به گزارش اطلاع با ما ، جنگ ۱۲ روزه : هفته منتهی به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل (۲۳ خرداد تا ۴ تیر ۱۴۰۴) صحنه عملیات روانی پیچیده بود؛ از تماسهای محرمانه و اختلافنمایی ساختگی گرفته تا افشاگریهای هدفمند و ویدئوهای جعلی. رسانههای غربی همچون بیبیسی و سیانان، همزمان با اتاقهای فکر آمریکایی، در خدمت روایتسازی قرار گرفتند. این جنگ روانی برای کاهش هوشیاری ایران طراحی شده بود، اما پاسخ سریع موشکی و پهپادی ایران نشان داد که همه اهداف محقق نشد.
هفت روز مانده به آغاز جنگ ۱۲ روزه، فضای رسانهای و سیاسی جهان پر از سیگنالهای گمراهکننده بود؛ تماسهای پشت پرده، افشاگریهای مشکوک، روایتهای رسانهای پرشمار و انتشار اسناد تاییدنشده. این رویکرد ترکیبی را میتوان نمونهای کلاسیک از «جنگ روانی چندلایه» دانست.
در ۱۶ خرداد ۱۴۰۴، گفتوگوی تلفنی میان نتانیاهو و ترامپ منتشر شد که محور آن ایران و مذاکرات هستهای عنوان شد. رسانهها آن را نشانه دیپلماسی معرفی کردند، اما بعداً مشخص شد این بخشی از استراتژی فریب برای کاستن از حساسیت تهران بود. حتی هشدار ظاهری کاخ سفید به اسرائیل برای پرهیز از تحریک، در عمل پوششی برای هماهنگی نظامی بود.
بیبیسی و سیانان در روزهای منتهی به جنگ با انتشار گزارشهایی ایران را کشوری ضعیف و در آستانه فروپاشی معرفی کردند. بازنشر اظهارات مقامات امنیتی غربی، مانند رئیس پیشین MI6، با هدف کاهش اعتماد به نفس ایران و تقویت روایت برتری اسرائیل صورت گرفت.
در ۱۵ خرداد، وزیر دفاع اسرائیل سندی منتشر کرد که ادعای ارتباط مالی ایران و حماس را مطرح میکرد. این سند بدون بررسی کامل صحت آن، توسط رسانههای غربی پوشش داده شد و بخشی از استراتژی قدیمی اسرائیل برای توجیه حملات پیشدستانه بود.
در ۲۶ خرداد، ویدئویی جعلی از انفجار در زندان اوین در شبکه X منتشر شد و میلیونها بازدید گرفت. این اقدام بخشی از کارزار روانی اسرائیل بود که با بازنشر اولیه توسط رسانههای معتبر، ضریب اثرگذاری بیشتری یافت. شایعه و محتوای جعلی بهعنوان ابزار روانی به اندازه بمب و موشک میتوانند مخرب باشند.
نمایش اختلاف میان ترامپ و نتانیاهو و همزمان اعلام آمادگی آمریکا برای میانجیگری، دیگر تاکتیکهای روانی بودند. این اقدامات برای القای توهم اختلاف و فرصت مذاکره طراحی شده بود، در حالی که پشت صحنه هماهنگی کامل وجود داشت.
مؤسساتی مانند بروکینگز و CSIS با تحلیلهای خود حملات اسرائیل را توجیه کردند. این تحلیلها توسط رسانههای بزرگ بازنشر شد تا مشروعیتبخشی به جنگ شکل بگیرد. بیبیسی و سیانان همسو با این جریان، پوشش نامتوازن جنگ را در پیش گرفتند؛ برجستهسازی حملات اسرائیل و کمرنگ کردن پاسخ ایران.
فلسفه نظامی اسرائیل از ابتدای تأسیس بر غافلگیری و حملات پیشدستانه استوار بوده است. اما تجربه جنگ ۱۲ روزه و تقویت دفاعی ایران نشان میدهد که در صورت بروز درگیری جدید، تلآویو ناچار به تغییر الگو و بهرهگیری از تاکتیکهای سایبری، عملیات ویژه زمینی و حملات ترکیبی خواهد بود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ