به گزارش اطلاع با ما ، خودروسازی ایران: بحران در صنعت خودروسازی ایران تنها به کیفیت پایین یا قیمت بالا محدود نمیشود؛ ریشه اصلی آن در ضعف حاکمیت شرکتی نهفته است. تجربه هیوندای، فولکسواگن و تویوتا نشان میدهد که بدون اصلاح ساختارهای مالکیت، مدیریت و نظارت، توسعه پایدار در این صنعت ناممکن است.
صنعت خودروسازی ایران سالهاست میان دوگانه «خصوصیسازی ناقص» و «دخالت مستقیم دولت» گرفتار شده است. با وجود واگذاری اسمی بخشی از سهام ایرانخودرو و سایپا، همچنان کنترل مدیریتی و تصمیمگیریها در اختیار نهادهای عمومی و شبهدولتی است. نتیجه این وضعیت، تصمیمهای کوتاهمدت، زیان انباشته، نارضایتی مشتریان و توقف نوآوری بوده است.
بررسی تجربه سه غول خودروسازی جهان نشان میدهد که موفقیت آنها بر پایه مدلهای متنوع اما کارآمد حکمرانی شکل گرفته است:
هیوندای موتور با مدل مالکیت خانوادگی و شبکهای از شرکتهای وابسته، توانسته کنترل گروه را در عین حفظ کارایی مدیریت کند.
فولکسواگن نمونهای از «حکمرانی چندذینفعی» است که در آن کارکنان، سهامداران و دولت همگی در تصمیمسازی نقش دارند.
تویوتا موتور با ساختار «شبکهای و غیرمتمرکز» توانسته پایداری زنجیره تأمین و نوآوری مستمر را تضمین کند.
این الگوها نشان میدهد که حاکمیت شرکتی موفق صرفاً بر پایه خصوصیسازی شکل نمیگیرد، بلکه نیازمند طراحی ساختارهای شفاف، پاسخگو و شایستهمحور است.
در ایران، سهامداری چرخهای، نفوذ نهادهای غیرتخصصی در هیئتمدیره و فقدان نظارت حرفهای، مانع از تحقق حاکمیت شرکتی واقعی شده است. تصمیمگیریهای کوتاهمدت برای اهداف سیاسی یا مالی، جایگزین سیاستگذاری صنعتی و نگاه بلندمدت شدهاند. همین موضوع، خودروسازان ایرانی را به جای رقابت جهانی، در چرخه زیان و انحصار گرفتار کرده است.
۱. بازتعریف نقش دولت: دولت باید از مدیر اجرایی به ناظر راهبردی تبدیل شود و مالکیت خود را از طریق نهادهای مالی عمومی و مستقل اعمال کند. ۲. اصلاح ساختار مالکیت و هیئتمدیره: ترکیب مدیران باید بر اساس تخصص، تجربه صنعتی و استقلال رأی شکل گیرد، نه وابستگی نهادی. ۳. تقویت سهامداری نهادی: نهادهای مالی بزرگ میتوانند با سرمایهگذاری و نظارت هوشمندانه، بنگاهها را از مداخله سیاسی دور کنند. ۴. استقرار حکمرانی چندذینفعی: با مشارکت کارکنان، تأمینکنندگان و مشتریان در فرآیند تصمیمسازی، میتوان اعتماد و بهرهوری را افزایش داد.
توسعه پایدار در صنعت خودروسازی ایران بدون اصلاح بنیادین حاکمیت شرکتی ممکن نیست. الگوهای جهانی ثابت کردهاند که شفافیت، پاسخگویی و استقلال مدیریتی، مهمتر از تغییر مالکیت اسمی است. تنها با استقرار نظام حکمرانی هوشمند، این صنعت میتواند از بحران مزمن خود عبور کرده و به جایگاه واقعی در اقتصاد ملی بازگردد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ