به گزارش اطلاع با ما ، اعلام برنامههای جدید برای افزایش سقف وام و اعتبار خرید بازنشستگان، بار دیگر توجهها را به وضعیت معیشتی این قشر جلب کرده است. هرچند ارائه تسهیلات مالی میتواند در کوتاهمدت بخشی از نیازهای ضروری را پوشش دهد، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند مشکل اصلی بازنشستگان، کمبود دسترسی به وام نیست؛ بلکه کاهش مستمر قدرت خرید در برابر تورم است.
در سالهای اخیر هزینههای زندگی با سرعتی بیشتر از رشد حقوق بازنشستگان افزایش یافته است. بخش زیادی از مستمری صرف هزینههایی مانند خوراک، درمان، اجاره مسکن و سایر مخارج ضروری میشود و در پایان ماه، منابع مالی چندانی برای سایر نیازها باقی نمیماند.
در چنین شرایطی، افزایش اعتبار خرید یا سقف وام اگرچه میتواند بخشی از فشار مالی را برای مدت کوتاهی کاهش دهد، اما به معنای افزایش درآمد نیست. بازنشسته کالای مورد نیاز خود را امروز تهیه میکند، اما باید اقساط آن را در ماههای آینده از همان حقوق محدود پرداخت کند.
کارشناسان اقتصادی بر این باورند که تسهیلات بانکی زمانی اثرگذاری بیشتری دارند که برای ایجاد درآمد یا سرمایهگذاری مورد استفاده قرار گیرند. اما برای بسیاری از بازنشستگان، وام صرف پرداخت هزینههای درمان، خرید دارو یا تأمین مایحتاج روزمره میشود؛ هزینههایی که در حالت عادی باید از محل حقوق ماهانه قابل پرداخت باشند.
به همین دلیل، اتکای بیش از حد به وام و خرید اعتباری، بیش از آنکه یک سیاست حمایتی پایدار باشد، راهکاری موقتی برای مدیریت مشکلات معیشتی محسوب میشود.
یکی از مهمترین چالشهای بازنشستگان، افزایش هزینههای درمان و خدمات پزشکی است. هرگونه بهبود در پوشش بیمه تکمیلی، تسریع در پرداخت مطالبات درمانی و کاهش هزینههای سلامت میتواند تأثیر مستقیمی بر کیفیت زندگی این قشر داشته باشد.
بسیاری از بازنشستگان بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف درمان میکنند و به همین دلیل، تقویت خدمات بیمهای میتواند اثربخشتر از افزایش سقف تسهیلات مالی باشد.
کارشناسان معتقدند حمایت پایدار از بازنشستگان تنها با ارائه وام امکانپذیر نیست. افزایش حقوق متناسب با نرخ تورم، اجرای کامل طرحهای همسانسازی، کنترل هزینههای درمان، مهار تورم و حفظ ارزش واقعی مستمریها از جمله اقداماتی است که میتواند قدرت خرید بازنشستگان را به شکل ماندگار تقویت کند.
در چنین شرایطی، تسهیلات بانکی و اعتبار خرید میتوانند به عنوان ابزارهای مکمل مورد استفاده قرار گیرند، نه اینکه به مهمترین شیوه حمایت معیشتی تبدیل شوند.
بازنشستگان سالها در بازار کار فعالیت کرده و حق بیمه پرداخت کردهاند تا دوران سالمندی را با آرامش بیشتری سپری کنند. انتظار طبیعی آنان این است که درآمد ماهانه پاسخگوی هزینههای زندگی باشد و برای تأمین نیازهای اولیه، ناچار به دریافت وام و ایجاد تعهدات مالی جدید نشوند.
تا زمانی که فاصله میان نرخ تورم و افزایش حقوق ادامه داشته باشد، افزایش سقف وام و کالاکارت تنها بخشی از فشارهای مقطعی را کاهش میدهد. آنچه میتواند امنیت اقتصادی بازنشستگان را تضمین کند، افزایش پایدار قدرت خرید، کنترل تورم و بهبود نظام حمایتهای معیشتی و درمانی است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ