به گزارش اطلاع با ما ، کلاس : لیلا علیزاده– مدارس در سراسر کشور با کمبود نیرو روبهرو هستند؛ بهویژه در دروس پایهای مثل ریاضی و علوم. اما پرسش اساسی این است که آیا واقعاً معلمی برای استخدام وجود ندارد، یا انگیزه تدریس در سایه حقوق پایین از بین رفته است؟ گزارشها از مدارس حاشیه تهران نشان میدهد که بسیاری از معلمان تازهکار پس از چند ماه تدریس، بهدلیل دستمزد ناچیز، عطای کلاس را به لقایش میبخشند.
یکی از معلمان سابق در گفتوگویی با برنامه «هشت شب» گفته است:«همسرم با حقوق ساعتی ۱۲ هزار تومان تدریس میکرد. بعد از چند هفته فهمید روزی کمتر از ۱۰۰ هزار تومان درآمد دارد. حالا راننده اسنپ است و وضعیت مالیاش بهتر شده.» این روایت تلخ تنها نمونهای از واقعیت معیشتی معلمان است؛ قشر فرهیختهای که سالها نماد عشق به آموزش بودند، اما امروز در تنگنای اقتصادی، از کلاس درس به سوی مشاغل دیگر میروند.
در کنار مشکل حقوق معلمان، بسیاری از مدارس نیز با کمبود بودجه مواجهاند. گزارشهایی از اجاره دادن حیاط مدارس به کسبوکارهای کوچک یا پارک خودروها منتشر شده است. هرچند وزارت آموزشوپرورش این موضوع را رد کرده و بر استفاده از «مشارکتهای مردمی» تأکید دارد، اما وابستگی مدارس به کمکهای والدین نشانه روشنی از بحران مالی در نظام آموزشی است.
واقعیت این است که آموزش، زیربنای توسعه هر کشور است. وقتی معلم دغدغه معیشت دارد و مدرسه برای پرداخت هزینه برق و آب چشم به مشارکت والدین دوخته، نظام آموزشی دچار فرسایش میشود؛ فرسایشی که نه تنها کمبود معلم، بلکه بحران اعتماد و انگیزه را نیز در پی دارد.
نظام آموزشی ایران با بحران جدی معلمان روبهرو است؛ نه بهدلیل کمبود نیرو، بلکه بهخاطر بیتوجهی به معیشت. حقوق پایین، نبود حمایت مالی و فشار اقتصادی، باعث مهاجرت تدریجی معلمان از کلاس درس به مشاغل دیگر شده است. وقتی معلم انگیزه ندارد، توسعه کشور هم متوقف میشود.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ