کد خبر : 250650
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۳ دی ۱۴۰۴ - ۱۹:۴۹

برزخ بی‌نام‌ها؛ ایران ۱۴۰۴ و یک میلیون شهروندی که در آمارها زندگی نمی‌کنند

برزخ بی‌نام‌ها؛ ایران ۱۴۰۴ و یک میلیون شهروندی که در آمارها زندگی نمی‌کنند
در ایران ۱۴۰۴، بیش از یک میلیون نفر بدون شناسنامه و هویت رسمی زندگی می‌کنند. بی‌شناسنامه‌گی، محرومیت از آموزش، درمان و حقوق اجتماعی را به دنبال دارد و بیشتر در استان‌های مرزی دیده می‌شود. فاصله میان قانون و واقعیت زندگی، این بحران انسانی را همچنان زنده نگه داشته است.

برزخ بی‌نام‌ها؛ ایران ۱۴۰۴ و یک میلیون شهروندی که در آمارها زندگی نمی‌کنند

به گزارش اطلاع با ما ، شهروندی : در ایران ۱۴۰۴، بیش از یک میلیون نفر بدون شناسنامه و هویت رسمی زندگی می‌کنند. بی‌شناسنامه‌گی، محرومیت از آموزش، درمان و حقوق اجتماعی را به دنبال دارد و بیشتر در استان‌های مرزی دیده می‌شود. فاصله میان قانون و واقعیت زندگی، این بحران انسانی را همچنان زنده نگه داشته است.

تولد بدون ثبت؛ زندگی بدون ردپا

در ایرانِ ۱۴۰۴، هنوز کودکانی متولد می‌شوند که هیچ رد رسمی از ورودشان به جهان ثبت نمی‌شود. نه شماره ملی، نه شناسنامه، نه پرونده‌ای در سیستم. آن‌ها بزرگ می‌شوند، کار می‌کنند و حتی می‌میرند، بی‌آنکه جایی «ثبت» شده باشند. هویت، برایشان نه یک حق بدیهی، بلکه آرزویی دست‌نیافتنی است.

شناسنامه؛ مرز ناپیدای بودن و نبودن

داشتن شناسنامه فقط یک سند اداری نیست؛ بلیت ورود به زندگی اجتماعی است. بدون آن، مدرسه رفتن، درمان شدن، یارانه گرفتن، ازدواج رسمی یا حتی دفن قانونی ممکن نیست. بی‌شناسنامه‌ها در حاشیه‌ای زندگی می‌کنند که قانون، خدمات و حمایت‌های اجتماعی به آن راهی ندارد.

جغرافیای محرومیت؛ جایی که بحران عمیق‌تر می‌شود

این پدیده بیش از همه در استان‌های مرزی و کم‌برخوردار دیده می‌شود؛ جایی که فقر، مهاجرت، ازدواج‌های ثبت‌نشده و نبود دسترسی به نهادهای رسمی، چرخه بی‌هویتی را بازتولید کرده است. سیستان و بلوچستان، گلستان، کرمان، خراسان و آذربایجان غربی، کانون‌های اصلی این بحران‌اند.

نسل‌هایی که مدرک ندارند

بسیاری از بی‌شناسنامه‌ها نه تازه‌واردند و نه مهاجر. نسل‌هایی هستند که پدر و مادرشان هم سند هویتی نداشته‌اند. وقتی هیچ مدرکی از نسل قبل وجود ندارد، اثبات هویت به فرآیندی پیچیده، فرسایشی و گاه ناممکن تبدیل می‌شود.

قانون روی کاغذ؛ زندگی در میدان

اگرچه قوانین و سازوکارهایی برای تعیین تکلیف افراد فاقد شناسنامه وجود دارد، اما فاصله میان قانون و زندگی واقعی زیاد است. روندهای اداری طولانی، نبود دسترسی محلی، هزینه‌ها و ناآشنایی با مسیرهای قانونی، بسیاری را در همان نقطه اول متوقف می‌کند. برای کسی که هیچ سندی ندارد، اثبات هویت شبیه اثبات «بودن» است.

کودکانی که از مدرسه جا می‌مانند

بی‌شناسنامه‌گی از کودکی شروع می‌شود و آینده را از همان ابتدا محدود می‌کند. کودکی که ثبت نشده، به مدرسه نمی‌رود. نوجوانی که مدرک ندارد، وارد بازار کار غیررسمی می‌شود. بزرگسالی که هویت ندارد، سهمی از حمایت اجتماعی نخواهد داشت. چرخه‌ای که هر روز بازتولید می‌شود.

تنها خواسته؛ یک برگ کاغذ

وقتی از بی‌شناسنامه‌ها می‌پرسی چه می‌خواهند، پاسخ ساده است: شناسنامه. نه وام، نه شغل دولتی، نه امتیاز خاص. فقط سندی که بگوید «من هستم». برگه‌ای که برای بسیاری عادی است، اما برای آن‌ها مرز میان زندگی و حذف شدن از زندگی است.

پرسشی که باقی می‌ماند

بیش از یک قرن از آغاز ثبت هویت در ایران گذشته، اما هنوز همه شهروندان در این روایت جایی ندارند. تا وقتی انسانی در این سرزمین بدون نام و شماره ملی زندگی می‌کند، پرسش اصلی پابرجاست: دولت مدرن بدون شناسنامه برای همه، چقدر کامل است؟

این گزارش بر پایه بررسی‌های تحریریه اطلاع باما و مرور داده‌های منتشرشده در رسانه‌های کشور تنظیم شده است.

کانال اطلاع باما در تلگرام

برچسب ها :شناسنامه ، شهروندی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.