به گزارش اطلاع با ما ، محمدرضا تنکمان فرد نوشت: پرونده کوروش کمپانی و ماجرای اخیر پیشفروش آیفون ۱۸ در اینستاگرام، دو نمونه از یک مسئله مشترک هستند؛ شکلگیری اعتماد بر پایه قیمت پایین، تبلیغات گسترده، ظاهر حرفهای و ایجاد حس فوریت. در حالی که مالباختگان کوروش کمپانی خواستار جبران خسارت و بازگشت سرمایه با معیار روز هستند، پرونده جدید نشان میدهد الگوی فریب در فضای مجازی میتواند با کالا و روش جدید دوباره تکرار شود.
ماجرای کوروش کمپانی و پرونده اخیر پیشفروش آیفون ۱۸ در فضای مجازی، با وجود تفاوت در جزئیات، یک نقطه مشترک دارند؛ وعده خرید جذاب، تبلیغات گسترده و شکلگیری اعتماد پیش از آنکه خریدار فرصت کافی برای بررسی اعتبار فروشنده پیدا کند.
در یک سو، پرونده کوروش کمپانی قرار دارد که اکنون در مرحله پایانی رسیدگی قضایی قرار گرفته و مالباختگان آن، موضوع جبران خسارت و بازگشت سرمایه را دنبال میکنند. در سوی دیگر، پروندهای تازه درباره پیشفروش آیفونهای سری ۱۸ شکل گرفته که طبق اعلام پلیس فتا تهران بزرگ، در آن بیش از ۴۰ میلیارد ریال از شهروندان کلاهبرداری شده است.
کنار هم قرار گرفتن این دو پرونده، یک پرسش مهم اجتماعی را مطرح میکند: چرا با وجود تجربههای گذشته، هنوز یک قیمت پایینتر از بازار و عبارتهایی مانند «ظرفیت محدود» میتواند بخشی از کاربران را به پرداخت وجه ترغیب کند؟
رسیدگی به پرونده کوروش کمپانی به مرحلهای رسیده که طبق گزارشهای منتشرشده از جلسات دادگاه، آخرین دفاعیات متهمان در حال بررسی است و مالباختگان نیز بر نحوه جبران خسارت تمرکز دارند.
یکی از موضوعاتی که در جریان این پرونده مورد توجه قرار گرفته، نحوه شکلگیری اعتماد خریداران است. تبلیغات گسترده، حضور چهرههای شناختهشده، ایجاد شعب و وعده عرضه کالا با قیمت پایینتر از بازار، از جمله عواملی بود که در روایتهای مطرحشده از سوی برخی مالباختگان مورد اشاره قرار گرفته است.
اکنون بخشی از مالباختگان خواستار آن هستند که سرمایه از دسترفته آنها با توجه به کاهش ارزش پول و تغییر قیمت ارز و تلفن همراه، به شکلی جبران شود که قدرت خرید سرمایه اولیه نیز مورد توجه قرار گیرد.
در مقابل، در جریان دفاعیات دادگاه، برخی متهمان بر نقش اجرایی یا کارمندی خود تأکید کرده و مسئولیت اصلی را متوجه مدیریت مجموعه دانستهاند. وکلای برخی متهمان نیز بر لزوم بررسی جداگانه نقش هر فرد در پرونده تأکید کردهاند.
در حالی که پرونده کوروش کمپانی همچنان در مسیر رسیدگی قرار دارد، پرونده دیگری با محوریت فروش اینترنتی آیفون ۱۸ بار دیگر موضوع اعتماد به فروشندگان فضای مجازی را مطرح کرده است.
طبق اعلام پلیس فتا تهران بزرگ، تعدادی از شهروندان پس از مشاهده تبلیغ پیشفروش آیفونهای جدید با قیمت اعلامی ویژه، برای خرید اقدام کردند و مبالغی را واریز کردند؛ اما پس از پرداخت، ارتباط با گردانندگان صفحه قطع شد.
پلیس اعلام کرده فردی که در ارتباط با این پرونده شناسایی شده، صفحهای در اینستاگرام راهاندازی کرده و با اعلام پیشفروش تعداد محدودی از آیفونهای جدید، کاربران را به پرداخت وجه ترغیب میکرده است. رقم اعلامشده برای این پرونده بیش از ۴۰ میلیارد ریال عنوان شده است.
قیمت پایین در حالت عادی باید یکی از نخستین مواردی باشد که خریدار درباره آن سؤال میکند؛ اما در فضای تبلیغاتی، همین قیمت میتواند به نقطه قوت پیشنهاد تبدیل شود.
وقتی یک کالای گرانقیمت با مبلغی بهمراتب پایینتر از عرف بازار عرضه میشود، ممکن است مخاطب به جای پرسیدن اینکه «چرا این کالا ارزانتر است؟»، با این تصور روبهرو شود که «اگر الان نخرم، این فرصت را از دست میدهم.»
کلاهبردار برای ایجاد چنین شرایطی الزاماً به یک داستان پیچیده نیاز ندارد. ترکیب یک کالای پرطرفدار با قیمت جذاب، ظرفیت محدود، تصاویر حرفهای و تبلیغات متعدد میتواند احساس عجله ایجاد کند.
در این شرایط، زمانی که باید صرف بررسی هویت فروشنده شود، ممکن است صرفاً برای از دست ندادن فرصت خرید کنار گذاشته شود.
یکی از مؤلفههای تکرارشونده در بسیاری از تبلیغات اینترنتی، تأکید بر محدود بودن تعداد کالا یا زمان ثبت سفارش است.
عبارتهایی مانند «تعداد محدود»، «آخرین ظرفیت» یا «ثبتنام فقط تا چند ساعت» میتوانند مخاطب را به تصمیم سریع سوق دهند.
این روش البته بهخودیخود به معنای کلاهبرداری نیست؛ اما وقتی با قیمت غیرعادی، فروشنده ناشناس و نبود اطلاعات قابل بررسی همراه میشود، میتواند به عنوان یک علامت هشدار مورد توجه قرار گیرد.
یکی از موضوعات مهم در پرونده کوروش کمپانی، بحث تبلیغات و استفاده از چهرههای شناختهشده بود؛ موضوعی که بار دیگر مسئله مسئولیت اجتماعی افراد تأثیرگذار در فضای عمومی را مطرح کرد.
وقتی یک محصول یا کسبوکار بارها در شبکههای اجتماعی دیده میشود یا توسط چهرهای شناختهشده معرفی میشود، ممکن است برای مخاطب آشنا و قابل اعتماد به نظر برسد.
تعداد دنبالکنندگان یک صفحه، کیفیت طراحی آن، حضور چهرههای مشهور یا حجم بالای تبلیغات، هیچکدام به تنهایی نمیتواند تضمینکننده اعتبار یک فروشنده یا امکان تحویل کالا باشد.
شاید تصور شود انتشار گسترده اخبار یک پرونده، خودبهخود باعث افزایش احتیاط مردم میشود؛ اما تجربه پروندههای مختلف نشان میدهد روشهای فریب میتوانند با تغییر کالا، پلتفرم و شیوه تبلیغ دوباره ظاهر شوند.
در یک مقطع، وعده خرید تلفن همراه با قیمت پایین میتواند مخاطب را جذب کند و در مقطعی دیگر، همین الگو در فروش خودرو، طلا، لوازم الکترونیکی، خدمات یا حتی پیشنهادهای سرمایهگذاری تکرار شود.
به همین دلیل، مسئله فقط شناخت نام یک پرونده یا یک مجموعه نیست؛ بلکه یادگیری سازوکار فریب اهمیت بیشتری دارد.
یکی از محورهای مهم جلسات اخیر دادگاه کوروش کمپانی، مطالبه مالباختگان درباره نحوه جبران خسارت بوده است.
برخی از آنها معتقدند با توجه به تغییرات قیمت ارز و افزایش قیمت کالا، بازگرداندن صرف مبلغ اسمی پرداختشده، لزوماً قدرت خرید سرمایه اولیه را جبران نمیکند.
از همین رو، موضوع بازگشت سرمایه با معیارهای روز مورد مطالبه قرار گرفته است.
البته نحوه محاسبه و میزان جبران خسارت، موضوعی حقوقی است که تعیین تکلیف آن باید بر اساس روند رسیدگی و تصمیم مراجع قضایی انجام شود.
تصمیم برای خرید یک کالای گرانقیمت تنها تحت تأثیر تبلیغات نیست. شرایط اقتصادی نیز میتواند روی رفتار مصرفکننده اثر بگذارد.
در بازاری که قیمت کالاها دائماً تغییر میکند، دیدن محصولی با قیمت پایینتر از عرف میتواند برای خریدار به معنای یک فرصت کمتکرار باشد.
همین مسئله ممکن است باعث شود فرد، به جای بررسی دقیق، تصمیم بگیرد سریعتر اقدام کند.
در نتیجه، نمیتوان تمام قربانیان چنین پروندههایی را صرفاً با عباراتی مانند «طمع» یا «سادهلوحی» توضیح داد. عوامل اقتصادی، تبلیغاتی، اجتماعی و کمبود تجربه خرید آنلاین میتوانند همزمان در تصمیم فرد نقش داشته باشند.
توصیههایی مانند «به صفحات ناشناس اعتماد نکنید» یا «قبل از خرید تحقیق کنید» زمانی اثر بیشتری دارند که کاربر بداند دقیقاً چه چیزی را باید بررسی کند.
هویت فروشنده، سابقه فعالیت، اطلاعات تماس قابل پیگیری، مجوزهای مرتبط، شیوه پرداخت، شرایط تحویل کالا، امکان بازگشت وجه و اختلاف قیمت با بازار، از جمله مواردی هستند که باید پیش از انتقال پول مورد توجه قرار گیرند.
همچنین هرچه فشار برای تصمیمگیری سریع بیشتر باشد، ضرورت بررسی دقیقتر نیز افزایش پیدا میکند.
یکی از مشکلات خرید در فضای مجازی این است که ایجاد یک صفحه حرفهای نسبتاً آسان است.
تصاویر باکیفیت، طراحی گرافیکی مناسب، تعداد بالای دنبالکننده، انتشار مداوم محتوا و تبلیغات گسترده میتوانند تصویری از یک کسبوکار معتبر ایجاد کنند؛ اما این ظاهر به تنهایی اعتبار حقوقی و تجاری فروشنده را اثبات نمیکند.
خریدار باید میان تصویری که تبلیغ ایجاد میکند و اطلاعاتی که قابلیت بررسی دارند، تفاوت قائل شود.
پیشگیری از کلاهبرداری اینترنتی تنها وظیفه کاربر نیست. خانواده، مدرسه، رسانهها و پلتفرمهای آنلاین نیز در افزایش آگاهی عمومی نقش دارند.
رسانه نباید تنها خبر دستگیری یک متهم یا رقم کلاهبرداری را منتشر کند؛ بلکه میتواند توضیح دهد این فریب چگونه شکل گرفته، چه نشانههایی وجود داشته و کاربر در کدام مرحله میتوانسته خطر را تشخیص دهد.
چنین رویکردی میتواند یک پرونده قضایی را به تجربهای آموزشی برای دیگر کاربران تبدیل کند.
پرونده اخیر با پیشفروش آیفون ۱۸ شکل گرفته، اما اصل ماجرا محدود به تلفن همراه نیست.
هر کالای پرتقاضا میتواند در صورت ترکیب شدن با قیمت غیرعادی، تبلیغات فریبنده و ایجاد حس فوریت، به ابزاری برای جلب اعتماد کاربران تبدیل شود.
خودرو، طلا، لوازم دیجیتال، پوشاک، خدمات و حتی پیشنهادهای سرمایهگذاری، همگی میتوانند در فضای مجازی با همین الگو عرضه شوند.
بنابراین مهمترین مهارت، شناخت یک صفحه یا یک فروشنده خاص نیست؛ بلکه تشخیص نشانههای خطر در هر معامله آنلاین است.
پرونده کوروش کمپانی و ماجرای پیشفروش آیفون ۱۸ را میتوان دو نمونه متفاوت از یک چالش گستردهتر دانست؛ چالشی که در آن فاصله میان جذابیت یک پیشنهاد و بررسی اعتبار آن، گاهی بسیار کوتاه میشود.
در پرونده کوروش کمپانی، مالباختگان اکنون در انتظار تعیین تکلیف نهایی و نحوه جبران خسارت هستند و در پرونده جدید نیز پلیس از شناسایی فردی خبر داده که به گفته این نهاد، با وعده پیشفروش آیفونهای جدید اقدام به دریافت وجه از شهروندان کرده است.
وجه مشترک این ماجراها، بیش از آنکه خود محصول باشد، نحوه شکلگیری اعتماد است.
قیمت پایین، تبلیغات مکرر، چهرههای شناختهشده، ظاهر حرفهای و ایجاد حس «فرصت محدود» میتوانند تصمیم خرید را تحت تأثیر قرار دهند؛ اما هیچکدام جای بررسی اعتبار فروشنده را نمیگیرد.
در نهایت، شاید سادهترین راهکار برای مواجهه با چنین پیشنهادهایی، یک مکث کوتاه باشد؛ چند دقیقه برای بررسی فروشنده، مقایسه قیمت، مطالعه شرایط معامله و اطمینان از مسیر پرداخت.
گاهی همین چند دقیقه فاصله میان یک «فرصت خرید» و یک «خسارت مالی» است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ