آیا سینمای اجتماعی ایران به دوپینگِ التهاب و توقیف وابسته شده است؟
به گزارش اطلاع با ما، «پیرپسر»؛ فیلمی که بیش از محتوایش، حاشیه ساخت: با آغاز اکران فیلم «پیرپسر» میشد پیشبینی کرد که فضا بهسوی قطبیسازی شدید پیش خواهد رفت. این بار نیز تماشاگران سینمای ایران به جای تمرکز بر خودِ فیلم، اسیر موجی از حاشیهسازیها و جنجالهای تبلیغاتی شدند؛ ماجرایی که کمکم دارد به یک روال خطرناک و البته آگاهانه تبدیل میشود.
از همان روزهای ابتدایی نمایش فیلم در جشنواره فجر، زمزمههایی درباره توقیف یا سانسور آن شنیده شد. اما نکته عجیب اینجاست که هیچ مقام رسمی شفافسازی نکرد. برعکس، فیلم با بیشترین سالن و در زمانی مناسب اکران شد؛ آیا این نشانهای نیست از یک استراتژی تبلیغاتی برای برانگیختن حساسیت عمومی؟
جریان حمایت از فیلمهای اجتماعی (در تقابل با فیلمهای کمدی)، به نظر میرسد به جای تقویت نقد جدی، بیش از پیش به ابزارهای احساسی و التهابی متوسل میشود. در حالیکه فیلمهایی از این جنس، بیش از هر چیز نیازمند تحلیل ساختاری، نقد محتوا و تفسیر جامعهشناسانهاند، حواشی آنها را از «میز نقد» به «جایگاه قضاوتهای جناحی» سوق داده است.
در این میان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم نتوانست موضعی شفاف اتخاذ کند. اگر فیلم توقیف نشده، چرا اینهمه سکوت؟ اگر توقیف شده، چرا دوباره در سطح گسترده اکران شد؟ و چرا سخنگوی دولت بدون روشنگری رسمی، با جملاتی نظیر «روایتی جسورانه از یک زخم» به حمایت از محتوای آن پرداخت؟
با غیبت برنامههایی مانند «هفت» در تحلیل ریشهای موضوعاتی از این دست، عرصه بیشتر از گذشته در اختیار «آنتنپرکنها» و تحلیلهای هیجانی قرار گرفته است. مسئلهای که فقط به تداوم «دوقطبیسازی» در سینما دامن میزند.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ