به گزارش اطلاع با ما ، جزایر سهگانه: ادعاهای امارات درباره جزایر سهگانه ایرانی، طی سالهای اخیر از سطح مواضع سیاسی عبور کرده و وارد مرحلهای کمسروصدا اما هدفمند شده است. از اجماعسازی منطقهای تا همراهکردن قدرتهای جهانی، نشانهها حاکی از آن است که این موضوع بیش از هر زمان دیگر در مسیر بینالمللیشدن قرار گرفته؛ مسیری که اگرچه الزام حقوقی فوری ندارد، اما میتواند پیامدهای سیاسی و عرفی قابلتوجهی به همراه داشته باشد.
ادعاهای امارات درباره جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و بوموسی موضوعی تازه نیست؛ اما آنچه امروز این پرونده را متمایز میکند، تغییر روش پیگیری آن است. ابوظبی بهجای تقابل مستقیم، راهبردی مبتنی بر تکرار، اجماعسازی و تثبیت روایت خود در اسناد، بیانیهها و نشستهای بینالمللی در پیش گرفته است.
این تغییر رویکرد باعث شده موضوع از یک اختلاف دوجانبه، به مسألهای با ابعاد چندجانبه تبدیل شود؛ هرچند از منظر حقوقی، همچنان حاکمیت ایران بر این جزایر تغییری نکرده است.
یکی از ابزارهای اصلی امارات، استفاده مستمر از ظرفیت شورای همکاری خلیج فارس است. تکرار یک ادعا در بیانیههای رسمی این شورا، بدون توجه به مستندات تاریخی ایران، به شکلگیری یک روایت ثابت در فضای دیپلماتیک منطقهای کمک کرده است.
در این بیانیهها، حتی اقداماتی مانند توسعه زیرساختی، سفر مقامات ایرانی یا رزمایشهای نظامی در این جزایر ـ که در چارچوب اعمال حاکمیت تعریف میشود ـ با تعابیر «تنشآفرین» بازنمایی میگردد.
آنچه شرایط را حساستر کرده، ورود تدریجی بازیگران فرامنطقهای به این فضاست. همراهی لفظی یا بیطرفنمایانه برخی قدرتها، بدون تصریح به حاکمیت ایران، عملاً به معنای تبدیل مسئله به «اختلاف» است؛ یعنی دقیقاً همان چارچوبی که امارات به دنبال آن است.
بیانیههای مشترک با اتحادیه اروپا، چین و روسیه — حتی بدون اعلام صریح مالکیت — با طرح ایده «حلوفصل اختلاف»، در عمل تردید سیاسی درباره وضعیت جزایر ایجاد میکند.
در سازوکار سازمان ملل، درخواست «نظر مشورتی» الزام حقوقی مستقیم برای کشورها ندارد؛ اما اهمیت آن در تأثیرگذاری سیاسی و عرفسازانه است. صرف مطرحشدن یک موضوع در مجمع عمومی یا شورای امنیت، میتواند آن را از اختلاف دوجانبه به یک مسئله بینالمللی ارتقا دهد.
برای کشوری مانند امارات، همین ارتقا یک دستاورد محسوب میشود؛ حتی اگر نتیجه نهایی نظر مشورتی الزامآور نباشد.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اتکا صرف به واکنشهای دیپلماتیک کلاسیک، مانند بیانیه یا احضار سفیر، بهتنهایی نمیتواند روند ایجادشده را متوقف کند. آنچه بیش از همه در این فضا اثرگذار است، تثبیت واقعیت در میدان عمل است؛ یعنی توسعه، حضور پایدار و پیوند این جزایر با زیست اقتصادی و اجتماعی کشور.
در نهایت، هرچه فاصله میان «واقعیت میدانی» و «روایت سیاسی رقیب» کمتر باشد، امکان تأثیرگذاری سناریوی بینالمللی نیز محدودتر خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ