به گزارش اطلاع با ما ، دیپلماسی : پرونده هستهای ایران بار دیگر به مرحلهای رسیده که کمتر نشانی از امید در آن دیده میشود. تهران بر حق خود در دستیابی به فناوری هستهای اصرار دارد و واشینگتن، همراه با متحدان اروپاییاش، همچنان بر بازگشت ایران به محدودیتهای گذشته پافشاری میکند. این دو مسیر متقاطع، به گفته تحلیلگران، بازی خطرناکی از «انتظار برای تسلیم طرف مقابل» را رقم زده است.
در پایتخت آمریکا، استراتژی مشخصی وجود ندارد. جناحی به رهبری مارکو روبیو خواهان ادامه فشار حداکثری است، در حالی که برخی از مشاوران امنیتی و نظامی بر لزوم کنترل تنش و بازگشت به گفتوگو تأکید دارند. دونالد ترامپ نیز با ادعای «از بین رفتن کامل برنامه هستهای ایران در جریان جنگ ۱۲روزه» از احتمال توافقی گستردهتر در سطح منطقه سخن میگوید؛ توافقی که فعلاً بیش از آنکه محتمل باشد، به ابزار تبلیغاتی شبیه است.
اروپا در تلاش است نقش میانجیگر را زنده نگه دارد، اما پس از فعالسازی مکانیسم ماشه و ناتوانی در اجرای تعهدات اقتصادی، اعتماد تهران را از دست داده است. در نتیجه، وزن سیاسی پاریس، لندن و برلین در معادله هستهای، به مراتب کمتر از گذشته است.
کاهش همکاری ایران با آژانس بینالمللی انرژی اتمی موجب شده ارزیابی وضعیت واقعی سانتریفیوژها و ذخایر اورانیوم دشوارتر شود. خلأ نظارتی میتواند زمینهساز خطای محاسباتی و حتی تصمیمهای شتابزده نظامی شود؛ سناریویی که هم تهران و هم غرب از آن بیم دارند، اما همزمان در حال فراهم کردن مقدماتش هستند.
حملات موشکی اخیر ایران در واکنش به تجاوزات اسرائیل، معادله را پیچیدهتر کرده است. اکنون غرب تنها بر پرونده هستهای تمرکز ندارد، بلکه مسئله توان موشکی و موازنه بازدارندگی را نیز با آن گره زده است. از همین رو، حتی یک توافق صرفاً هستهای هم دیگر پاسخگوی نگرانیهای آمریکا و متحدانش نیست.
با وجود همه نشانههای رکود، تاریخ مذاکرات ایران و غرب نشان داده هیچ بنبستی ابدی نیست. با این حال، بازگشت به میز مذاکره این بار پرهزینهتر از همیشه خواهد بود؛ چرا که سطح بیاعتمادی میان طرفها به نقطهای رسیده که حتی شروع گفتوگو، خود نوعی ریسک سیاسی محسوب میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ