به گزارش اطلاع با ما ، افزایش نوسانات بازار ارز بار دیگر نگرانی درباره آینده تورم در ایران را پررنگ کرده است. کارشناسان معتقدند هرچند تورم بالا با ابرتورم تفاوت اساسی دارد، اما کنترل بازار ارز، مدیریت انتظارات، تقویت درآمدهای ارزی و کاهش ریسکهای سیاسی میتواند در جلوگیری از تشدید بحران اقتصادی نقش مهمی داشته باشد.
نوسان شدید نرخ ارز در روزهای اخیر بار دیگر بحث درباره آینده اقتصاد ایران و احتمال تشدید تورم را به یکی از موضوعات مهم اقتصادی تبدیل کرده است. افزایش قیمت ارز معمولاً تنها به بازار دلار محدود نمیشود و میتواند از مسیر افزایش هزینه واردات، رشد قیمت کالاها و تغییر انتظارات فعالان اقتصادی، فشار بیشتری به سایر بخشهای اقتصاد وارد کند.
با این حال، تورم بالا را نباید بهطور خودکار معادل ابرتورم دانست. ابرتورم زمانی رخ میدهد که روند افزایش قیمتها شتابی بسیار شدید و خارج از کنترل پیدا کند و ارزش پول ملی با سرعت زیادی کاهش یابد.
صرف افزایش نرخ ارز یا رشد قیمت کالاها به معنای ورود اقتصاد به مرحله ابرتورمی نیست. برای تشخیص چنین وضعیتی باید مجموعهای از شاخصها از جمله سرعت افزایش قیمتها، وضعیت نقدینگی، کسری بودجه، قدرت پول ملی، سیاستهای پولی و توان دولت برای تأمین منابع را همزمان بررسی کرد.
با این حال، استمرار شوکهای ارزی میتواند فشار تورمی را افزایش دهد و در صورت نبود سیاست مناسب، انتظارات تورمی را نیز تشدید کند.
نرخ ارز در اقتصاد ایران تنها یک قیمت در بازار نیست؛ بلکه روی هزینه بسیاری از فعالیتهای اقتصادی اثر میگذارد.
افزایش قیمت دلار میتواند هزینه واردات مواد اولیه، کالاهای واسطهای، تجهیزات و برخی کالاهای مصرفی را بالا ببرد. تولیدکنندگان نیز در واکنش به افزایش هزینهها ممکن است قیمت محصولات خود را افزایش دهند.
از سوی دیگر، زمانی که مردم و فعالان اقتصادی انتظار افزایش بیشتر نرخ ارز را داشته باشند، ممکن است برای حفظ ارزش داراییهای خود زودتر وارد بازار شوند. همین رفتار میتواند تقاضا را افزایش داده و فشار بیشتری بر نرخ ارز وارد کند.
یکی از مهمترین اقدامات برای آرام کردن اقتصاد، کاهش نوسانات شدید بازار ارز است.
عرضه ارز در زمان افزایش تقاضای هیجانی میتواند به کنترل نوسانات کمک کند، اما مداخله در بازار باید هدفمند و حسابشده باشد. استفاده بیبرنامه از ذخایر ارزی برای پایین نگه داشتن نرخ دلار در کوتاهمدت، بدون اصلاح عوامل بنیادی، نمیتواند راهکاری پایدار باشد.
هدف اصلی باید ایجاد ثبات و پیشبینیپذیری باشد، نه تعیین دستوری یک نرخ ثابت برای بازار.
بازار ارز فقط از عرضه و تقاضای واقعی تأثیر نمیگیرد؛ انتظارات نیز نقش مهمی دارند.
وقتی فعالان اقتصادی تصور کنند قیمت دلار در آینده افزایش خواهد یافت، ممکن است خرید ارز، طلا یا کالا را زودتر انجام دهند. افزایش این تقاضای احتیاطی میتواند خود به عاملی برای افزایش بیشتر قیمتها تبدیل شود.
شفافیت در سیاستهای اقتصادی، ارائه اطلاعات دقیق و جلوگیری از تصمیمهای ناگهانی میتواند به کاهش رفتارهای هیجانی کمک کند.
توانایی بانک مرکزی برای مدیریت بازار ارز تا حد زیادی به میزان دسترسی کشور به منابع ارزی بستگی دارد.
افزایش صادرات، توسعه تجارت خارجی، تسهیل بازگشت ارز حاصل از صادرات و کاهش موانع نقلوانتقال پول میتواند قدرت سیاستگذار را برای مدیریت بازار افزایش دهد.
در این میان، درآمدهای نفتی همچنان اهمیت زیادی دارد؛ اما اتکا به یک منبع درآمدی بهتنهایی نمیتواند اقتصاد را در برابر شوکهای خارجی مصون کند.
بازار ارز ایران به تحولات سیاسی و خارجی حساس است. تحریمها، روابط خارجی، وضعیت صادرات نفت و حتی اخبار مربوط به مذاکرات میتوانند انتظارات بازار را تغییر دهند.
هر اندازه فضای سیاسی و اقتصادی قابل پیشبینیتر باشد، احتمال شکلگیری تقاضای هیجانی نیز کاهش پیدا میکند.
به همین دلیل، سیاست ارزی نمیتواند جدا از سیاست خارجی و شرایط اقتصاد کلان کشور طراحی شود.
کنترل بازار ارز تنها یکی از اجزای مبارزه با تورم است. اگر مشکلاتی مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی، ضعف سرمایهگذاری و کاهش بهرهوری پابرجا بمانند، فشار تورمی میتواند دوباره به اقتصاد بازگردد.
به همین دلیل، سیاستهای کوتاهمدت باید در کنار اصلاحات بلندمدت قرار بگیرند. آرام کردن بازار ارز میتواند فرصت ایجاد کند، اما تثبیت پایدار اقتصاد نیازمند مجموعهای از اصلاحات ساختاری است.
ایران از ظرفیت قابلتوجهی در حوزه انرژی برخوردار است و استفاده مؤثرتر از این ظرفیت میتواند به افزایش درآمدهای ارزی کمک کند.
رشد صادرات انرژی، جذب سرمایه برای توسعه زیرساختها و ایجاد شرایط مناسبتر برای تجارت میتواند منابع بیشتری وارد اقتصاد کند و وابستگی به سیاستهای مقطعی را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، موقعیت جغرافیایی و منابع انرژی کشور میتوانند به جای تبدیل شدن به نقطه آسیبپذیری، به ابزاری برای تقویت قدرت اقتصادی تبدیل شوند.
یکی از مهمترین نکات در تحلیل شرایط اقتصادی این است که نباید هر جهش قیمتی را «ابرتورم» نامید.
اقتصاد ممکن است با تورم بسیار بالا، کاهش قدرت خرید و افت ارزش پول ملی مواجه باشد، اما همچنان وارد مرحله ابرتورمی نشده باشد.
بنابراین، نگرانی درباره آینده اقتصاد باید با بررسی دقیق شاخصها همراه باشد و از ایجاد هراس اقتصادی یا تصمیمهای هیجانی جلوگیری شود.
مهار تورم و جلوگیری از حرکت اقتصاد به سمت شرایط شدیدتر، یک اقدام تکبعدی نیست. ثبات بازار ارز، مدیریت انتظارات، افزایش درآمدهای ارزی، کاهش ریسکهای سیاسی و اصلاحات اقتصادی باید در کنار یکدیگر دنبال شوند.
در نهایت، مهمترین هدف سیاستگذار نباید صرفاً پایین آوردن موقت قیمت دلار باشد؛ بلکه باید اقتصادی ایجاد شود که فعالان آن بتوانند آینده را با اطمینان بیشتری پیشبینی کنند.
هرچه اقتصاد قابل پیشبینیتر شود، انگیزه رفتارهای هیجانی کمتر خواهد شد و مسیر مهار تورم نیز هموارتر میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ