به گزارش اطلاع با ما سیاست کنکور دو مرحله ای و تأثیر مستقیم امتحانات نهایی، با هدف کاهش استرس طراحی شد، اما تجربه اولین سال اجرای آن، نشان داد که نهتنها استرس کنکور دو مرحلهای کاهش نیافت، بلکه فشار روانی، سردرگمی و نابرابری آموزشی برای دانشآموزان، بهویژه در مناطق محروم، بهطرز چشمگیری افزایش یافته است. تداخل زمانی میان امتحانات نهایی و آزمون دوم، همراه با اعلام زودهنگام نتایج مرحله اول، یکی از عوامل اصلی افزایش تنش روانی بوده و نشان میدهد که سیاستگذاری آموزشی بدون درک روانشناختی صحیح، میتواند آسیبزا باشد.
استرس کنکور دو مرحلهای از نخستین روزهای اجرای ساختار جدید به یکی از معضلات اصلی نظام آموزشی تبدیل شده است. سیاستگذاران با هدف کاهش فشار، تصمیم به دو مرحلهای کردن آزمون گرفتند و امتحانات نهایی را نیز با تاثیر ۴۰ درصدی به بخشی از نمره نهایی کنکور تبدیل کردند. با این حال، اجرای ناهماهنگ و فشرده این سیاستها عملاً نهتنها نتوانست از بار روانی کم کند، بلکه آن را تشدید کرد.
دانشآموزان در بازهای فشرده باید هم برای امتحانات نهایی آماده شوند، هم برای کنکور تیرماه. همزمان اعلام نتایج مرحله اول، ضربه روانی سنگینی به برخی وارد کرده که در میانه امتحانات نهایی، با افت انگیزه مواجه شدهاند. این ساختار ناکارآمد، نابرابری آموزشی را نیز گسترش داده و دانشآموزان مناطق محروم را با چالشی ناعادلانه روبهرو ساخته است.
از سوی دیگر، معلمان و مشاوران آموزشی نیز در این ساختار سردرگم شدهاند. عدم انسجام در سیاستگذاری، آینده تحصیلی نسل جوان را با مخاطره روبهرو کرده است. راهحلهایی مانند بازطراحی تقویم آموزشی، افزایش فاصله بین مراحل آزمون و هماهنگی با مدارس، میتواند بخشی از فشار را کم کند؛ اما اصل ماجرا در تغییر نگاه به «سنجش» بهمثابه یک فرآیند انسانی و تربیتی نهفته است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ