به گزارش اطلاع با ما ، کالابرگ : افزایش شتابان هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید و تکرار وعدههای حمایتی، خانوارهای مزدبگیر را در چرخهای فرسایشی گرفتار کرده است. کالابرگ و یارانه، بهجای ترمیم معیشت، به مسکّنهایی کماثر تبدیل شدهاند؛ آن هم در شرایطی که نگرانی از شوکهای جدید قیمتی، دوباره بر بازار و زندگی روزمره سایه انداخته است.
وقتی از گرانی زندگی سخن گفته میشود، منظور صرفاً کاهش قدرت خرید برای تفریح و سفر نیست. مسئله اصلی، دور شدن اقلام پایه خوراکی از سفرهی خانوارهاست؛ کالاهایی که تا همین یک دهه پیش، بخش بدیهی سبد مصرفی طبقات متوسط و فرودست به شمار میرفتند. امروز اما همان کالاها، با قیمتهایی عرضه میشوند که حتی بخشهایی از طبقه متوسط نیز به سختی به آنها دسترسی دارند.
کاهش محسوس مصرف پروتئین، لبنیات، میوه و خشکبار، نشانهای روشن از فشار سنگین تورمی بر زندگی روزمره است. هرچند آمارهای رسمی تلاش میکنند تصویری میانگین از تورم ارائه دهند، اما واقعیت معیشتی دهکهای پایین، بسیار فراتر از اعداد میانگین است. برای خانوارهایی که بخش عمده درآمدشان صرف خوراک میشود، کوچکترین افزایش قیمت، اثر چندبرابری دارد.
سیاستهای حمایتی مانند یارانه نقدی و کالابرگ، در بهترین حالت تنها بخشی ناچیز از هزینههای خوراکی خانوارها را پوشش میدهند. رقمهای تخصیصیافته، نهتنها شکاف میان دستمزد و هزینه زندگی را پُر نمیکند، بلکه با افزایش مداوم قیمتها، بهسرعت اثر خود را از دست میدهد. نتیجه، شکلگیری نوعی تعلیق دائمی بحران معیشت است؛ نه حل مسئله.
در چنین شرایطی، بحث افزایش قیمت بنزین و ورود نرخهای جدید، نگرانیهای معیشتی را تشدید کرده است. تجربه نشان داده که گرانی این کالای راهبردی، بهصورت زنجیرهای بر قیمت کالاها و خدمات اثر میگذارد و اثر روانی آن، حتی پیش از اجرا، بازار را ملتهب میکند. پیوند دادن این تصمیم با وعده گسترش کالابرگ، نتوانسته از بار نگرانی اقشار کمدرآمدبکاهد.
الگوی سیاستگذاری آشناست: ابتدا افزایش قیمت، سپس وعده جبران از طریق یارانه یا کالابرگ؛ و در نهایت، کاهش اثر حمایتی زیر فشار تورم. این چرخه بارها تجربه شده و هر بار، نتیجهای جز تضعیف بیشتر قدرت خرید مزدبگیران نداشته است. یارانهها ثابت میمانند، اما قیمتها پلهپله بالا میروند.
بیشترین فشار تورمی، متوجه کارگران روزمزد، شاغلان فاقد بیمه و کسانی است که درآمد ثابت و امن ندارند. حذف یارانه به دلیل گردشهای مالی ظاهری، نبود پوشش بیمهای و وابستگی کامل به دستمزد روزانه، این گروهها را در موقعیتی آسیبپذیرتر قرار داده است؛ گروههایی که حتی منفعت مستقیمی از بنزین ارزان ندارند، اما هزینه گرانی آن را بهطور کامل میپردازند.
مطالبه بسیاری از خانوارهای کارگری و مزدبگیر، پیچیده یا حداکثری نیست؛ انتظار دارند دستکم در کوتاهمدت، هزینههای ضروری زندگی با شوکهای پیدرپی سنگینتر نشود. تجربه نشان داده است که «کالابرگ بیشتر» جایگزین ثبات قیمتها نمیشود و امنیت معیشتی، پیش از هر چیز به مهار تورم نیاز دارد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ