به گزارش اطلاع با ما ، بازار کالاهای اساسی در روزهای پایانی شهریور با وجود تداوم عرضه و نبود کمبود جدی، با افت تقاضا مواجه است. افزایش هزینههای تولید، نوسان نرخ ارز و کاهش قدرت خرید خانوارها باعث شده الگوی مصرف مردم تغییر کند و حتی خرید برخی کالاهای ضروری نیز با احتیاط بیشتری انجام شود.
به گفته فعالان بازار، مسئله اصلی این روزها کمبود کالا نیست؛ بلکه توان خرید مصرفکنندگان کاهش یافته و همین موضوع، رکود را در بخشهایی از بازار مواد غذایی تشدید کرده است.
رضا کنگری، رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی، با اشاره به شرایط بازار اعلام کرده که کالاهای اساسی همچنان به میزان کافی در شبکه توزیع وجود دارند و در حال حاضر نشانهای از کمبود گسترده مشاهده نمیشود.
به گفته او، افزایش قیمت برخی محصولات در روزهای اخیر بیشتر تحت تأثیر نوسانات ارزی بوده و نمیتوان آن را صرفاً به کمبود کالا نسبت داد.
این وضعیت تصویری متفاوت از یک بحران عرضه ایجاد کرده است؛ محصول در بازار وجود دارد، اما بخشی از خانوارها توان خرید گذشته را ندارند. در نتیجه، کاهش تقاضا به یکی از مهمترین نشانههای وضعیت فعلی بازار تبدیل شده است.
اثر نرخ ارز تنها به کالاهای وارداتی محدود نمیشود. حتی محصولاتی که در داخل کشور تولید میشوند نیز ممکن است از تغییرات ارزی تأثیر بگیرند؛ زیرا بخشی از هزینههای تولید آنها به نهادهها، مواد اولیه، کود، حملونقل و سایر اقلام وابسته است.
به همین دلیل، هرگونه تغییر در هزینه تولید میتواند در نهایت قیمت کالا را تحت تأثیر قرار دهد. فعالان بازار نیز معتقدند ثبات نرخ ارز میتواند نقش مهمی در کنترل نوسانات قیمت مواد غذایی داشته باشد.
بر اساس اظهارات رئیس اتحادیه بنکداران مواد غذایی، برخی محصولات از جمله برنج و حبوبات در هفتههای گذشته با کاهش قیمت مواجه شده بودند، اما نوسان دوباره نرخ ارز موجب تغییر این روند در بعضی اقلام شده است.
برنج ایرانی نیز همچنان یکی از کالاهای مهم سبد خانوار است و قیمت آن با توجه به نوع و کیفیت محصول متفاوت است. به گفته این فعال صنفی، قیمت برخی انواع برنج ایرانی در سطح عمدهفروشی به حدود ۴۸۰ هزار تومان رسیده و با اضافه شدن هزینههای مربوط به عرضه، قیمت نهایی برای مصرفکننده افزایش پیدا میکند.
در بازار حبوبات نیز قیمت نخود، لوبیا و عدس بسته به کیفیت محصول متفاوت است و فعالان صنفی معتقدند افزایش قیمت در این بخش در حال حاضر به معنای کمبود کالا نیست.
یکی از مهمترین پیامدهای افزایش هزینههای زندگی، تغییر تدریجی سبد مصرفی خانوارهاست. زمانی که درآمد با سرعت کمتری نسبت به هزینهها افزایش پیدا میکند، خانوار ناچار میشود خریدهای خود را اولویتبندی کند.
در چنین شرایطی، کالاهای تفریحی و غیرضروری معمولاً زودتر از سبد خرید حذف میشوند، اما با ادامه فشار هزینهها، حتی میزان خرید کالاهای اساسی نیز کاهش پیدا میکند.
به این ترتیب ممکن است خانوار همچنان برنج، حبوبات، چای، پنیر و سایر اقلام ضروری را خریداری کند، اما حجم خرید یا دفعات مراجعه برای تهیه آنها کاهش یابد.
اجرای طرح کالابرگ نیز از نگاه فعالان صنفی بر ساختار تقاضا در بازار مواد غذایی تأثیر گذاشته است.
کنگری معتقد است بخش عمدهفروشی بهطور مستقیم در چرخه کالابرگ قرار ندارد و همین موضوع باعث شده بخشی از تقاضا به سمت فروشگاههای خردهفروشی هدایت شود.
کالاهایی مانند برنج، مرغ، گوشت و برخی دیگر از اقلام مشمول طرح، از مسیر فروشگاههای مرتبط با کالابرگ به دست مصرفکنندگان میرسند و این تغییر مسیر میتواند میزان فعالیت بنکداریها را تحت تأثیر قرار دهد.
کاهش قدرت خرید تنها به حذف کالاهای لوکس منجر نشده و به گفته فعالان بازار، اثر آن به بخشهایی از کالاهای مصرفی نیز رسیده است.
وقتی خانوار مجبور میشود برای مدیریت هزینهها خریدهای خود را کاهش دهد، فروشندگان نیز با کاهش تقاضا مواجه میشوند. این چرخه میتواند به شکلگیری رکود در بازار منجر شود؛ حتی در شرایطی که کالا به اندازه کافی در شبکه توزیع وجود داشته باشد.
به بیان دیگر، بازار با مشکل «نبود کالا» مواجه نیست، بلکه با مشکل «نبود تقاضای کافی» روبهرو شده است.
تعطیلی مدارس یکی دیگر از عواملی است که به گفته فعالان صنفی بر فروش برخی محصولات غذایی اثر گذاشته است.
بخشی از خرید خوراکیهای مصرفی کودکان و دانشآموزان در طول سال تحصیلی از طریق مدارس انجام میشود. بنابراین کاهش فعالیت مدارس میتواند در فروش برخی اقلام خوراکی اثر خود را نشان دهد.
فعالان بازار معتقدند در صورت ادامه فعالیت عادی زنجیره تولید و تأمین، احتمال بروز کمبود گسترده کالاهای اساسی پایین است. فصل برداشت برخی محصولات کشاورزی و واردات نیز در مقاطعی توانسته به افزایش عرضه و کاهش قیمت برخی کالاها کمک کند.
با این حال، نرخ ارز همچنان یکی از متغیرهای مهم در مسیر قیمت کالاهای اساسی محسوب میشود. در صورتی که نوسانات ارزی کاهش پیدا کند، امکان ثبات بیشتر قیمتها نیز وجود خواهد داشت.
تصویر فعلی بازار کالاهای اساسی نشان میدهد که فشار اقتصادی بیش از آنکه خود را در قفسههای خالی فروشگاهها نشان دهد، در رفتار مصرفکننده نمایان شده است.
مردم همچنان اقلام مورد نیاز سفره خود را تهیه میکنند، اما با مقدار کمتر، دفعات کمتر یا انتخاب گزینههای ارزانتر. در چنین شرایطی، ادامه افزایش قیمتها میتواند فاصله میان درآمد خانوار و هزینههای ضروری زندگی را بیشتر کند.
در نهایت، بازار کالاهای اساسی در شرایطی قرار دارد که از یک سو عرضه ادامه دارد و از سوی دیگر تقاضا به دلیل کاهش توان مالی خانوارها ضعیفتر شده است؛ شرایطی که نشان میدهد مسئله اصلی بازار، دسترسی به کالا نیست، بلکه قدرت خرید مردم برای تهیه آن است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ