به گزارش اطلاع با ما ، رمزارز: در حالی که میلیونها ایرانی عملاً وارد دنیای رمزارزها شدهاند، چارچوب قانونی کشور هنوز در مرحله ابهام است. تجربه جهانی نشان میدهد که ممنوعیت یا آزادی مطلق، هیچکدام پاسخگو نیست. اکنون ایران در نقطهای حساس قرار دارد؛ جایی که میتواند با قانونگذاری هوشمندانه، رمزارز را از تهدیدی بینظم به فرصتی برای رشد اقتصادی و مقابله با تحریمها تبدیل کند.
جهان سالهاست وارد عصر پولهای دیجیتال شده و میلیونها تراکنش رمزارزی در هر ثانیه انجام میشود. در ایران نیز استفاده از رمزارزها از کنج علاقهمندان فناوری فراتر رفته و به رفتار روزمره بخشی از جامعه تبدیل شده است؛ از خرید و فروش تتر و بیتکوین گرفته تا انتقال سرمایه و پرداختهای آنلاین. اما در حالیکه مردم مسیر خود را یافتهاند، قانون هنوز در نقطهی آغاز ایستاده است. سیاستهای رسمی گاه متناقض و مبهماند؛ استخراج مجاز است اما خرید و فروش در هالهای از ممنوعیت و بیتعریفی باقی مانده. نتیجه، شکلگیری بازاری «نیمهقانونی» است که میلیاردها تومان در آن جابهجا میشود بیآنکه چارچوب نظارتی مشخصی بر آن حاکم باشد.
برآوردها نشان میدهد بیش از ۱۰ میلیون ایرانی کیف پول رمزارزی دارند و حجم معاملات روزانه در صرافیهای داخلی از صدها میلیارد تومان فراتر میرود. این یعنی یک اقتصاد موازی دیجیتال در حال رشد است. تجربه جهانی ثابت کرده که حذف رمزارز ممکن نیست؛ چین پس از ممنوعیت کامل به سمت یوان دیجیتال رفت و آمریکا نیز به قانونگذاری مالیاتی روی آورد. اتحادیه اروپا با مقررات MiCA نظم را جایگزین ممنوعیت کرد. ایران نیز ناچار است از انکار عبور کند؛ زیرا واقعیت، پیش از قانون حرکت کرده است.
رمزارز میتواند ابزاری برای تسهیل تجارت، افزایش شفافیت مالی و حتی مقابله با تحریمها باشد؛ اما اگر بیقانون رها شود، به مسیری برای خروج سرمایه و کلاهبرداری تبدیل خواهد شد. اکنون زمان آن رسیده که قانون جامع رمزارزها تدوین شود؛ قانونی که مالکیت، استخراج، خرید و فروش، مالیات، و نظارت صرافیها را بهروشنی مشخص کند. ایجاد سامانههای احراز هویت، نظارت تراکنشی و مجوزدهی رسمی به صرافیها، میتواند بازار را از فضای خاکستری خارج کند.
در کنار قانونگذاری، آموزش مردم اهمیت حیاتی دارد. بسیاری هنوز رمزارز را با پروژههای سوداگرانه اشتباه میگیرند. آموزش امنیت دارایی دیجیتال، شناخت پروژههای معتبر و روشهای نگهداری امن، از پایههای ضروری ساماندهی بازار رمزارز است.
ایران با دارا بودن انرژی ارزان، متخصصان فناوری و بازار بزرگ داخلی، میتواند به قطب منطقهای خدمات بلاکچین تبدیل شود. اگر دولت رویکرد مشارکتی اتخاذ کند، رمزارز نه تنها تهدیدی برای اقتصاد نخواهد بود بلکه به ابزاری برای توسعه فناوری مالی، جذب سرمایه و ایجاد اشتغال بدل میشود. راهاندازی «ریال دیجیتال» نیز میتواند حلقهی اتصال میان نظام پولی رسمی و اقتصاد رمزارزی باشد؛ مدلی که در کنار نظارت بانک مرکزی، شفافیت و کارایی مالی را افزایش دهد.
جامعه امروز در عمل وارد دوران اقتصاد دیجیتال شده و هرگونه تأخیر در تصمیمگیری، فاصله میان قانون و واقعیت را بیشتر میکند. ایران اکنون در نقطهای تاریخی قرار دارد: میتواند رمزارز را مهار کند یا آن را هدایت. رمزارز نه دشمن اقتصاد است و نه ناجی آن؛ ابزاری است که بسته به نوع مدیریت، میتواند یا اقتصاد را نجات دهد یا بینظم کند. انتخاب با قانونگذار است.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ