به گزارش اطلاع با ما ، جشنواره فیلم فجر: با گذشت نیمی از جشنواره فیلم فجر ۴۴، نشانهای از رویداد جریانساز، کشف استعداد تازه یا شوک هنری دیده نمیشود. تمرکز حاشیهها بر حضور یا عدم حضور هنرمندان، بیش از کیفیت آثار، نشان میدهد فجر از جایگاه «جشنواره» فاصله گرفته و به یک رویداد کماثر و کنترلشده بدل شده است؛ وضعیتی که بحران مرجعیت فرهنگی این جشنواره را آشکارتر از همیشه کرده است.
نیمی از جشنواره فیلم فجر ۴۴ گذشته، اما هنوز نشانهای از یک رویداد تعیینکننده دیده نمیشود. نه کشف فیلمساز تازهای، نه شوک هنری و نه حتی یک منازعه جدی که بتواند از محدوده سالنهای نمایش فراتر برود. این سکون، تصادفی نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر کارکرد جشنوارهای است که زمانی مرجع تشخیص مسیر سینمای ایران بود.
در روزهای ابتدایی، تمرکز رسانهها بیش از آنکه بر کیفیت فیلمها یا داوریها باشد، معطوف به حضور یا تحریم هنرمندان شد. گویی خود جشنواره به حاشیه رفته و جای آن را نوعی داوری اخلاقی گرفته است. این دوگانهسازی سادهانگارانه، بیش از هر چیز از تضعیف مشروعیت نهادی فجر خبر میدهد؛ جایی که دیگر فیلمها تعیینکننده نیستند.
سخنان دبیر جشنواره بیش از آنکه از اشتیاق و باور به فجر حکایت کند، رنگ و بوی انجام وظیفه مدیریتی دارد. تأکید بر «قهر نکردن» و «ضرورت حضور»، تلاشی است برای حفظ ظاهر رویداد، نه بازسازی اعتبار آن. در این نگاه، مسئولیت بحران به دوش بدنه سینما انداخته میشود، نه ساختار جشنواره.
اظهارنظر برخی فیلمسازان حاضر در جشنواره، تصویری روشن از وضعیت فعلی فجر ارائه میدهد. تشبیه جشنواره به یک «نمایشگاه سالانه» شاید تلخ باشد، اما واقعیتی را عیان میکند: فجر امروز بیش از آنکه محل گفتوگو، هیجان و رقابت باشد، به ویترینی بیروح از تولیدات محدود سالانه تبدیل شده است.
با وجود نمایش بیش از نیمی از آثار، تنها چند فیلم به دلایل محتوایی یا رسانهای بیشتر دیده شدهاند؛ نه بهعنوان پدیدهای جریانساز. این فقدان اتفاق، نشانهای است از آنکه فجر دیگر نه مسیر حرفهای فیلمسازان را تعیین میکند، نه سلیقه مخاطب را شکل میدهد و نه حتی بر سرنوشت اکران اثرگذار است.
فجر امروز بیشتر به ابزاری برای بازنمایی یک روایت محدود شباهت دارد تا آیینهای از تنوع و پویایی سینمای ایران. حذف ریسک، کنترل تنش و پرهیز از غافلگیری، جشنواره را به رویدادی بیخطر تبدیل کرده است؛ بیخطریای که بهجای امتیاز، به نقطه ضعف اصلی آن بدل شده است.
بسیاری از فعالان سینما در جشنواره حضور دارند، اما نه از سر اشتیاق. این تضاد میان حضور فیزیکی و بیاعتقادی درونی، جشنواره را از معنا تهی کرده است. وقتی بازیگران اصلی یک رویداد، آن را جدی نمیگیرند، هیچ تبلیغ یا فشار بیرونی نمیتواند مرجعیت ازدسترفته را بازگرداند.
امروز جشنواره فیلم فجر بیش از آنکه یک رویداد فرهنگی اثرگذار باشد، یک رسم سالانه است؛ شویی که برگزار میشود، دیده میشود، اما تغییری ایجاد نمیکند. شاید تلخترین نقد همین باشد: فجر ادامه دارد، اما نه بهعنوان نیروی محرک سینمای ایران، بلکه بهعنوان نشانهای از تکرار بیجان یک نهاد فرسوده.
این گزارش بر پایه بررسیهای تحریریه اطلاع باما و مرور دادههای منتشرشده در رسانههای کشور تنظیم شده است.
Δ