به گزارش اطلاع با ما، بحران اقتصادی و فروش اعضای بدن: نقلقول بحثبرانگیز یک نماینده مجلس درباره فروش کلیه بار دیگر فضای اجتماعی را ملتهب کرده است. این اظهارات ریشه در مشکلات عمیق اقتصادی و افزایش فقر در جامعه دارد.
عادیسازی فروش اعضای بدن بهعنوان راهی برای امرار معاش**، نشاندهنده **گسست میان مسئولان و واقعیتهای زندگی مردم است. ترویج چنین دیدگاههایی میتواند اهدای داوطلبانه عضو را تحتالشعاع قرار دهد و موجب کاهش تمایل به این اقدام انسانی شود. واکنشهای گسترده نشان میدهد که جامعه بهجای پذیرش این وضعیت، انتظار راهکارهای اساسی برای کاهش فقر دارد.
انتشار مجدد سخنان حسینعلی شهریاری، نماینده مجلس، درباره فروش کلیه، موجی از انتقادات را برانگیخته است. وی در سال ۱۳۹۹ گفته بود: *«هر ایرانی یک کلیه برایش کافی است؛ چه اشکالی دارد یکیاش را بفروشد و امرار معاش کند؟»* گرچه این نقلقول جدید نیست، اما فضای اقتصادی و اجتماعی کنونی، باعث حساسیت بیشتر افکار عمومی نسبت به این موضوع شده است.
سوال کلیدی این است که چرا چنین سخنانی همچنان مورد توجه قرار میگیرد و واکنشهای گستردهای را به دنبال دارد؟
سخنان این نماینده مجلس، هرچند بحثبرانگیز، اما ریشه در واقعیت تلخ اقتصادی دارد. افزایش فقر و کاهش قدرت خرید مردم، باعث شده برخی افراد به فروش اعضای بدن خود فکر کنند. رشد بازار خرید و فروش کلیه و اعضای بدن، نشاندهنده بحران معیشتی است که بسیاری از مردم را تحت فشار قرار داده است.
سوال اصلی این نیست که آیا فروش کلیه برای امرار معاش مجاز است یا نه؛ بلکه باید پرسید چرا شرایط اقتصادی به جایی رسیده که چنین گزینههایی مطرح میشوند؟
اظهاراتی مانند «فروش کلیه برای امرار معاش» نوعی عادیسازی فقر است. این نوع نگاه مشکلات اقتصادی را به جای حلکردن، بهعنوان یک پدیده طبیعی میپذیرد. وقتی یک سیاستمدار، فروش عضو را بهعنوان راهکار مطرح میکند، بهنوعی مسئولیت خود را در قبال بهبود معیشت مردم نادیده میگیرد.
چنین رویکردی میتواند آسیبهای اجتماعی و روانی گستردهای به همراه داشته باشد و باعث ناامیدی عمومی شود.
یکی از پیامدهای خطرناک چنین اظهاراتی، کاهش تمایل به اهدای داوطلبانه عضو است. در بسیاری از کشورها، اهدای کلیه و دیگر اعضای بدن بهعنوان یک اقدام انسانی و خیرخواهانه تشویق میشود. اما وقتی فروش کلیه برای بقای اقتصادی مطرح میشود، این ذهنیت را ایجاد میکند که هر اهدای عضوی، یک معامله است نه یک عمل خیرخواهانه.
در نتیجه، ممکن است افراد کمتری تمایل به ثبتنام برای اهدای عضو داشته باشند و این امر بر بیماران نیازمند تأثیر منفی بگذارد.
بهجای عادیسازی فروش اعضای بدن، باید سیاستهای اقتصادی برای کاهش فقر و افزایش رفاه عمومی اجرایی شوند. افزایش حمایتهای اجتماعی، ایجاد اشتغال پایدار و بهبود معیشت مردم**، میتواند از وقوع چنین بحرانهایی جلوگیری کند. **ضرورت اصلاح نگاه سیاستمداران به فقر**؛ بهجای ارائه پیشنهادهای نامناسب، باید بر راهکارهای اقتصادی تمرکز کنند.
**واکنشهای گسترده مردم نشان میدهد که جامعه از سیاستهای غلط خسته شده و انتظار اقدامات مؤثر برای کاهش فقر را دارد.
اظهارات یک نماینده مجلس درباره فروش کلیه، بازتابی از بحران اقتصادی و شکاف عمیق میان سیاستمداران و مردم است. عادیسازی چنین مفاهیمی بهجای حل مشکلات، آنها را طبیعی جلوه میدهد که رویکردی خطرناک است. این نوع دیدگاه میتواند آسیبهای گستردهای از جمله کاهش تمایل به اهدای عضو و افزایش ناامیدی اجتماعی را به دنبال داشته باشد. مردم انتظار دارند بهجای چنین پیشنهادهایی، سیاستهای مؤثری برای بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی کشور اجرا شود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ