به گزارش اطلاع با ما ، فساد: در علوم محیطزیست، برای هر آلایندهای «حد مجاز» تعیین میشود؛ مقداری که اگر از آن فراتر برویم، سلامت انسان و طبیعت تهدید میشود. اما در میان همه مواد خطرناک، «آزبست» استثناست — میزان مجازش «صفر» است. چون کوچکترین ذرهاش میتواند سرطانزا باشد. در جامعه هم پدیدهای وجود دارد که درست مثل آزبست عمل میکند: فساد.
فساد آرام و نامرئی پیش میرود. از یک اشتباه کوچک شروع میشود و بعد، اگر واکنش نشان ندهیم، کل سیستم را آلوده میکند. درست مثل یک میوه گندیده در جعبه که اگر زود جدا نشود، بقیه را هم فاسد میکند. هیچ میوهفروشی منتظر نمیماند تا گوجه گندیده خودش خوب شود!
در بسیاری از نهادها، مدیران نهفقط خطر فساد را جدی نمیگیرند، بلکه با نیت «خیرخواهانه» از افراد متخلف حمایت میکنند. آنها تصور میکنند برخورد قاطع باعث «تنش» یا «بیثباتی» میشود. اما واقعیت این است که چشمپوشی، خود شکل دیگری از همدستی است. سیستم با این نگاه، عملاً به فاسدان پیام میدهد: ادامه بده، هزینهای ندارد!
همه فاسدها رشوهگیر نیستند. گاهی فساد از جایی شروع میشود که یک مدیر برای حفظ موقعیت یا محبوبیتش، حقیقت را نادیده میگیرد. همین نادیدهگرفتنهاست که در نهایت اعتماد عمومی را میکُشد. فساد فقط دزدی نیست؛ هر سوءاستفاده از قدرت برای منفعت شخصی یا سیاسی، شکلی از فساد است.
همانطور که در محیطزیست، تماس با آزبست حتی در حد میکروسکوپی خطرناک است، در مدیریت هم هیچ مقدار از فساد قابلقبول نیست. اگر سیستمی به امید اصلاح تدریجی، با فساد مدارا کند، در واقع اجازه میدهد سرطانش پیشرفت کند. هیچ جامعهای با اغماض، پاک نمیماند.
فساد نه با گذر زمان از بین میرود و نه با نصیحت. تنها راه، شفافیت، پاسخگویی و واکنش فوری است. هر لحظه تأخیر، هزینهای سنگینتر برای نسل بعد دارد. در مقابل آزبست، مهربانی معنا ندارد؛ در برابر فساد هم همینطور.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ