به گزارش اطلاع با ما ، چرا سرمایهگذاری در اقتصاد ایران: وجود شعارهای مکرر درباره حمایت از تولید و سرمایهگذاری در کشور، واقعیت میدانی اقتصاد ایران حکایت از وجود سه مانع اصلی در مسیر رونق تولید دارد. این موانع شامل فضای غیررقابتی و شبهدولتی، محیط نامناسب کسبوکار و نظام مالی ناکارآمد در تخصیص منابع به بخش خصوصی است. تا زمانی که این ساختارها اصلاح نشوند، نمیتوان انتظار تحولی اساسی در سرمایهگذاری و تولید ملی داشت.
اقتصاد ایران سالهاست با ساختاری انحصاری و غیررقابتی دستوپنجه نرم میکند. بسیاری از حوزههای کلیدی اقتصاد تحت سلطه نهادهای شبهدولتی قرار دارند که با در اختیار داشتن منابع گسترده، فضا را برای ورود فعالان مستقل و بخش خصوصی تنگ کردهاند. این شرایط مانع ایجاد انگیزه برای نوآوری و رقابتپذیری در تولید شده است.
فعالان اقتصادی برای راهاندازی یک کسبوکار با چالشهای متعددی در فرآیندهای اداری و زیرساختی مواجهاند. از بروکراسی پیچیده در ثبت شرکتها گرفته تا دسترسی دشوار به خدمات پایه مانند برق و آب، بسیاری از مراحل با روند کند، همراه با رانت و رشوه همراه است. این وضعیت باعث افزایش هزینههای تولید و کاهش جذابیت سرمایهگذاری میشود.
یکی از موانع جدی دیگر، ناتوانی نظام بانکی و مالی در تأمین عادلانه و هدفمند منابع برای تولیدکنندگان است. در حالیکه بخشهای خاصی از اقتصاد به تسهیلات کلان دسترسی دارند، بسیاری از کارآفرینان واقعی و بخش خصوصی مستقل با تنگنای تامین اعتبار و سرمایه در گردش روبهرو هستند. این مسأله موجب میشود منابع محدود اقتصادی به جای هدایت به بخشهای مولد، صرف فعالیتهای کمبازده یا سفتهبازی شود.
اقتصاد ایران در دور باطلی گرفتار شده که سه عامل اساسی، موتور محرکه تولید را از کار انداختهاند: – فضای غیررقابتی ناشی از سلطه شبهدولتیها – محیط نامناسب کسبوکار و پیچیدگیهای اداری
تا زمانی که اصلاحات ساختاری در این سه محور انجام نشود، تحقق شعار «رونق تولید» بیش از آنکه به واقعیت نزدیک باشد، صرفاً در حد یک آرمان باقی خواهد ماند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ