق ماه بعد.»
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ