به گزارش اطلاع با ما ، پول ملی: کاهش مداوم ارزش ریال دیگر یک نوسان عادی یا شوک کوتاهمدت نیست؛ نشانهای است از بحران عمیق اعتماد به سیاست پولی. بازاری که هر روز عدد جدیدی ثبت میکند، پیامی روشن دارد: پول ملی بیدفاع شده و سیاستگذار از کنترل انتظارات جا مانده است.
وقتی نرخ ارز و طلا با شتاب بالا میرود، نمیتوان همهچیز را به عوامل بیرونی نسبت داد. سیاستهای چندگانه، پیامهای نامنسجم و نبود یک چارچوب روشن ارزی، باعث شده ریال در برابر شوکها بیپناه باشد. بازار در نبود جهتگیری شفاف، راه خود را میرود.
بانک مرکزی زمانی نقش لنگر انتظارات را ایفا میکند که سیاست پولی مقتدر، قابل پیشبینی و پاسخگو باشد. اما واکنشهای دیرهنگام و سیاستهای نمایشی، این نهاد را از جایگاه مرجع اعتماد به یک بازیگر منفعل تقلیل داده است؛ نتیجه، تشدید بیثباتی و افزایش رفتارهای سفتهبازانه است.
کاهش ارزش پول ملی، تنها محصول بازار ارز نیست. کسریهای مزمن بودجه، نبود انضباط مالی و رشد بیمهار نقدینگی، فشار مضاعفی بر ریال وارد میکند. تا زمانی که پول پرقدرت بدون پشتوانه وارد اقتصاد شود، هر سیاست کنترلی موقتی خواهد بود.
بازار به حرف واکنش نشان نمیدهد؛ زبانش عدد است. وقتی موضعگیری قاطع و بهموقع دیده نمیشود، سکوت بهعنوان نشانه ضعف تفسیر میشود. این سکوت، انتظارات تورمی را تقویت و مسیر خروج سرمایه از تولید به سمت داراییهای امن را هموار میکند.
نتیجه تضعیف پول ملی، مستقیماً بر زندگی روزمره مردم اثر میگذارد: کاهش قدرت خرید، آب شدن پساندازها، عقبنشینی تولید و نااطمینانی گسترده. در چنین شرایطی، اصلاحات جزئی قیمتی یا وعدههای کوتاهمدت نمیتواند این زنجیره را متوقف کند.
ریال نه بیصاحب است و نه فراموششده؛ اما در عمل بیدفاع مانده است. مهار این روند، نیازمند سیاست پولی منسجم، شفاف و مسئولانه است؛ سیاستی که اعتماد بسازد و انتظارات را مدیریت کند. بدون این تغییر مسیر، هر روز عددها بزرگتر میشوند و هزینه آن مستقیماً از جیب مردم پرداخت خواهد شد.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ