به گزارش اطلاع با ما ، کافههای شهری: فرزانه متین فر نوشت: در سالهای اخیر، کافههای شهری به فراتر از مکانی برای نوشیدن قهوه تبدیل شدهاند؛ پاتوقهایی برای نسل Z که به دنبال تعامل، خلوت شخصی و ساخت هویت اجتماعی هستند. از دل بوی قهوه و صدای موسیقی، اکنون نوعی جامعهی کوچک شهری شکل گرفته که نه خانه است و نه محل کار، بلکه «فضای سوم» نام دارد.
در پسِ عطر قهوه و نوای آرام موسیقی، کافههای شهری دیگر فقط محل استراحت نیستند. از گفتوگوهای تجاری تا درد دلهای عاشقانه، همه در این فضاها جریان دارد. این مکانها حالا به بخشی از سبک زندگی نسل جوان تبدیل شدهاند؛ فضایی برای دیده شدن، تعامل و فاصله گرفتن از روزمرگی.
«پارک دیگر برای ما جذاب نیست. اینجا خلوتتر است، اینترنت داریم، میتوانیم راحت حرف بزنیم. برای ما کافه مثل همان پاتوق پدرهایمان در محله است.»
«تمام روز در خانه کار میکردم و از تنهایی خسته شده بودم. در کافه هم کار میکنم و هم با دیگران ارتباط دارم. همین گفتوگوهای کوتاه، ایدههای تازهای به من میدهد.»
در واقع، کافه به تعبیر بسیاری از جامعهشناسان، فضای سوم است؛ مکانی میان خانه و محل کار که به فرد اجازه میدهد بخشی از جامعه باشد، بدون از دست دادن حریم شخصی.
«ما دیگر فقط قهوه نمیفروشیم، فضا میفروشیم. از میزهای تکی برای افراد تنها تا اتاقکهای جلسات کاری. مردم برای معاشرت، کار، مطالعه یا حتی فرار از شلوغی خانه میآیند.»
«در جامعهی مدرن، فضاهای عمومی سنتی مثل پارکها دیگر کارکرد اجتماعی گذشته را ندارند. کافههای شهری این خلأ را پر کردهاند و به مکانهایی برای نمایش هویت، تعامل و تعلق تبدیل شدهاند.»
در نهایت، کافههای شهری بیش از آنکه مکانی برای نوشیدن قهوه باشند، پاسخی به یک نیاز عمیقتر اجتماعیاند؛ نیاز به ارتباط، تعلق و دیده شدن در جامعهای که روزبهروز فردگراتر میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ