به گزارش اطلاع با ما ، خوراکیهای ناسالم: تخفیفها همیشه به نفع ما نیستند. بعضی برندها با سوءاستفاده از ترس اقتصادی مردم، محصولات ناسالم و پرحاشیه سود را با تخفیف میفروشند. این گزارش نشان میدهد چرا باید مراقب «ارزانی» فریبنده بود
در روزهایی که خرج ماه از درآمد هفته بیشتر شده، هر چراغ تخفیفی وسوسهانگیز به نظر میرسد. اما آیا واقعاً برندها دلشان برای جیب ما سوخته؟ یا با روانشناسی ترس از گرانی، ما را به دامی انداختهاند که اسمش «تخفیف» است، ولی جانش «بیماری»؟
اقتصاد که به تنگ میآید، مغز ما بهطور غریزی به دنبال «ارزانترین» راهحل میگردد، نه بهترین. برندهای هوشمند اما نه هوشمندانه، دقیقاً همین نقطه را نشانه میگیرند: نه تخفیف روی لبنیات، نه روی نان و مرغ؛ بلکه تخفیف روی نوشابههای انرژیزا، چیپسهای صنعتی و خوراکیهای فوقفرآوریشده.
تخفیفها دیگر نشانه همراهی نیستند؛ نشانه «بهرهبرداری از بحران» شدهاند.
در ادبیات مسئولیت اجتماعی شرکتی (CSR)، مصرفکننده فقط یک خریدار نیست؛ او یک شریک نانوشته است. اما وقتی همان برند در بحران اقتصادی، شما را به سمت کالایی میکشاند که سلامتتان را میفروشد، دیگر اسمش مشارکت نیست؛ اسمش سوءاستفاده از ضعف معیشتی است.
هزینه واقعی این تخفیفها ماهها بعد خودش را نشان میدهد:
در بریتانیا، سیستم چراغراهنمایی (Traffic Light) روی محصولات، با یک نگاه میگوید: قرمز = خطر، سبز = انتخاب بهتر. در فرانسه، Nutri-Score محصولات را از A (سالم) تا E (ناسالم) رتبهبندی میکند.
در بعضی کشورها، مالیات بر قند را زدهاند تا مصرفکننده ناخودآگاه به سراغ گزینه سالمتر برود.
بازار ما آینه رفتار خود ماست. اگر فقط «ارزانترین» را بخریم، برندها هم فقط «ارزانترین برای تولید» را جلویمان میچینند. اما اگر بدانیم که این تخفیف تلخ، دارد چیزی گرانتر از پول را از ما میگیرد… شاید داستان فرق کند.
هر بار که سبد خریدمان را پر میکنیم، به بازار رأی میدهیم که «این نوع کالا را بیشتر تولید کن». اگر تخفیف ما را به سمت انتخاب ناسالم ببرد، در واقع هزینه درمان آیندهمان را پیشخور کردهایم.
شاید وقتش رسیده که در میان هیاهوی تخفیفها، از خودمان بپرسیم:
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ