به گزارش اطلاع با ما ، آلودگی: آلودگی هوا از تهران عبور کرده و حالا به یک بحران فراگیر در سراسر کشور تبدیل شده است. گزارش جدید محیطزیست نشان میدهد ریشه بحران نه در طبیعت، بلکه در سالها اجرا نشدن قوانین و ضعف نظارت بوده است. مردم امروز هزینه این غفلت را با سلامتیشان میپردازند و تنها راه خروج از بحران، اجرای جدی قانون هوای پاک و نوسازی زیرساختهاست.
دیگر برای بسیاری از شهروندان، آغاز پاییز نه با بوی باران که با ماسکهای خاکستری، سرفههای شبانه و خیابانهایی آغاز میشود که آسمانشان به جای آبی، تیره و سنگین است. اتاقها درزگیری میشوند و خانوادهها نگران سلامت کودکان، صبحهای مبهم را آغاز میکنند.
تازهترین گزارش سازمان محیطزیست نشان داد آنچه سالها بهعنوان چرخه طبیعی جا زده میشد، در حقیقت نتیجه سالها بیبرنامگی، اجرا نشدن قوانین و دوری دستگاهها از مسئولیتهایشان است. این گزارش درباره تهران نوشته شده، اما سرنوشت آن فقط مختص پایتخت نیست؛ تهران صرفاً ویترین یک زخم ملی است.
اصفهان در مه دائمی، اهواز در ترکیب آلودگی صنعتی و ریزگرد، و شهرهایی مانند تبریز، کرج، اراک و مشهد بارها تا مرز تعطیلی کامل پیش رفتهاند. حالا اما زنگ خطر جایی به صدا درآمده که هیچکس انتظارش را نداشت: شهرهای شمالی. رشت، ساری، بابل و دهها شهر کوچک که زمانی هوایشان پناهگاه مردم بود، حالا در صف هشدارهای بهداشتی قرار گرفتهاند.
سالها نهادهای مختلف تلاش کردهاند سهم خود در آلودگی را کماهمیت جلوه دهند، اما گزارش جدید مستقیماً به نقش تعللها و ضعفها اشاره میکند و همین باعث ایجاد موجی از انکار و تردید شده است. بااینحال، مردم نیازی به گزارش ندارند؛ آنها اثر آلودگی را هر روز با ریههایشان حس میکنند.
در روزهای اوج آلودگی، اورژانسها پر میشوند؛ کودکان با تنگینفس، سالمندان با قلبهایی که تاب نمیآورند و معلمانی که دانشآموزانشان را پشت پنجرههای بسته میبینند. اینها آمار خشک نیستند؛ واقعیت تلخ زندگی مردماند.
قانون هوای پاک سالهاست نوشته شده اما روی زمین اجرا نشده است. نخستین گام، ارتقای کیفیت سوخت است؛ اقدامی فوری و حیاتی. پس از آن، نوبت نظارت مؤثر بر صنایع و نیروگاههاست؛ نظارتی واقعی، نه روی کاغذ.
تا زمانی که اتوبوسهای فرسوده نفس شهر را میگیرند و توسعه مترو قطرهچکانی پیش میرود، نمیتوان از کاهش آلایندگی انتظار معناداری داشت. نوسازی ناوگان حملونقل نه فقط انتخاب، بلکه ضرورت است.
معاینه فنی نیازمند سختگیری واقعی است. خودروهای قدیمی و پرمصرف سهم بزرگی از آلودگی را تولید میکنند و ادامه حضورشان خیابانها را دوباره به مرز هشدار میبرد.
در شهرهای صنعتی باید صنایع یا نوسازی شوند یا جابهجا، و در شهرهای شمالی باید از توسعه صنعتی بیبرنامه که آخرین پناهگاه هوای پاک را تهدید میکند، جلوگیری شود.
ایران از تهران تا خزر یک مطالبه مشترک دارد: حق تنفس. روزی که کودکان با خیال راحت به مدرسه بروند و آسمان شهری دوباره آبی شود، همان روزی است که میتوان گفت تصمیمها بالاخره اجرا شدهاند.
تا آن روز، یک جمله همچنان پژواک دارد:
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ