به گزارش اطلاع با ما ، گرانی: با جهش قیمت دلار و افزایش پیدرپی بهای کالاهای مصرفی، دوباره یک شعار قدیمی در فضای مجازی جان گرفته است: «نخرید تا ارزان شود». شعاری که در نگاه اول منطقی بهنظر میرسد، اما آیا در اقتصاد امروز ایران میتواند راهحل گرانی باشد یا صرفاً یک واکنش احساسی به فشار معیشتی است؟
در هفتههای اخیر، قیمت برخی کالاهای مصرفی بهویژه لبنیات با شتابی بیسابقه افزایش یافته است؛ تا جایی که تغییر قیمتها گاه بهصورت روزانه اتفاق میافتد. این در حالی است که درآمد خانوارها نهتنها همپای تورم رشد نکرده، بلکه فاصله میان هزینه و درآمد بیش از گذشته شده است. نتیجه طبیعی این وضعیت، فشار معیشتی و افزایش نارضایتی عمومی است.
در حالی که برخی مسئولان تنها قیمتهای مصوب و رسمی را معتبر میدانند، آنچه مردم در زندگی روزمره تجربه میکنند، قیمتهای واقعی بازار است. همانطور که کالاها با نرخ ارز آزاد به دست مصرفکننده میرسند، قیمت مواد اولیه نیز با همین منطق تعیین میشود؛ واقعیتی که انکار آن تغییری در هزینههای خانوار ایجاد نمیکند.
در واکنش به موج گرانی، بخشی از جامعه به کمپینهای نخریدن روی آوردهاند. این جریان با تکیه بر مفهوم عرضه و تقاضا معتقد است اگر مردم خرید نکنند، تولیدکننده ناچار به کاهش قیمت خواهد شد. در این مسیر، مثالهایی از کشورهای صنعتی نیز مطرح میشود؛ مثالهایی که اغلب پشتوانه دقیق اقتصادی یا تاریخی ندارند و بیشتر به روایتهای شفاهی شباهت دارند.
این کمپینها بهطور ضمنی، بار مسئولیت گرانی را بر دوش مصرفکننده میگذارند؛ گویی مردم با خرید خود، گرانی را تأیید میکنند. اما واقعیت این است که تولیدکننده زمانی قیمت را افزایش میدهد که هزینههای تولید بالا رفته باشد؛ از مواد اولیه و انرژی گرفته تا دستمزد و اجاره. فروش با قیمت پایینتر از هزینه، بهمعنای زیان و در نهایت خروج از تولید است.
عامل بنیادین افزایش قیمتها، تورم مزمن است؛ تورمی که ریشه آن به کسری بودجه، سیاستهای مالی و پولی و ناترازیهای ساختاری بازمیگردد. تا زمانی که این عوامل اصلاح نشوند، نه نخریدن مردم و نه فشار بر تولیدکننده، قادر به مهار پایدار قیمتها نخواهد بود.
اگر نخریدن به یک رفتار فراگیر تبدیل شود، در کوتاهمدت ممکن است کاهش تقاضا دیده شود؛ اما در ادامه، تولید کاهش مییابد، بخشی از نیروی کار بیکار میشود و سرمایه از بخش مولد خارج خواهد شد. نتیجه نهایی، بازگشت گرانی با شدتی بیشتر و اقتصادی ضعیفتر است؛ چرخهای که پیش از این نیز تجربه شده است.
راهحل مقابله با گرانی، نه در تحریم مصرف، بلکه در مطالبه اصلاحات ساختاری است. کوچکسازی دولت، انضباط بودجهای و کنترل تورم، ابزارهایی هستند که میتوانند اثر واقعی و پایدار بر قدرت خرید مردم داشته باشند. بدون این اصلاحات، هر کمپین مردمی—even با نیت خیر—به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
«نخرید تا ارزان شود» شاید واکنشی قابل درک به فشار معیشتی باشد، اما در اقتصاد تورمی ایران، نسخهای ناکارآمد و حتی پرهزینه است. گرانی نه با سرزنش مصرفکننده حل میشود و نه با فشار بر تولیدکننده؛ بلکه تنها با اصلاح ریشههای تورم و ساختار بودجهای کشور میتوان به کاهش پایدار قیمتها امید داشت.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ