به گزارش اطلاع با ما ، برجام: گزارش مکنزی پس از برجام آیندهای روشن برای صنعت خودرو ایران پیشبینی کرده بود؛ اما ۹ سال بعد، این صنعت در رکود، زیان و سوءمدیریت گرفتار است.
سقوط صنعت خودرو پس از برجام؛ از رؤیای مکنزی تا واقعیت تلخ خودروسازی ایران
در سالهای پس از برجام، مؤسسه بینالمللی مکنزی یکی از جامعترین تحلیلهای اقتصادی درباره آینده ایران را منتشر کرد. در این گزارش، صنعت خودرو بهعنوان موتور محرک رشد اشتغال، صادرات و فناوری معرفی شده بود. اما امروز، ۹ سال پس از آن پیشبینی خوشبینانه، واقعیت چیز دیگری است: رکود، زیان انباشته و عقبماندگی فنی.
پس از امضای برجام، صنعت خودرو نخستین بخشی بود که از گشایشهای بینالمللی سود برد. شرکتهایی چون پژو و رنو دوباره به ایران بازگشتند و قراردادهایی برای تولید مشترک امضا شد. ورود فناوری و خودروهای خارجی، فضای بازار را رقابتی کرد و امید به نوسازی ساختار خودروسازی افزایش یافت.
اما با روی کار آمدن دولت ترامپ و خروج آمریکا از برجام، این مسیر ناگهان متوقف شد. تحریمهای جدید درهای همکاری بینالمللی را بست و صنعت خودرو بار دیگر به نقطه شروع بازگشت.
در گزارش مکنزی (۲۰۱۶)، ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی، نیروی کار متخصص و انرژی ارزان، دارای مزیتهای بالقوه برای توسعه صنعت خودرو معرفی شده بود. این موسسه پیشبینی کرده بود که:
تولید خودرو در ایران میتواند تا سال ۲۰۳۵ به بیش از ۲.۵ میلیون دستگاه برسد.
ارزش افزوده این صنعت از ۱۱ میلیارد دلار به ۵۰ میلیارد دلار افزایش یابد.
اما پیششرط همه این اهداف، جذب ۵۰ میلیارد دلار سرمایه خارجی، اصلاح ساختار مدیریتی و کاهش تدریجی تعرفههای وارداتی بود؛ اصلاحاتی که هیچگاه بهطور کامل انجام نشد.
مکنزی هشدار داده بود که بهرهوری نیروی کار در ایران به ازای هر کارگر کمتر از ۳ خودرو است، در حالیکه در کشورهای توسعهیافته این عدد ۱۲ تا ۱۵ خودرو بود. اکنون پس از ۹ سال، این شاخص تنها به حدود ۸ خودرو به ازای هر کارگر رسیده است؛ فاصلهای عظیم با میانگین جهانی ۳۰ خودرو.
بخش زیادی از این مشکل ناشی از ساختار مدیریتی دولتی، قیمتگذاری دستوری و نبود رقابت واقعی است. در نتیجه، نهتنها بهرهوری رشد نکرده، بلکه زیان انباشته خودروسازان افزایش یافته است.
مکنزی بر این باور بود که ایران با دسترسی به انرژی ارزان و نیروی کار جوان، میتواند به قطب صادرات خودرو در خاورمیانه تبدیل شود. اما در عمل، سهم صادرات از کل تولید امروز بهسختی به ۲ درصد میرسد؛ عمدتاً به کشورهایی چون عراق و روسیه، آنهم بهدلیل ملاحظات سیاسی، نه رقابت اقتصادی.
در همان سالهایی که ایران فرصت توسعه را از دست داد، کشورهایی مانند ترکیه، مراکش و جمهوری چک با جذب سرمایهگذاری خارجی، به مراکز منطقهای تولید و صادرات خودرو تبدیل شدند.
طبق پیشبینی مکنزی، صنعت خودرو ایران برای رسیدن به اهدافش تا سال ۲۰۳۵ به ۵۰ میلیارد دلار سرمایهگذاری خارجی نیاز داشت. اما پس از خروج آمریکا از برجام، نهتنها سرمایهگذاری جدیدی انجام نشد، بلکه شرکتهای خارجی بازار ایران را ترک کردند و خطوط تولید مدرن متوقف ماند.
بهجای فناوریهای نو، پلتفرمهای قدیمی دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی دوباره به چرخه تولید بازگشتند؛ نتیجه آن، خودروهایی با مصرف بالا، ایمنی پایین و قیمتهای غیررقابتی بود.
یکی از توصیههای کلیدی مکنزی، کاهش تدریجی تعرفه واردات خودرو برای ایجاد فضای رقابتی بود. اما در عمل، نهتنها تعرفهها کاهش نیافت، بلکه به بیش از ۱۰۰ درصد افزایش یافت. این سیاست، رقابت را از بین برد و خودروسازان داخلی را در یک بازار انحصاری و غیرکارآمد حفظ کرد.
اکنون، با گذشت نزدیک به یک دهه از گزارش مکنزی، تولید خودرو در ایران حدود ۱.۳ میلیون دستگاه در سال است؛ تنها اندکی بیشتر از سال ۲۰۱۴. صادرات تقریباً ناچیز است، بهرهوری پایین مانده، و ساختار مدیریتی همچنان دولتی و متمرکز است. شاخص شامخ خودروسازی نیز از رکود ۱۶ ماهه این صنعت خبر میدهد.
گزارش مکنزی بر پایه امید به اصلاح و بازسازی صنعت خودرو نوشته شده بود. اما امروز، این صنعت نهتنها به اهدافش نرسیده بلکه در مسیر عقبگرد تکنولوژیک حرکت کرده است. مشکل اصلی، تحریم یا نبود منابع نیست؛ بلکه فقر مدیریت، انحصار، و مقاومت در برابر اصلاح ساختار است.
اگر مسیر برجام برای صنعت خودرو تکرار شود، اینبار شاید نهتنها فرصت رشد، بلکه اعتماد عمومی نیز برای همیشه از دست برود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ