به گزارش اطلاع با ما ، افزایش فشار بر بازار ارز و تلاش برای کنترل قیمت دلار با عرضه ارز، بار دیگر بحث درباره کارآمدی سیاستهای کوتاهمدت ارزی را داغ کرده است. پرسش اصلی این است که آیا تزریق ارز میتواند بازار را برای مدت طولانی آرام کند یا اینکه بدون اصلاح ریشههای اقتصادی، تنها فرصتی موقت برای کاهش التهاب خواهد بود؟
بازار ارز بار دیگر در شرایطی قرار گرفته که سیاستگذار برای جلوگیری از افزایش بیشتر قیمت دلار، به ابزارهای کوتاهمدت متوسل شده است. عرضه ارز با هدف افزایش حجم معاملات و کاهش التهاب بازار، اگرچه میتواند در مقاطعی از شدت نوسانات کم کند، اما این پرسش را همچنان مطرح نگه میدارد که آیا چنین اقدامی قادر است مشکل بازار ارز را به شکل پایدار حل کند؟
موضوع زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که منابع ارزی کشور با محدودیت روبهرو باشد. در چنین شرایطی، استفاده از ذخایر ارزی برای کنترل قیمتها باید با دقت بیشتری انجام شود؛ چرا که هر میزان ارزی که امروز برای آرام کردن بازار مصرف میشود، در صورت تداوم فشارهای اقتصادی، میتواند در آینده برای تأمین نیازهای ضروری مورد نیاز باشد.
یکی از ابزارهایی که بانک مرکزی میتواند برای مدیریت بازار به کار بگیرد، افزایش عرضه ارز است. هدف از این سیاست، پاسخ دادن به بخشی از تقاضا و جلوگیری از شکلگیری موجهای هیجانی در بازار است.
با این حال، تجربه بازار ارز نشان داده است که افزایش عرضه به تنهایی الزاماً به معنای کاهش پایدار قیمت نیست. اگر انتظارات تورمی، تقاضای سفتهبازانه و نگرانی درباره آینده اقتصاد همچنان بالا باشد، ممکن است بخشی از ارز عرضهشده دوباره توسط بازار جذب شود و فشار قیمتی در مدت کوتاهی بازگردد.
از سوی دیگر، ایجاد فاصله قابل توجه میان نرخهای مختلف ارز میتواند انگیزه برای خرید بیشتر در نرخهای پایینتر را افزایش دهد و زمینه شکلگیری رانت و تقاضای غیرواقعی را فراهم کند.
یکی از نگرانیهای مهم در سیاستهای ارزی، واکنش معکوس بازار به عرضه گسترده ارز است. زمانی که فعالان اقتصادی تصور کنند دولت در حال ارائه ارز با قیمت مناسب است، ممکن است تقاضا به جای کاهش، افزایش پیدا کند.
در چنین شرایطی، بخشی از جامعه و فعالان بازار ممکن است خرید ارز را نه برای نیاز واقعی، بلکه به عنوان راهی برای حفظ ارزش دارایی خود دنبال کنند. این رفتار میتواند اثر سیاست عرضه ارز را کاهش داده و کنترل بازار را برای سیاستگذار دشوارتر کند.
بنابراین، موفقیت یک سیاست ارزی تنها به میزان ارزی که وارد بازار میشود وابسته نیست؛ بلکه انتظارات مردم و فعالان اقتصادی نیز نقش تعیینکنندهای در نتیجه آن دارد.
چالش دیگر زمانی ایجاد میشود که نرخ عرضهشده توسط سیاستگذار فاصله محسوسی با قیمت شکلگرفته در بازار آزاد داشته باشد.
هرچه این فاصله بیشتر شود، جذابیت دریافت ارز با نرخ پایینتر افزایش پیدا میکند. در چنین وضعیتی، به جای آنکه منابع ارزی صرف نیازهای واقعی اقتصاد شود، ممکن است بخشی از تقاضا با هدف کسب سود از اختلاف قیمت شکل بگیرد.
به همین دلیل، سیاست ارزی پایدار باید علاوه بر مدیریت قیمت، به نحوه تخصیص منابع و کاهش شکاف میان نرخهای مختلف نیز توجه داشته باشد.
یکی از مهمترین پرسشها درباره استفاده از منابع ارزی این است که ذخایر کشور باید تا چه اندازه برای کنترل کوتاهمدت بازار مصرف شود.
در شرایط عادی، سیاستگذار میتواند از ابزارهای ارزی برای مدیریت نوسانات استفاده کند؛ اما اگر درآمدهای ارزی کشور تحت تأثیر تحولات سیاسی، محدودیتهای صادراتی یا کاهش درآمدهای نفتی قرار بگیرد، اهمیت ذخایر موجود چند برابر میشود.
در چنین شرایطی، حفظ منابع ارزی برای واردات کالاهای اساسی، دارو، تجهیزات پزشکی و سایر نیازهای ضروری میتواند به یک اولویت جدی تبدیل شود.
مسئله بازار ارز را نمیتوان کاملاً از تورم جدا کرد. زمانی که هزینه تولید و قیمت کالاها به طور مستمر افزایش پیدا میکند، فشار برای رشد قیمت ارز نیز میتواند بیشتر شود.
از این منظر، تثبیت مقطعی دلار بدون اصلاح عوامل مؤثر بر تورم، ممکن است تنها نوسانات بازار را برای مدتی کاهش دهد. اگر ریشههای افزایش قیمتها همچنان پابرجا باشند، فشار اقتصادی میتواند در نهایت دوباره خود را در بازار ارز نشان دهد.
به همین دلیل، سیاست ارزی زمانی میتواند اثر پایدار داشته باشد که در کنار آن، سیاستهای پولی، مالی و تجاری نیز با هدف کاهش تورم و افزایش اعتماد اقتصادی هماهنگ شوند.
اگر درآمدهای ارزی کشور در آینده با شوک جدی مواجه شود، دیگر نمیتوان تنها به تزریق ارز برای کنترل بازار تکیه کرد. در چنین شرایطی، اولویتبندی مصارف ارزی، جلوگیری از تقاضای غیرضروری، شفافیت در تخصیص منابع و مدیریت انتظارات اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
بازار ارز در نهایت به میزان اعتماد فعالان اقتصادی به آینده واکنش نشان میدهد. هرچه چشمانداز اقتصاد قابل پیشبینیتر باشد، انگیزه تبدیل نقدینگی به ارز و سایر داراییهای پوششدهنده تورم نیز میتواند کاهش پیدا کند.
بنابراین، مدیریت بحران ارز نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ است؛ نه صرفاً عرضه مقطعی ارز در بازار.
اکنون سیاستگذار با یک انتخاب مهم روبهروست؛ از یک سو باید از جهشهای شدید نرخ ارز جلوگیری کند و از سوی دیگر باید مراقب باشد منابع ارزی محدود کشور برای مدیریت کوتاهمدت بازار بیش از اندازه مصرف نشود.
اگر سیاستهای فوری بدون اصلاح عوامل بنیادی اقتصاد ادامه پیدا کند، احتمال بازگشت فشارها به بازار وجود خواهد داشت. به همین دلیل، چالش اصلی تنها پایین آوردن قیمت دلار در یک مقطع زمانی نیست؛ بلکه ایجاد ثباتی است که بتواند بدون اتکا به مصرف مداوم ذخایر ارزی، بازار را در مسیر قابل پیشبینیتری قرار دهد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ