به گزارش اطلاع با ما ، ایران: ایران طی هشت سال گذشته بدون خطمشی مشخص پیش رفته و نتیجه آن تشدید بحرانهای اقتصادی و مدیریتی بوده است. هشدارهایی درباره ضرورت «حفظ ایران» جدی گرفته نشد و تصمیمها عمدتاً واکنشی و کوتاهمدت بودهاند. دولت امروز با کاهش اعتمادبهنفس و سردرگمی در تصمیمگیری مواجه است. تنها راه عبور از وضعیت کنونی، تعیین اولویت مشترک حکمرانی یعنی حفظ ایران بهعنوان شاخص اصلی همه سیاستهاست. بدون این رویکرد، نه پیشرفت معنا دارد و نه پروژههای بزرگ به سرانجام میرسند.
هشت سال پیش در یکی از رقابتهای انتخاباتی، جملهای ساده اما مهم مطرح شد؛ اینکه ایران بیش از هر چیز نیازمند محافظت است. آن زمان کمتر کسی این پیام را جدی گرفت و فضای انتخابات بیشتر درگیر جدالهای لفظی و تخریب رقیب بود. امروز اما میتوان دید که همان هشدار، از جنس نگرانی درباره آینده کشور بوده است؛ آیندهای که اکنون با مشکلات گستردهتری روبهرو است.
اگر به مسیر طیشده نگاه کنیم، مسئولان نمیتوانند ادعا کنند که از بحرانها، هشدارها یا راهحلها بیخبر بودهاند. کارشناسان بارها و بارها درباره اقتصاد، زیرساخت، جمعیت، آب، انرژی، اعتماد عمومی و حکمرانی هشدار دادهاند. اما در عمل، آنچه بیشتر دیده شده سردرگمی، تصمیمهای مقطعی و نبود خطمشی واحد بوده است؛ گویی کشور بدون قطبنما حرکت کرده است.
ناتوانی در اتخاذ تصمیمهای قاطع و مستقل، دولت را در موقعیتی قرار داده که حتی در مهمترین انتصابات نیز ثبات دیده نمیشود. درحالیکه مسائل کشور از آب و انرژی گرفته تا بودجه، نقدینگی، بانکها و روابط مالی بینالمللی، نیازمند تصمیمهای جسورانه و منسجم است. به تجربه تاریخ هم که نگاه کنیم—به دوران سخت دهه ۶۰—اعتمادبهنفس دولت و همراهی مردم باعث شد کشور از دل بحرانهای بزرگ عبور کند.
در سالهای اخیر نه برنامهای برای حفاظت از منافع ملی دیده شده و نه تعریف روشن و قابلارزیابی از پیشرفت ارائه شده است. حتی گزارشهایی که از «درصد پیشرفت برنامه توسعه» منتشر میشود، پاسخی به این سؤال اساسی نیست که: آیا این پیشرفتها در عمل به حفظ ایران کمک کردهاند؟ وقتی خطمشی مشخصی وجود نداشته باشد، حتی بزرگترین پروژهها هم به نتیجه نمیرسند و تصمیمها بیشتر شبیه واکنشهای لحظهای میشوند.
تنها یکی از مسئولان در روزهای اخیر بهصراحت گفت: اولویت نخست کشور، حفظ ایران است و بعد تأمین معیشت مردم. اما این سخن مهم نیز با استقبال یا پیگیری جدی روبهرو نشد؛ درحالیکه چنین موضوعی باید محور همه تصمیمات باشد، از بودجه و انرژی گرفته تا حکمرانی و اقتصاد.
مسئله اصلی این است: کشوری با چالشهای متعدد نمیتواند بدون مسیر حرکت کند. در شرایطی که مردم با سختیهای روزمره مواجهاند و دولت نیز برای مدیریت بحرانها برنامه واحدی ندارد، بازگشت به مفهوم «حفظ ایران»—نه بهعنوان شعار بلکه بهعنوان شاخص تصمیمگیری—تنها راه عبور از این بنبست است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ